هدایت شده از شماره "۱"
《فکر میکردم اسمش لیلیه. پس استلا چیه؟》
پکی به سیگارش زد:《استلا یه اسم نیست، یه کلمهست. یه کلمه برای کسایی که خیلی عاشقشونی، لیلی توی بچگی یه کسی رو داشت. یه کسی که مراقبش بود، اسمش استلا بود. بعد از اینکه اون مرد، لیلی به هر کس که خیلی واسش مهم بود و عاشقش و حتی حسی فراتر از عشق بهش داشت، میگفت استلا. منم از اون یاد گرفتم.》
تلفنش را برداشت:《پس سیوت میکنم استلا.》
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
واقعا هیچ جوره نمیتونم فیلم های این دختره رو ببینم بعد از اون سریال تا پایان ماه
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
واقعا هیچ جوره نمیتونم فیلم های این دختره رو ببینم بعد از اون سریال تا پایان ماه
توش دختره یه نقش خیلیییییی رو مخ داشت
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
توش دختره یه نقش خیلیییییی رو مخ داشت
فقط اون نقاب سایه ها رو دیدم بعدش
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
توش دختره یه نقش خیلیییییی رو مخ داشت
مزخرف ترین و رو مخ ترین بود
اصلا شخصیت های سریال همه ی مشکلاتشون به خاطر این بود
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
مزخرف ترین و رو مخ ترین بود اصلا شخصیت های سریال همه ی مشکلاتشون به خاطر این بود
تو سه تا دنیا شخصیت اصلی ها رو عذاب داد