eitaa logo
𝓓a݁ꨲily` ⟆᪶᪹᪺᷂࣪͞da𝒛ai
181 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
510 ویدیو
71 فایل
#ٹابع_قۅانیݩ_ایتآ🌀 ͜‌ᰬᰬᰬ𖫱𖫳𖫳𝇃𝗦𝗲𝗰𝘂𝗿𝗲𝗱 ༌۪۫𝘂𝗻݁ꨲ𝗱𝗲𝗿 @Daily_dazai0_0 ; ༌۪۫ ᩸͝ᩴ۫۫۫ॎ‌𝗖𝚘ll𝚎𝚌𝚝𝚎𝚍 𝗯y𝇆 @Dazai_Chuyya
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت نهم همان طور که در گزارش آمد بود، شهر فاصله ی زیادی با دوجو داشت و خانه هم در نقطه ی دور افتاده ای در حاشیه ی شهر واقع شده بود. ماساچیکا و سانمی وقتی رسیدند که خورشید داشت غروب میکرد. وقتی راه افتادند آسمان گرفته بود و حالا ابرهای تیره ای فضا را سنگین کرده و انگار هر لحظه آماده ی باریدن بودند. باد سوز سردی داشت. سانمی پرسید: «همین جاست؟» ماساچیکا کنارش با شگفتی بالا را نگاه کرد و گفت: «عجب خونه ایه، نه؟» ساختمان قدیمی باشکوهی بود که درختان سرسبزی دوره اش کرده بودند. با این حال فضای دل مرده ای داشت که شاید به خاطر شاخ و برگ های درهم پیچیده ی درختانش بود اما به هر حال آن حس آسودگی اولیه حالا جایش را به اندوهی غم افزا داده بود. سانمی اخم کرد: «یه جورایی چندش آوره.» حتی سوسن های عنکبوتی قرمزی که در باغچه شکوفه داده بودند بیش از آن که زیبا به نظر برسند آدم را به وحشت می انداختند. سانمی این احساسات را پس زد و گفت: «بیا بریم تو.» ماساچیکا هم موافقت کرد: «بریم.» باهم قدم به درون خانه گذاشتند. «اوغ!» بوی نا آشنایی ناگهان سانمی را از پا در آورد. مثل عود غلیظی که به طرز خفقان آوری شیرین بود: بوی تند و چرکین جسدی که مانده و بو گرفته بود اما همزمان رایحه ی خوشی هم به مشام می رسید. سانمی تلو تلو خورد. سرش را تکان داد و سعی کرد آن بوی شیرین و زننده را پس بزند. به دماغش چین انداخت و رو کرد به همکارش. «هی، ماسا...» ماساچیکا آنجا نبود. «ماساچیکا؟» سانمی گشتی زد اما در دالان های باشکوه و راهروهای کم نوری که مقابلش گسترده شده بودند هیچ جنبنده ای به چشم نمیخورد. بیرون را نگاه کرد. آنجا هم اثری از ماساچیکا نبود. به هر حال، ماساچیکا هرگز دوستش را بی خبر به حال خودش رها نمی کرد. سانمی به تاریکی چشم دوخت: «اینجا چه خبره؟»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فحش داددد ببنید چقد بی ادبه😱😱😱😱
𝓓a݁ꨲily` ⟆᪶᪹᪺᷂࣪͞da𝒛ai
فحش داددد ببنید چقد بی ادبه😱😱😱😱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آخخ چی میشد فردا که از خواب پا شدم میومدم میدیدم چنل ۱۸۰ تایی شده
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا