صبح ساعت ۶ همراه جناب همسر بیدار شدم. درواقع بعد از رفتنش دیگه نخوابیدم. اتاق رو مرتب کردم، پلاستیکهای داخل حمام رو جا کردم، ظرفهای دیشب رو مرتب کردم، مخزن جارو برقی رو تمیز کردم و هال رو جارو کشیدم (جارو بوی سوختنی میده =))))))))))) روی کنسول رو یکم مرتب کردم، بالای تخت رو چیدم یکم، روفرشی رو انداختم و حالا بعد از فیکس ۳ ساعت نشستم بالاخره. کتری رو پر کردم و گذاشتم آب جوش بیاد تا یه نسکافه بخورم و برم سمت دانشگاه.
دیشب ساعت ۱۲ شب سیب زمینی سرخ کردم، سالاد و ژله هم داشتیم توی یخچال و نصف فیلم جوکر رو دیدیم. یادم باشه وقتی دارم گزارشش رو مینویسم برای استادم برای شما هم بگمش.
اگه این کلاه جوجه که دارم میبافم قشنگ بشه جدی میرم بافتنی یاد میگیرم و آنلاین شاپ میزنم.