من دلم میخواد همهی جای تهران رو بگردم. همه چی رو تجربه کنم و ببینم. دلم میخواد همهی شهرهای ایران رو ببینم و خوراکیها و سوغاتیهاشون رو امتحان کنم. دلم میخواد جاهای تاریخی رو ببینم. دلم میخواد مردم و فرهنگهای مختلف رو ببینم. دلم میخواد همهی کشورهای آسیا، اروپا، آمریکا، آفریقا رو حتی بگردم. مردمشون رو ببینم، غذاهاشون رو امتحان کنم، با فرهنگشون آشنا بشم، تاریخشون رو بدونم. من دلم میخواد همهی چیزایی که توی دنیا هست رو از نزدیک ببینم. این یه عطشِ سیری ناپذیره که هیچوقت شاید نتونم حتی ذرهای ازش رو انجام بدم. و این غمگینم میکنه.
۶ روزه که به رژیمم پایبند موندم تقریبا و این بهم انگیزه میده. (تو اونقدرا هم بیاراده و به درد نخور نیستی فاطمه)
من جمله لحظاتِ جالبِ خواهرانه✨💜
واقعا خوشحالم ریحانه آلفا رو یاد گرفت و به منم یاد داد. نجاتدهندهی امروز!
زیاد حرف زدن اینجا هم حالمو خوب میکنه، هم با خودم میگم نکنه زیاد حرف زدم، نکنه خسته شین، نکنه خوب نباشههه، نکنه باید فقط محتواهای خوب تولید کنم و حرف دیگهای نزنممممم.
ریحانه برای وقتی که داریم آلفا میبافیم و طرحمون یه کوچولوش پیدا میشه و میفهمی چیه و کجاشه، یه اصطلاح داره. «بچهمون داره از تخم در میاد.» و این دقیقا حسِ خلق کردنی که دنبالشم رو بهم میده. حالا بچهم داره از تخم در میاد و ذوق✨💜