eitaa logo
𖫰愛݂݁ 𖫰⎯ּ︭𝖱݂ᧉⴊ ᮫᜔݁‌‌‌‌ فور؟عزل
239 دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
1.6هزار ویدیو
68 فایل
𖹭꯭ 私の静かな場所 ‌‌‌ּּ𝃢ꩌ𐨺 𝗟ᥱ𝗍𝗍ᥱ𝗋 𝖡𐐫𝗑 : https://eitaa.com/DailyAnime/12593 ──݂݂‌✉️─ּꩌׄ┈۫─╯ ‌‌ ‌:: ᥱ᥎ᥱ𝗋ꭚ ᑯαꭚ 𖫲𝗻ᥱᥕ ⍴𐐫st𝗌_ ‌‌ ‌:: 𝗡𐐫 𝗖𐐫ρ𝗒і𐔤𝗀 𝖠ᥣᥣ𐐫ᥕᥱᑯ_ کپی‌تو‌چنلت؟راضی‌نیستم برای‌اکانتت؟خوشحال‌میشم
مشاهده در ایتا
دانلود
اینا طبقِ دࢪخواستِ شما هستن؛ گفتین تئوری اَز شخصیت های شیطان کش بدم، 𐔌ˊ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ ˗ اینا فقط تئوری‌ها و بࢪداشت‌های شخصیِ خودمن👇🏻 . ༌ 𑂘 𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
𑣲𝇁تئورے من درباره یوشیرو و آیندہ شیاطین:: یک چیزے که همیشه برام جالب بود اینہ ڪـہ بعد از مرگ موزان، تقریباً تمام شیاطین از بین رفتن... اما یوشیرو هنوز زندہ موند. چون یوشیرو مثل بقیہ شیاطین، مستقیماً با خون موزان ساخته نشدہ بود؛ تامايو خودش اون رو به شیطان تبدیل کردہ بود. براے همین مرگ موزان باعث مرگ یوشیرو نشد و در نهایت یوشیرو تبدیل شد بہ آخرین شیطان شناخته‌شده. 𓈒 𑂘 حالا اینجا یک سؤال جالب پیش میاد: اگہ یوشیرو هنوز یک شیطان باشہ، یعنی نسل شیاطین واقعاً می‌تونہ دوبارہ شروع بشہ؟ چون تامايو تونسته بود بدون خون موزان، یک انسان رو به شیطان تبدیل کنہ. فرض کنہ سال‌ها بعد، یک انسان که به هر دلیلے در آستانہ مرگہ، یوشیرو رو پیدا کنہ و ازش بخواد نجاتش بدہ... یوشیرو هم که قرن‌ها زندہ مونده و علم و تجربہ تامايو رو هم با خودش داره، شاید بتونہ همون کارے رو که تامايو با خودش کرد، دوبارہ انجام بدہ. و اینجاست ڪـہ یک اتفاق خیلی خطرناک می‌افتہ: یک شیطان جدید متولد می‌شہ؛ شیطانے ڪـہ هیچ رابطہ اے با موزان نداره. اگہ اون شیطان برخلاف یوشیرو، انسان‌ها رو بخوره و شروع کنہ بہ تبدیل کردن آدم‌هاے دیگہ، یک نسل جدید از شیاطین به وجود میاد؛ بدون اینکه موزان اصلاً وجود داشتہ باشہ. یعنی ممکنہ با مرگ موزان، نسل شیاطین کاملاً منقرض نشده باشہ؛ فقط نسل قبلیشون تموم شده باشہ. و شاید اینجا یوشیرو می‌تونہ تبدیل بشہ بہ مهم‌ترین شخصیت براے جلوگیری از برگشت شیاطین؟..𓈒 𑂘 *البته‌دوست ندارم‌ هیج‌وقت‌ادامه‌شیطان کش رو بنویسن، کلا اثری که تموم شده لازم نیست کش بدن!خرابش میکنن! 𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𑣲𝇁تئورے من درباره موئیچیرو:: من همیشه موئیچیرو رو یکم متفاوت می‌بینم؛ انگار ما توے داستان با دو تا موئیچیرو روبه‌رو بودیم خود موئیچیرو می‌گہ زمانے ڪـہ خاطراتش رو یادش نمیومد، شخصیتش خیلی شبیہ برادرش، یوئیچیرو، شده بود؛ سرد، بی‌حوصله و نسبت بہ بقیہ بی‌تفاوت. اما بعد از اینکه خاطراتش کم‌کم برگشتن، انگار دوبارہ خودش شد. یادش اومد مادر و پدرش کیا بودن، برادرش رو به یاد آورد، یادش اومد چہ اتفاقاتے براے خانوادش افتادہ و اصلاً خودش قبل از اون اتفاقات چطور آدمے بود. به‌نظࢪ من برگشتن خاطرات فقط باعث نشد گذشته‌ش رو یادش بیاد؛ باعث شد دوبارہ خودش رو پیدا کنہ. براے همین من توے ذهنم دو تا موئیچیرو دارم: یکے موئیچیروے قبل از برگشتن خاطرات؛ همون پسرے ڪـہ بیشتر شبیہ یوئیچیرو شده بود و انگار هیچ چیز براش اهمیت نداشت. و یکے موئیچیروے بعد