تو نخلِ منی، تکیهگاه، امن، پرثمر، قوی، متین.
و من نارنجِ تو ام، ظریف، ترش و شیرین، حساس.
و این نارنج، سالها گویا منتظر نخلِ خودش بود.
بهم گوش کن، من دختری بودم که فکر پسر بودن دست از سرش بر نمیداشت، لباسهای پسرونه میپوشیدم، از دختر بودن گریزون بودم، حتی بابام باهام تو بچگی بازیای پسرونه میکرد. اما تو کاری کردی که وقتی میخوام برای رنگِ وسایل خونهم تصمیم بگیرم، انتخابم آبی یا صورتی یا یاسیِ پرنسسی با ترکیب ظریف طلایی و سبک نئوکلاسیکه. تو کاری کردی که دختر بودنم رو دوست دارم. کاری کردی که داره یک سال میشه پیرهن مردونه نپوشیدم. کاری کردی که با تمام وجود دختر بودنم رو دوست داشته باشم.
برای هدفهات و خواستههات و آرزوهات و رویاهات سقف نذار، بلند فکر کن. بزرگ فکر کن. وسیع فکر کن و هیچوقت از فکر کردن بهشون، دوست داشتنشون، و تلاش برای رسیدن بهشون دست بر ندار.
چت جیپیتی پروتکلهای مخصوص خودش رو داره. در حالی که ازش یه تصویر تقریبا خشن خواستم با قید این که نشوندهندهی سکوت اجباریه گفت نمیتونه تولیدش کنه. اما هوش مصنوعی گروک میتونه به مراتب خشنتر و بیملاحظهتر عمل کنه. جالب بود.
دلم میخواد برای بچهها انیمیشن بسازم، داستان بنویسم، شخصیتهای کارتونی طراحی کنم، براشون انیمیشنهای قشنگ دوبله کنم. دلم میخواد بچهها رو از شبکه نهال که فقط انیمیشنهای رباتی پخش میکنه نجات بدم. انگار نه انگار شبکهی بچههاست. همهش جنگ، خشونت، قدرت ماورائی برای جنگیدن، ربات! هیچی شبیه زندگی واقعی نیست. هیچی حتی قشنگ نیست!
نخل و نارنج ؛
دلم میخواد برای بچهها انیمیشن بسازم، داستان بنویسم، شخصیتهای کارتونی طراحی کنم، براشون انیمیشنها
کارتونهای بچگیمون چه اشکالی داشتن مگه
آرتور
رویای شیرین
یاکاری
شهر آجیلی
تابالوگا
پورورو
و کلی کارتون دیگه
الان همهش شده ربات، جنگ، خشونت