هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
🔥حراج فوق العاده 🔥
😍فروش ویژه روفرشی کشدارو ضداب😍
باورت میشه اینا روفرشین😱
💯فروش انواع#رومبلی #فرشینه #روفرشی دورکشدار
💥با بهترین رنگ طرح و کیفیت💥
مقاوم در برابر شستشو✨
نرم و لطیف✨
ضداب وتنوع رنگ وتراکم بالا✨
کاملا دور کشی شده ✨
ارسال از تولیدی به سراسر کشور قسطی✨
⭕️دیگه نگران هزینه سنگین قالیشویی نباش☺️
https://eitaa.com/joinchat/3882680517Cc37851ff65
هدایت شده از تبلیغات دلدار
⭕️ فقط_متاهل ها_بخونن [واقعی]❗️
❗️اسمم نیلوفره ارایشگاه دارم
یه خانم #مُسن مشتری ثابتم بود
هر وقت میومد انگار #عروسی دعوت بود...
انصافا پول خوبیم میداد منم براش سنگ تموم میزاشتم
یه روز که رو صندلی دراز کشیده بود گوشیش زنگ خورد که در کمال ناباوری #عکس_شوهرمو روی گوشیش دیدم با لبخند بهش گفت عزیزم طاقت بیار منم حسابی #شـ.ـوکه بودم که یهو گفت😳.....
https://eitaa.com/joinchat/2157969715C713cf5e4cb
💞🍃ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ💞
نمیدانم این روزها
تو زیباتر شدی یا من
عاشق تر🥰❤️🔥💞🍃✨💋
بهم پیام بدین😊
@Roza113
💞🍃@lovely_lifee💞
هدایت شده از تبلیغات دلدار
مبلمان جدید رسییییییید 😍😍😍
❌❌❌ازتولید به مصرف❌❌❌
از یکنواختی خونه خسته شدی؟😢
دنبال یه جای مطمئن و با کیفیتی؟ 🤨
جدیدترین، خوشگلترین، با کلاس ترین مبلمان را در تولیدی مبل دانیال پیدا کنید 😉
کیفیت فوم و چوب عالیییییی😍💪
تنوع رنگ و مدلها فووق العادس😍👌
بیا ببین چه مدلایی آورده اگه ببینی شک ندارم خوشت میاد 😍😍😍👇
http://eitaa.com/joinchat/4177002507C2cf47525e6
🔥🔥🔥مبل جدید و عاااااااالی🔥🔥🔥
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃
#ارسالی_اعضا ❤️
پخت نان بسیار آسان در خانه🥞👌
به همین راحتی 🤗
مواد لازم:
آب دو لیوان آرد دو لیوان یک قاشق چای خوری نمک
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
هدایت شده از گستردهتبلیغاتیترابایت
این اتاق منه 🏠 عاشقشم😍
💜 روتختی مونو از
محصولات خودمون برداشتم 💜
دو ساله که دارم ازش استفاده میکنم
و آخ نگفته💪😎
⭕ برای دیدن محصولات بیشتر و
اطلاع از جشنواره ی هفته ی بعد
به کانالمون بپیوندید 🎊⭕👇
https://eitaa.com/joinchat/3816292550C573d3e6170
هدایت شده از تبلیغات دلدار
205.7K
✓ گلچین آهنگهای قدیمی
✓ متولد کدوم دهه هستی انتخاب کن 👇
✅ متولد دهه ۴۰ دهه ۵۰
✅متولد دهه ۶۰ دهه ۷۰
✓ طرفدار کدوم خواننده ای؟👇
1 جواد یساری 2 عباس قادری
3 شجریان 4 وحید حیدری
5 احمد آزاد 6 بقیه خواننده ها
🍃🍃🍃🌸🍃
📃 طالع روزانه:
🌕پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳
🌾طالع امروز متولدین #فروردین:
انعطاف پذیر بودن به شما کمک میکند تا امروز از پس مشکلات به خوبی برآیید، اما در واقع هر چه از روز میگذرد میبینید این کار برایتان سختتر و سختتر میشود. ممکن است در یک موقعیت یک روش راه چاره باشد اما همان روش در موقعیت دیگری به کار نیاید. اگر اوضاع آن طور که دوست داشتید پیش نرفت، نگران نشوید. صبر کنید تا زمان شما را در حل این مشکل راهنمایی کند.
🌾طالع امروز متولدین #اردیبهشت:
ممکن است امروز برای لحظاتی زندگی به نظرتان شیرین و دوست داشتنی بیاید، با وجود اینکه مسائل و مشکلات زیادی دارید اما دوست ندارید که روزتان را برای فکر کردن به آنها هدر بدهید. باید کاری کنید تا جریان کارهایتان را کند و آرام کند اما احتمالا اتفاقی میافتد که نمیتوانید به هدف تان برسید. زمانی که نمیدانید چکار باید بکنید بشدت گیج و دستپاچه میشوید. اما بتوانید اگر مسیر خود را در روزهای آینده تغییر دهید استرس و فشار روحی را کاهش میدهید. پس لازم نیست همین الان تصمیم مهمیبگیرید.
