دفتر خاطرات خانوم علیا -
-
از لحاظ قدمتِ آلاستار پوشیدن ما و تکرار این صحنه بخوام بگم؟
دفتر خاطرات خانوم علیا -
الان یه علیای عصبانیام که میتونه دنیا رو آتیش بزنه.
الان آرومترم. دست کم اونقدری حرف و غر زدم دربارهش که دیگه دلم نخواد سر یارو رو لب جدول بِبُرم و بابا خیلی موثر بود =)
دفتر خاطرات خانوم علیا -
پیشی ناز. یه رنگی بود که انگار خیابونی نبود.
شما هم میبینین چجوری داره نگاه میکنه؟
انگار اینجوریه که: اَیییی
دفتر خاطرات خانوم علیا -
الان آرومترم. دست کم اونقدری حرف و غر زدم دربارهش که دیگه دلم نخواد سر یارو رو لب جدول بِبُرم و با
راستشو بخواید، الان حتی از اول هم عصبانی ترم و حتی میتونم با چاقوی میوهخوری تیکه تیکه کنم این مردک رو.