خارج شدن از اون اتمسفر و یهو مواجه شدن با متروی تهران، شبیه یه شوک بود. من چشمام به دیدنِ خاک و سبزیِ خورستان و خاکریز و تانک و اروند و هور عادت کرده بود. من چشمام به دیدنِ آدمهایی عادت کرده بود که مطمئن بودم سیمشون به شهدا وصله. اینجا رو دوست ندارم. اینجا حالمو بد میکنه. اینجا بوی تعفن و درد میده.
بچهها اگه تسبیحم پیدا بشه به سه نفرتون شارژ ۵۰۰۰ تومنی میدم. (اگه بیشتر پول داشتم حتی بیشتر هم میدادم.) لطفا دعا کنید💔
به نظرتون اگر آدم توی قطار چیزی جا بذاره میتونه پیداش کنه و بهش بر میگردونن؟
خدایا، تو تنها پشت و پناه مایی. ما فقط تو رو داریم و فقط به تو میتونیم تکیه کنیم. درسته که بندههای بدی هستیم اما رحمت و مغفرت تو از گناههای ما بیشتره مگه نه؟ هوامونو داری مگه نه؟