در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
چ_😱
الان ۲ خرداده😊👍(😭😭😭😭)
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
با لف دادنتون از اینجا دارید من رو خجالت زده میکنید😦
در واقع یعنی خجالت نمی کشید لف میدید🤭
هدایت شده از ستاد مبارزه با آمیگدال
- پرتره ها
این داستان یک شکارچی است که در جنگل ها تنها قدم میزد و به دنبال شکار میگشت.پس از مدتی سعی میکند راه خود را به خارج از جنگل پیدا کند اما گم میشود.
او بالاخره یک کلبه پیدا میکند ، و پس از بار ها درب زدن وارد میشود . پس از این که اطمینان میابد که در کلبه تنها است ، کمی در تاریکی در کلبه قدم میزند تا با محیط آن آشنا شود. کلبه هیچ چیز خاص و عجیبی نداشت ، به جز بیش از ده ها تابلوی پورتره که در تمام اتاق های کلبه آویزان شده اند.پورتره هایی از چهره های عجیب ، مرموز ، زشت و اهریمنی که به طور آزاردهنده ای گویا همه به او خیره شده اند.
او شب را در کلبه میخوابد تا صبح در ر وشنایی خورشید راه خود را پیدا کند. اما صبح موضوعی مو به تن او سیخ میکند ، در کلبه هیچ پورتره ای نبود ، درواقع آنها پنجره بودند.
#مثلا_بگو_ترسیدم
#هرسیترسناک
#داستان_ترسناک
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
- پرتره ها این داستان یک شکارچی است که در جنگل ها تنها قدم میزد و به دنبال شکار میگشت.پس از مدتی سعی
خودم نخوندمش
ولی برای اینکه شما شب خوبی داشته باشید ....😌👍