🌾طالع امروز متولدین #خرداد:
به جای اینکه مشکلات را خط بزنید، به هر اتفاق به عنوان هشداری نگاه کنید که به شما یادآوری میکند که باید جریان زندگی خود را آرام کنید و به راه درست برگردید. مسائل سادهای مانند تاخیر داشتن در قرار ملاقات یا فراموش کردن تعهد و قولهایتان نشانههایی از مشکلات اساسی تر هستند. انرژی خود را سر احساسات منفی هدر ندهید؛ بهتر است که به وظایف خود فکر کنید و بدنبال زندگی آرام تری باشید.
🍀طالع امروز متولدین #تیر:
امروز اتفاق غیر منتظرهای برایتان میافتد و شما نمیتوانید دلیل موجهی برای آن پیدا کنید. تصورات وخیالات تازه ای از ضمیر ناخودآگاهتان سر بیرون میآورند و بهتر است به جای نادیده گرفتن شان به آنها توجه کنید. به رویاهاتان اجازه پرواز دهید و ببینید شما را به کجا میبرند. شاید مقصد نهایی شان را ندانید، اما حداقل میتوانید احساسات خفته خود را بیدار کرده و بهتر آنها را بشناسید.
🍀طالع امروز متولدین #مرداد:
مهم نیست که شما چقدر مصمم هستید تا به اهداف تان برسید، مسئله این است که امروز اتفاق غیر منتظره ای میافتد که شک میکنید که آیا دارید راه درستی میروید یا نه! ممکن است آنقدر توانایی داشته باشید که همه موانعی را که سر راه شما قرار گرفته اند از میان بردارید، اما ممکن است این نیات دیگران باشد که مانع اصلی شما باشند. سر و کار داشتن با مردمیکه عصبی هستند بسیار سخت است اما شما به خوبی از عهده این کار بر میآیید. شاید امروز زیاد احساس خوبی نداشته باشید، اما در واقع امروز روزی است که براحتی میتوانید مسیر آینده خود را پیدا کنید.
🍀طالع امروز متولدین #شهریور:
بهتر است امروز دست از سرزنش کردن خودتان بردارید. شما معمولا دوست ندارید به کاری بپردازید که میدانید نتیجه خوبی ندارد. در این فکر نیز نیستید که کارهای کوچکی انجام دهید و نتیجه بزرگی بگیرید؛ لازم نیست واقعیت دقیقا آن چیزی باشد که شما تصور میکنید.
🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃
لینک کانال،👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2729115697C7f86bef90c
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
🔴 بدون پرداخت هیچ هزینه ای
#گلدوزی یادبگیر 🌸🍃
آموزش رایگان بامن;کسب درآمد باشما 💵
👈 آموزش گلدوزی لباس
🔺 آموزش دیوارکوب فانتزی
👈 آموزش انواع جاسوزنی
🔺 آموزش انواع پاپیون و گلسر
برای دریافت مینی دوره رایگان
بزن رو لینک زیر 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3075866850C764db16947
🔺 دوره های آموزشی جامع و فوق العاده
با تخفیف های باورنکردنی 😍
هدایت شده از تبلیغات دلدار
❌️ فوت دردناک دختر بچه تبریزی❌️
اوایل خدمتم تو بیمارستان امام رضای تبریز بود نزدیکای اذان ظهر بود که مادری دختر ۳ ساله ای به بغل سراسیمه وارد اورژانس شد از شدت گریه توان حرف زدن نداشت و بچه تو بغلش کبود شده بود
سریع بچه رو گرفتم زن بیچاره همونجا کف اورژانس ولو شد
بچه رو تخت خوابوندم و مشغول معاینه شدم دهنشو که باز کردم با چیزی که دیدم چشام از حدقه زد بیرون خدای من این چیه😱 ...
ادامه داستان..🤦♀️👇
https://eitaa.com/joinchat/1364656341C65395a2ffd
دورهمی2💞
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 #آرامش و حتی لحظه ای رهام نمیکرد. یه رودی درون قلبم ایجاد شده که با تلاطم روان، امنیت مه
🍃🍃🍃🍃🌸🍃
#آرامش🌱
_حمیرا با بانو همکاری میکنی و فردا لیست این چند وقتو میدی به مهرداد تا چک کنه.
_چشم آقا.
سرش رو بالا گرفت و به من نگاهم نکرد. نگاه جدی ای به هدی کرد و بدن هدی بلافاصله جمع شد.
