گفته بودم چو بیایی غمِ دل با تو بگویم
چه بگویم؟ که غم از دل برود چون تو بیایی
گفت
هرچه با هرکه کنی بر تو همان میگذرد
پس چرا
هرچه با هرکه نکردم بر من همان میگذرد
دوست داشتنت را کاشتم تا روزی همچو سرو سبز بماند ٬ حتی پس از من
وقت است که بازآیی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدایی