مهر، کمرت به اندازهی دو کف دسته، شرابی، چرکمردترین کانورسها، نوافن، بلند بگید خانم، 19، تاپ بنفش، یونس نبی، روزهایی که نبودند، ورقههای آچهار، فقط بخاطر موکا، تکِ دل، هوازی، کاش میتونستی مثل آدمیزاد بخوابی، آن شش نفر، پشت کاروان کنار اسبها، normal people، آباکسیژنه، ماتیک جگری، چه عجب خندیدی، هشتمین روز سردرد، هرزنویسی، شاید، ممکنه که خدا.
این ظلمِ انسانسازِ تحمیل شده بر انسان، این انسان به بند کِشنده و به بند کشیده شده، این ستیز ناروا با همنوعان و این مفاهیم کاملا انتزاعیِ درون کتابها. گرگها همدیگر رو نمیدرند، انسانها چرا.
از منابع لایتناهی کلمات و واژگان خودم رو هزاران قدم دور کردهم و به شیون نوشتههای هرگز متولد نشدهم نشستهام.