_سفارشا و خریدا و ته فیشا رو امشب جمع و جور کن و بده به پارسا,
با لکنت گفت:
_چشم آقا.
سرش رو به آیپد دوخت. ناامید باقی مونده بودم که گفت:
_می تونید برید.
همین؟ پس برای چی منو صدا کرده بود؟ تعلل کردم اما هیچ چیزی نگفت. ناچارا و با حال بدی همراه با هدی برگشتم که صدای گیراش بلند شد: _تو نه!.تو بمون دختر رضا.
یخ زدم و با گیجی به اون سه نفری که نگاهم میکردن چشم دوختم. بدون کلامی حرف بی سر و صدا و بدون حرف از اتاق بیرون زدن و من موندم مردی که حتی نگاهمم نکرده بود. وسط اتاق سردرگم ایستاده بودم که
با بی تفاوتی گفت:
_بشین رو تخت و پاکتو باز کن.
سر چرخونده و از دیدن پاکت نامه سفید کرم رنگی که روی تخت بود کمی تعجب کردم. هنوز مبهوت ایستاده بودم که با غرش گفت:
_برو.
نفسی آزاد کرده و بعد با قدم های آرومی سمت تخت رفتم. روی لبه تخت نشسته و بعد پاکت رو بین دستام گرفتم. مقابلش نشسته بودم و چند لحظه نگاهش کردم که به شدت مشغول بود. با کنجکاوی پاکت رو باز کردم. برگه رو بیرون کشیدم. یک سری نمودار و درصد هایی رسم شده بود.
_بخونش.
گفتم:
_ سود سهام و نموداره س.. متوجه شدم صندلیش تکون خورد. سر بلند کرده و از دیدن اویی که نزدیک می شد آب دهانم رو با شدت بلعیدم. دست در جیب و با قدم های کشنده ای نزدیکم شد و در آخر بالاخره چشماش قفل چشمام شد. نزدیک شدنش برابر بود با خفگی.... اون کوهستان یخ زده چشماش می تونست باعث مرگ من بشه.حتی نمی شد حدس زد دقیقا چی توی اون مغزشه. وقتی مقابلم قرار گرفت.سر بلند کرده و به اویی که با نگاه کنکاش گری به من خیره شده بود. کاملا مسلط به تنم بود و من داشتم می مردم. فرم دستاش که توی جیبش بود و نگاه نافذش باعث یه سوختن می شد. دقیقا مثل شکارچی ای که بالا سر شکارش ایستاده نگاهم می کرد.
_ادامه بده.
اونقدر برام نفس کشیدن سخت بود که آب دهانم رو با بدبختی بلعیدم و سرم رو آوردم پایین. کاغذ رو محکم گرفتم و به خطوطی که برام درهم برهم شده بود نگاه دوختم و به سختی گفتم:
_یه آمار از سود سهام و رشد اخیر این سهامه. خدایا زیر اون نگاه لعنتیش داشتم تجزیه میشدم. نفس سختی کشیدم و گفتم:
_حدودا شش درصد تا دو هفته پیش نزول داشته و عمده خریدارا بیشتر نفتی ها بودن. بعد از یه لرز اقتصادی دوباره یه رشد داشته و نالا... خم شدن ناگهانیش افسار کلمات رو از دستم بیرون کشید و مشوش و لرزون نگاهش کردم که زانوش رو روی تخت گذاشت و به جلو خم شد و من بی هوا بالا تنم رو عقب کشیدم. نگاهش میخ چشمام بود و نزدیک تر شد و متقابلا منم به عقب خم شدم. نگاهش کردم و با خس خس گفتم: _چ..چرا اینجور... ابرویی بالا انداخت و با غرش گفت:
_حرف زدن نداریم. لعنتی وار به سمتم می اومد و من ناچارا به عقب رفتم و نفسم دست راستش رو کنار سرم گذاشت و تکیه گاهش کرد . مبهوت نگاهش کردم. نگاهش به روسریم گیر کرد. با کمی خشم گره روسریم رو کشید و با یک حرکت از سرم بیرون فرستاد. انگشتش روی شقیقه ام رفت و موهام رو با انگشتش باز کرد. خیره و مات زده نگاهش می کردم که گفت:
_چه حسی داری؟
_نمیذاری نفس بکشم.
_شاید نمیخوام نفس بکشی!
_چی میخوای پس؟ سیبک گلوم رو بین دستاش گرفت و با حالت لعنتی ای گفت:
_نفس
_جگوار., ملافه رو بین مشتم گرفتم خواستم تکون بخورم که غرید: _تکون نخور,
ثابت ایستادم و در حال لرزش بودم. نگاهم کرد و گفت:
_من.اینجا رو.... و با دستش فشاری به قفسه سینه ام و قسمت قلبم وارد کرد
_نفسات یه جنونِ آرامش.
ادامه دارد ...
💝@D_hame