گفت ازحالت بگو؛
گفتم تومرحله ای اززندگی گیرکردم ،
که نه میتونم شرایط روتغییربدم،
نه میتونم چیزی که هست روبپذیرم...
دوست داشتن آدمها یعنی خواستن اونها
به همون شکلی که واقعاً هستن.
تیره، زیبا، زخمی، ادامه دهنده، شکسته!
داشتم فکر میکردم
کسی میدونه گل موردعلاقه من چیه؟
با رنگ موردعلاقه ام؟
یا وقتی اعصبانی و ناراحتم چطوریی میشم؟
چی خوشحالم می کنه؟
یا نمی دونم هر جزئیاتی راجب من؟
دیدم هیچکس نمیدونه..