از برگشتن خاطرات؛ همون موئیچیروے واقعے، با احساسات، خاطرات و شخصیت خودش. و راستش رو بخواین، من شخصاً موئیچیروے دوم رو خیلی بیشتر دوست دارم. نه فقط چون مهربون‌تر و احساساتے‌تر شد؛ بیشتر بہ این خاطر ڪـہ حس می‌کنم بالاخره دوبارہ خودِ واقعیش شد. شاید موئیچیروے سرد و بی‌احساس واقعاً «موئیچیرو» نبود؛ فقط پسرے بود ڪـہ انقدر از گذشته و دردهاش دور افتادہ بود ڪـہ ناخودآگاه تبدیل بہ چیزے شد ڪـہ از برادرش براش باقی مونده بود. و شاید قشنگ‌ترین بخش شخصیتش همین باشہ؛ اینکہ موئیچیرو با به‌یاد آوردن گذشتہ، فقط خاطراتش رو پس نگرفت... خودش رو پس گرفت. 𓈒 𑂘 𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𑣲𝇁تئورے من درباره تانجیرو:: به‌نظࢪ من تانجیرو از اول داستان فقط «یه پسر مهربون» نبود؛ اون از بچگے مجبور شده بود نقش یه آدم بزرگ رو توی خونواده‌ش داشته باشه. تانجیرو پسر بزرگ خونواده بود و از همون سن کم مسئولیت زیادی رو دوشش بود؛ از کار کردن و هیزم فروختن گرفتہ تا مراقبت از خواهر و برادرهاش. برای همین شاید اون مهربونی و فداکارے زیادش فقط به خاطر ذات خوبش نباشه؛ شاید بخشی از شخصیتش نتیجه این بوده که از بچگے یاد گرفته اول به بقیه فکر کنه و بعد به خودش. 𓈒 𑂘 جالب اینہ که حتی بعد از کشته شدن خونواده‌ش، تانجیرو تقریباً هیچ‌وقت اجازه نداد خودش کاملاً فروبپاشه. حتی وقتی خودش درد داشت، باز هم بیشتر نگران نزوڪو بود. به‌نظࢪ من شاید دلیل اینکه تانجیرو اینقدر سخت می‌تونه از کسی متنفر بشه هم همینه. اون از بچگے با آدم‌ها و زندگی عادی سر و کار داشت و می‌دونست هر کسی برای خودش یه زندگی و یه داستان داره؛ برای همین حتی وقتی با شیطان‌ها می‌جنگید، بعضی وقت‌ها آخرین لحظه‌های زندگیشون رو درک می‌کرد. ولی چیزی که به‌نظࢪ من غمگین‌تره اینہ که تانجیرو هیچ‌وقت واقعاً فرصت نکرد بچه بمونه. اون قبل از اینکه خانواده‌ش رو از دست بده، مسئولیت خانواده رو به دوش می‌کشید؛ بعد از اون هم مجبور شد تبدیل به یه شیطان‌کش بشه و برای نجات تنها خواهرش بجنگه. و شاید بزرگ‌ترین تراژدی تانجیرو این نبود که مجبور شد قوی بشه؛ این بود که هیچ‌وقت فرصت نکرد بفهمه اگه این همه مسئولیت روی دوشش نبود، خودش واقعاً چه جور آدمی می‌شد. 𓈒 𑂘 𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𑣲𝇁تئورے من درباره گیو و نزوڪو:: بعد از نبرد نهایی، هایورے گیو تقریباً کامل از بین رفته بود؛ هایورے اے که یک نصفش یادگار تسوتاکو و نصف دیگہ‌ش یادگار سابیتو بود؛ یعنے دو تا از مهم‌ترین آدم‌هاے زندگیش که از دستشون دادہ بود. 𓈒 𑂘 براے همین، خراب شدن هایورے براے گیو فقط خراب شدن یک لباس نبود؛ انگار بخشی از خاطرات و یادگار اون دو نفر هم از بین رفتہ بود. اما نزوڪو که خیاطے رو خوب بلد بود، تونست بیشتر هایورے رو دوبارہ درست کنہ، با اینکه مقدار زیادے از پارچه‌هاے اصلے دیگه از بین رفتہ بودن. به‌نظࢪ من این کار براے گیو ارزش خیلی بیشترے داشت. نزوڪو در واقع داشت چیزے رو دوبارہ براش می‌ساخت که فقط یک لباس نبود؛ بخشی از خاطرات دو نفرے بود که گیو هنوز با خودش حمل می‌کرد. و شاید براے همین بعد از اون، گیو همیشه براے نزوڪو هدیه می‌فرستاد؛ از لباس و کیمونو گرفتہ تا شیرینی و گیره مو و چیزهاے مختلف. برای گیو، یک نفر بدون اینکه حتے بدونه، تونسته یکے از باارزش‌ترین یادگارهاش رو نجات بده. گیو اول قرار بود نزوڪو رو بکشه، ولے وقتے دید با وجود شیطان بودنش از تانجیرو محافظت می‌کنہ، تصمیم گرفت ازشون حمایت کنہ. 