در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
مامان بیا گوشیم رو ازم بگیررررررر
مامان بیا گوشی رو ازم بگیرررر😭
دو سال پیش تو مدرسه یه دختره بود هر موقع من رو میدید من داشتم ساندویچ میخوردم بعد از یه صدا م میزد «ساندویچ خور» بعد از ماه رمضان من دیگه عادت کرده بودم ساندویچ میارم و اون بود که ساندویچ میخورد بعد من به اون لقب ساندویچ خور دادم
و فقط روز آخر مدرسه اسم همدیگه رو پرسیدیم
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
دو سال پیش تو مدرسه یه دختره بود هر موقع من رو میدید من داشتم ساندویچ میخوردم بعد از یه صدا م میزد
حالا حرفم این بود که اینروز ها دارم میبینمش 😂
هدایت شده از شَبهایِروشَن؛
شب بخیر.
تاریکی به کامتون.