eitaa logo
دُموعْ .
114 دنبال‌کننده
26 عکس
0 ویدیو
0 فایل
قسم به قداست حروف، چشم‌ها، و حروف چشم‌ها، که هرگز خوانده نشدند. « اشک‌ها » ؛ تن نازک کاغذ واژه‌هایم را تاب نیاورد به مَجاز پناه آوردم.
مشاهده در ایتا
دانلود
باید به سمت جنگل درختان راش و افرا فرار کنم. بین درخت‌های پهن‌برگ بنشینم و فقط به صدای ناقوس‌وار طبیعت گوش بدم. باید به سمت خزر یا عمان حرکت کنم. به موج‌های هجوم‌آورنده بر ساحل خیره بشم و تنها صدای خروششون رو بشنوم. باید به بالای عمیق‌ترین دره‌ها برم و به سیاهی بی‌انتهای سقوط نگاه کنم. شب‌ها در کویر اجازه بدم آسمان به من نزدیک و نزدیک‌تر بشه و من رو در خودش ببلعه. باید هرچه زودتر به مکان‌هایی برگردم که ازشون واهمه دارم. به جایی که در کابوس‌هام می‌بینم. باید از آدم‌ها به کابوس‌های دهشتناکم پناه ببرم. یقین دارم که اون‌ها امن‌ترن.
حالا باید در دل طبیعت بنویسم. به روی صخره‌ها و موج‌ها، به روی گندم‌های گندم‌زار، به روی شن‌زارها و نمک‌زارها. باید به روی تالاب و نیلوفرهای آبی ردی از حروف رو به جا بگذارم، در غارهای آهکی و دشت‌های اسطوخودوس راه برم و کلماتم رو به آبگیرها و آبسنگ‌های مرجانی برسونم. باید با شفق قطبی و ابرهای شب‌تاب هم‌صحبت بشم، با ستارگان دنباله‌دار شب‌نشینی کنم و با قاصدک‌ها چای بنوشم. یقین دارم که اون‌ها امن‌ترن.
‌مکاشفه 21:‌4 nmv‌ [4] او هر اشکی را از چشمان آنها پاک خواهد کرد. و دیگر مرگ نخواهد بود؛ و ماتم و شیون و درد وجود نخواهد داشت، زیرا چیزهای اوّل سپری شد.
از پُری او ما همه بهره‌مند شدیم، فیض از پی فیض.
تو شبی و تا همیشه متعلق به شب می‌مونی.
ممنونم از آسمون که بهم نزدیک و نزدیک‌تر شد و من رو در خودش بلعید. ممنونم از ستاره‌ها، این اخترک‌های وصف‌ناشدنی، که با من شب‌نشینی کردن.
آسمون همیشه شگفت‌زده‌م می‌کنه!
/
/
So did you write it in the end?