من با "عشق" عکاسی میکنم.
الکی و بی هوده برای اینکه فقط یه چیزی اینجابزارم عکاسی و فیلم برداری نمیکنم، تویهرکدوم عکسا یه حس قشنگی هست که این نشونه اینه که من عکسامو دوست دارم 😭🌿🦋"
امروز حدودا. 5 تا گربه دیدم,اولیش جلو مغازه مامان ریحانه بود که شبیه شیر بود و نارنجی و سیاه و سفید بود و طبق معمول نازش کردم خیلی خوشگل بود، دومی رو ی ۳۰ قدم جلوتر دیدیم نارنجی بود شبیه گارفیلد که دوستمه دیگه هرروز میبینمش میخواستم نازش کنم حنانه گفت بسهههفحلنعنمععج بیا بریم وقت نکردم نازش کنم اون یکیو برگشتنی دیدیم که طوسی بود پشمالو بود ازونایی که شبیه خونگیا بود، نشستم نازش کردم مثل ابر نرمالو و ململانی بود، بعد یه پسره ورداشت بردش "وا" اون یکیم یکم جلوتر دیدیم که یه بچه گربه بود با چشمای عسلی که نازش میکردم میپرید بالاپایین هی میومد سمتم نیم ساعت نشسته بودم پاش باهاش حرف میزدم نتوونستم ازش دل بکنم یدونه ام سفید دیدم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭"
از کتابخونه یه کتاب به اسم " درکتابخانه پیدایش میکنی " گرفتم خیلی قشنگ و فرح بخشه 😭📚🪄"