eitaa logo
دفتر خاطرات خانوم علیا‌ -
337 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
200 ویدیو
5 فایل
دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی - https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=wSZvGLbdWyFExByj&btn=پیام.ناشناس.
مشاهده در ایتا
دانلود
یادم نمی‌رود که همه عزتم تویی من پای سفره‌ی تو شدم محترم حسین
کی میدونه؟ شاید اسم پسرمو گذاشتم سلمان.
من دلم لک زده برای کوچه پس کوچه‌های کربلا. آقای امام حسین، میشه دعوتنامه‌ی ما رو امضا کنی؟ دلمون داره می‌ترکه از غصه قربونت برم...
دیروزِ قشنگ، مهمونیِ مورد علاقه‌م، آدم‌های دوست‌داشتنی و خونه‌ای که سال‌هاست خونه‌ی مورد علاقه‌مه!
فیک نباشید.
هدایت شده از مدرسه نویسندگی مبنا
نمی‌دانم این شب‌ها برنامه‌ی مهدیه معلی را دنبال می‌کنید یا نه. یکی از مهمان‌های دیشب فهیمه سادات هاشمی تبار بود، جانباز جنگ تحمیلی دوازده روزه. وقتی وارد شد، مجری برنامه، انگار که بخواهد تعجب بیننده‌ها را بپوشاند، گفت «جانبازهای ما خانم و آقا ندارند و این روز مخصوص همه آن‌هاست.» ذهنم ناخودآگاه می‌دود پیش آمار جانبازهای خانم. فقط در جنگ تحمیلی هشت ساله، ۵هزار و ۷۳۵ بانوی جانباز داشتیم. من اما فکر می‌کنم آمار واقعی این جانبازها بیشتر از این‌هاست. زن‌هایی که در روزهای جنگ، در شب‌های آشوب‌ خیابانی، در ایام سیل و زلزله، جانباز شده‌اند. مادری که پسر تازه نامزد کرده‌اش را جبهه می‌فرستد، همسری پا به ماه که قرآن روی سر شوهرش می‌گیرد و او را راهی لانچرها می‌کند، خواهری که ساک نظامی برادرش را با دست‌هایی لرزان می‌بندد، دخترک سه‌ساله‌ای که لحظه خداحافظی سخت از آغوش پدر جدا می‌شود، و هر بانویی که عزیزتر از جان خود را راهی میدان می‌کند، مقام جان‌بازی دارد. روز جان‌باز، بر همه‌ی آن‌هایی که اسمشان در هیچ آماری قید نمی‌شود، مبارک.🌸 | @mabnaschoole |
هدایت شده از طائع.
- دوست دارم برایت بنویسم ماه. دوست دارم بنویسم چطور در همه‌ی لحظه‌های زندگی، مرا هم شبیه رقیه هوادار بودی، قدم به قدم با نگاهت قدم‌های کوچک و محتاطانه‌ام را روی بال ملائک نشاندی تا زمین نخورم و با نهایتِ محبت قد کشیدنم را چون جوانه‌ی دانه‌ی سیب در باغچه‌ی کوچک زندگی والدینم، شیرین کردی. دوست دارم بنویسم چطور در نوجوانی مرا در بند نگاهت اسیر کردی و جنونِ نامِ حسین را به رگ‌هایم ریختی تا تمام زندگی‌ام را نذرِ برادرت - اربابمان - و تو کنم. نذر مادرت! راستی چطور این دخترکِ سرکشِ تازه قدم به دنیای نوجوانی گذاشته را رامِ مرامت کردی عمو؟ مرام... دوست دارم بنویسم چقدر در زندگی‌ام مرام و معرفت گذاشتی وسط. من چقدر بی‌معرفت بودم و تو چقدر بامعرفت. من چقدر سر به هوا بودم و تو چقدر حواست به من بود. من چقدر بهانه آوردم و تو چقدر صبورانه هربار قلبِ خورد و خاکشیر شده‌ام را از اول در کوره‌ی محبتت صیقل دادی. چقدر گُم شدم در بیابانِ تاریکِ بلای دنیا و تو چقدر پناه امن و نورِ زندگی‌ام بودی. چقدر عمو بودی برایم، مهربان‌ترین عمو... دوست دارم بنویسم از تبِ دوست داشتنت که به جانم افتاده. از تیغ نگاهت که گریبانِ قلبم را به چنگ گرفته و از مردانگیِ تمام نشدنی‌ات، ای ماه. چقدر دوست دارم از تو بنویسم و چقدر تو برایم خصوصی و مخصوصی! مثلِ رازِ سر به مُهری که در بقچه‌ی سبز رنگ مخملی پیچیده‌ام و در اندرونی قلبم، در صندوقچه‌ی منبت‌کاری‌شده