𓈒 𑂘 𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𑣲𝇁تئورے من درباره کانائو و کودکیش:: راستش هرچی بیشتر به کودکـے کانائو فکر می‌کنم، بیشتر به این نتیجه می‌رسم که اون از همون بچگے یکی از سخت‌ترین زندگی‌ها رو داشت. کانائو خواهر و برادرهاے زیادے داشت و چندین بار مجبور شد مرگشون رو ببینه؛ اینکه بدن سرد و بی‌جون بچه‌هاے خونواده‌ش رو ببینه و هیچ کاری هم از دستش برنیاد، خودش به تنهایی می‌تونسته یه آسیب خیلی بزرگ براش باشه. 𓈒 𑂘 از طرفے، پدر و مادر کانائو شرایط خیلی بدے داشتن و به‌خاطر فقر و تعداد زیاد بچه‌ها، عملاً نمی‌تونستن و نمی‌خواستن ازشون مراقبت درستے بکنن.در نهایت خود کانائو رو هم فروختن. به‌نظࢪ من یکی از بدترین چیزهایی که کانائو از اون دوران با خودش آورد، فقط فقر یا گرسنگی نبود؛ حس بی‌ارزش بودن و جدی گرفته نشدن بود. اینکه از بچگے مدام بهت نشون بدن بودنت مهم نیست، کسی براے جونت ارزش قائل نیست و حتی ممکنه یه روز فروخته بشے وقتی کانائه و شینوبو پیداش کردن، کانائو ۱۲ سالش بود؛ ولی ظاهرش خیلی کوچیک‌تر از سنش‌ به‌نظر می‌رسید. به‌نظࢪ من به خاطر سوءتغذیه، شرایط سختے بوده که از بچگے داشته. وقتی یه بچه غذای کافی و شرایط مناسب نداشته باشه، ممکنه از نظر جسمی ضعیف‌ و کوچیکتر هم‌سن‌وسال‌هاش به‌نظر برسه. کانائو با اون ظاهر آروم و کوچیک، در واقع یکی از سنگین‌ترین گذشته‌ها رو پشت سر گذاشته بود.دختࢪی که از بچگے مرگ خواهر و برادرهاش رو دیده بود، توسط پدر و مادرش فروخته شده بود و حتی یاد گرفته بود احساسات خودش رو سرکوب کنه... بعداً تبدیل شد به کسی که کم‌کم یاد گرفت برای خودش تصمیم بگیره و احساساتش رو بشناسه. 𓈒 𑂘 𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𑣲𝇁تئورے من درباره گیو؛:: به‌نظࢪ من گیو مهم‌ترین هاشیراے داستان بود، ولے با این حال از گذشتہ گیو چیز زیادے بهمون نشون ندادن. از تسوتاکو، خواهرش، فقط یکے دو تا صحنہ داریم و حتے تسوتاکو توی سریال صحبت هم نکرد. حتے از پدر و مادر گیو هم هیچ چیز درست و حسابے نمی‌دونیم؛ نہ ظاهرشون رو دیدیم، نہ رابطہ‌شون با گیو رو، نہ اینکه گیو اصلاً چہ خاطراتے ازشون داشت. اینجاست ڪـہ من یک برداشت شخصے دارم؛ شاید گیو اون‌قدر کوچیک بوده ڪـہ وقتے پدر و مادرش رو از دست دادہ، خاطرات زیادے ازشون براش باقی نموندہ. شاید بہ همین خاطر هم توے داستان هیچ‌وقت تصویر واضحے از اون‌ها نمی‌بینیم. از طرفے، تسوتاکو براے گیو فقط خواهر بزرگ‌ترش نبود؛ شاید عملاً مهم‌ترین آدم زندگیش بود. گیو با اون بزرگ شد و احتمالاً بخش بزرگے از چیزهایے ڪـہ از خانوادش براش باقی مونده بود، مربوط بہ تسوتاکو می‌شد. و بعد، همون آدم رو هم از دست داد... شاید یکے از دلایلے ڪـہ گیو بعد از مرگ تسوتاکو این‌قدر خودش رو تنها می‌دید، همین بود؛ چون تقریباً تمام چیزے ڪـہ از خانوادش براش مونده بود، از بین رفتہ بود.. 𓈒 𑂘 𐔌چ݂نل:: @DailyAnime 𓈒 ׄ