صمیمیت یعنی بتونی از بیاهمیتترین چیزای روزمره حرف بزنی و بدونی که طرفت واقعا داره گوش میده.
از آدمایی که به جزئیات اهمیت میدن خوشم میاد اینجوریه که ”عه از کجا میدونستی من عاشق اینام؟ -اون روز از لا به لای حرفات فهمیدم“.
خیلی جالبه قبل امتحانا فیلم نمیبینم موقع امتحانا که شروع میشه یجورییی تو یروز هندل میکنممم همه قسمتارو ک تو روزای عادی نمیکنم
برف شاخهها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما میشکستشان. آدمها هم مثل درختها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانههای آدم وجود داشت و سنگینیاش تا بهار دیگر حس میشد. بدیاش این بود که آدمها فقط یکبار میمردند و همین یک بار، چه فاجعه دردناکی بود.
سمفونی مردگان' عباس معروفی