گذاشته‌ام. رازِ سر به مُهری که شناسنامه‌ی فرزندم را خواهد بوسید و نامش را پس از اذان و اقامه و سلام بر حسین، در گوشش خواهد خواند - امیر، عباس... امیرش، عباس! دوست دارم برایت بنویسم و از تو بنویسم که تنها ماهِ شب‌هایم بودی. از تو که وقتِ بُریدن از دنیا، سر به دامانت گذاشتم و اشک‌هایم چک و چک ستاره‌های بی‌فروغ آسمانِ دوتایی‌مان شدند. یادت هست که سر به زیر و رنجور کلون در خانه‌ات را بر هم کوبیدم - درحالی که در خانه‌ات همیشه به رویم باز بود - و صدایت زدم، در حالی که شرمگین و بی‌رمق بودم... «عمو، تو به ارباب بگو... عمو، تو به مادر بگو... عمو، تو به مولا بگو...» عمو، آه ای عمو. ای عموی ماه. نه، ای ماه‌ترین عمو. دوست دارم از تو بنویسم، برای خودت. ولی کلمات هنوز هم حقیرند. هنوز هم کوچکند. چقدر ناقص است این زبان! چرا هنوز واج‌هایی که بتوان آن‌ها را کنار هم چید و واژه‌هایی در خورِ اقیانوسِ تو یافت در دایره‌ی فهم بشر پدید نیامده‌اند؟ به گمانم همان ستاره‌های آسمانِ خصوصی‌مان آن واژه‌ها را از بر باشند. پس به زبانِ همان ستاره‌ها دوستت دارم، مدیون تو ام و میلادت مبارک، ماهِ ام‌البنین، ماهِ منِ کوچکِ خُرد. «پیش از تو، هیچ، اقیانوس را، ندیده بودم، که عمود بر زمین بایستد.» همان دخترک، سیده فاطمه. | eitaa.com/DTabiidi
هدایت شده از |صاحبSaheb|
. سه تا دونه «علی» دارن ابی‌عبدالله علیه‌السلام توی منزلشون، هر کدوم به شکلی در عالم جایگاهشون ویژه‌ست. (هر سه‌ی این بزرگواران هم تولدشون در ماه رجب و شعبان ثبت شده و چون ایامشون هست چند خطی بخونیم.) _کوچکترین علی بن حسین علیه‌السلام که صفات ایشون علما رو به حیرت کشیده. مثلا آیت الله فاطمی نیا می‌گفتند:«خیلی عجیب است شخص تنها شش ماه داشته باشه ولی باب الحوائج باشه.» و این چنین صحبت‌ها که زیاد شنیدیم. _آقا زاده‌ی بعدی و به نقلی پسر ارشدشون و بزرگترین علی بن حسین علیه‌السلام هم باز طوری دیگه. بهترین وصف برای ایشون همون بیان معروف شبیه‌ترینِ خلق به نبی مکرم اسلام ﷺ بودنه بنظرم و ختم کلام. _و فرزند دیگر حضرت، افضل‌ترین علی بن حسین علیه‌السلام، زین العابدین، امام سجاد علیه‌السلام هستند. ما گاها به امام زاده‌هایی بیشتر از اصل و اساس پرداختیم و الا چهره‌ی این امام بزرگوار به قول آقای طباخیان مردِ رنج کشیده‌ی گریان و بیمار نباید می‌موند بین ما شیعیان. مشابه صحبتی که در رابطه با علی اکبر علیه‌السلام هست در مورد امام چهارم هم از امام صادق علیه‌السلام داریم که می‌فرمایند؛ شبیه‌ترین خلق به امیرالمومنینﷺ حضرت سجاد علیه‌السلام هستند. بعضی از علما هم حتی ایشون رو دومین مبعوث اسلام لقب گذاری کردند، چراکه بعد از واقعه عاشورا تقریبا هیچ دینداری باقی نمونده بود و تدبیر احیاگر این امام، زمینه سازی اوج گرفتن مجدد اسلام رو پایه ریزی کرد. .
اگه می‌خواین صدقه بدین، خوب صدقه بدین. صدقه‌ای که به چشم بیاد. دادنش براتون سخت باشه. یه دردی از یکی دوا کنه. مثلا اونی که ماهی ۱۰۰ میلیون درآمد داره باید یک میلیون صدقه بده. با ۵ هزار تومن و ۱۰ هزار تومن و پول خرد فقط به خودمون می‌خندیم و سر خودمون کلاه می‌ذاریم. چنین صدقه‌ای تاثیراتی که ذکر شده براش رو برامون نمیاره.
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این فیلم یه جوریه انگار اوس‌موسای سریال پایتخت بازداشتشون کرده😂😂😂 *سید ویلیام* @farsitweets