دوستان واقعا وضعیت خوبی ندارم،هم افسردگی گرفتم، هم درسام روهم انبار شده,هم مریضم،هم سردرد دارم,هم پر از غمم،هم کلی پیوی سین نزده دارم،هم کلی بابت اینکه نمیتونم عکسای خیلی قشنگی که بارعناگرفتیمو به اینجامنتقل کنم ناراحتم،هم از اینکه سردر گمم دیوونه ام😭"
دوروزی که بارعناگذروندم خیلی خوش گذشت،داشتم توغمگینی خودم هرلحظه غرق تر میشدم که دیدم رعنازنگ زد و گفت دارم میام خونتون بمونم،وقتی اومد باهم حرف زدیم و بعد تصمیم گرفتیم بریم خوراکی بخریم دوتاساندیس و یه بیسکوئیت و یه نسکافه شد ۲۰۰ تومن، پشمامون ریخت چون چندماه پیش ۲ مشمبای پر خوراکی میخریدیم،سعی کردیم باهمینا سر کنیم،بعد که برگشتیم و خوراکیارو خوردیم نسکافه رودرست کردیم و خوردیم که تا۳ بیداربمونیم و حرف بزنیم، شبش یه بازی سم کردیم، تودهنمونوپر اب کردیم و ویدیوهای خنده دار گذاشتیم😭🍓💘"
دارچین🍊"
دوروزی که بارعناگذروندم خیلی خوش گذشت،داشتم توغمگینی خودم هرلحظه غرق تر میشدم که دیدم رعنازنگ زد و گ
فرداش رفتیم بیرون تابرای کمپ تودهات و خریدن وسایل ست برای همدیگه خرید کنیم، رفتیم پلاستیک فروشی و من ۲تا بطری شیشه ای خریدم برای اینکه توش آب پرتقال بریزیم ببریم بیرون بخوریم،بعدشمرفتیم یه پلاسکوی خیلی بزرگو رعنا 4 تا لگو خرید، میخواستیم بستنی قیفی بخوریم امااون اقاعه که همیشه میفروخت از شانس مادیروز نبود،بعد تصمیم گرفتیم پلاک قلبی گردنبند بخریم،اون مغازه ای که پلاک داشت بسته بود و حدودا ۶ بار یه راهو رفتیم اومدیم تا بلاخره بازکرد رفتیم و بایهعالمه پلاکای خوشگل مواجه شدیم و خریدیم،بعدشم توخونه نقاشی ابرنگی کشیدیم بارعنا و کلی عکسای خوشگل گرفتیم، رعنا یه نقاب اسپایدرمن خرید منم بهش گفتم هویتمو بهت قرض دادما،و خب بعد اینهمه خوشحالی رفت خونشون و دوباره من موندمو خودمو غم😭🙍🏻♀🤏🏻"