صمیمیت یعنی بتونی از بیاهمیتترین چیزای روزمره حرف بزنی و بدونی که طرفت واقعا داره گوش میده.
از آدمایی که به جزئیات اهمیت میدن خوشم میاد اینجوریه که ”عه از کجا میدونستی من عاشق اینام؟ -اون روز از لا به لای حرفات فهمیدم“.
خیلی جالبه قبل امتحانا فیلم نمیبینم موقع امتحانا که شروع میشه یجورییی تو یروز هندل میکنممم همه قسمتارو ک تو روزای عادی نمیکنم
برف شاخهها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما میشکستشان. آدمها هم مثل درختها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانههای آدم وجود داشت و سنگینیاش تا بهار دیگر حس میشد. بدیاش این بود که آدمها فقط یکبار میمردند و همین یک بار، چه فاجعه دردناکی بود.
سمفونی مردگان' عباس معروفی
سه روز تراپی توی اعتکاف کافی نبود نیاز دارم دوباره برگردم..
چه گناهی کردهام
که در خوابم هستی، در بیداریام نه
در قلبم هستی، در چشمم نه
در سرم هستی و در آغوشم نه؟