در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
قسمت بی گوشی بودنش فقط زنگ اول سخت بود
و معلم هامون خیلی سخت گیرن
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
و معلم هامون خیلی سخت گیرن
معلم عربیمون واقعا فکر کنم مشکل روانی داشته باشه
و میدونی فکر کنم من اصلا آدم ارتباط گرفتن با بقیه نباشم
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
و میدونی فکر کنم من اصلا آدم ارتباط گرفتن با بقیه نباشم
امروز یه گروهی اومده بودن با من دوست شن و من خب باهاشون زنگ تفریح ها بیرون رفتم و به این نتیجه رسیدم که چقدر تو دنیا های متفاوتی زندگی میکنیم
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
امروز یه گروهی اومده بودن با من دوست شن و من خب باهاشون زنگ تفریح ها بیرون رفتم و به این نتیجه رسیدم
و واقعا به نظرم درمورد موضوع های بی اهمیت و کسل کننده ای حرف میزنن
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
معلم عربیمون واقعا فکر کنم مشکل روانی داشته باشه
مثلا میگفت این روش که زیر هر کلمه خط میکشی و معنیش رو مینویسی رو خودش ساخته و بقیه اومدن ازش دزدیدن 🤣
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
مثلا میگفت این روش که زیر هر کلمه خط میکشی و معنیش رو مینویسی رو خودش ساخته و بقیه اومدن ازش دزدید
بعد میگفت حالا میبخشمشون دیگه با اینکه اومدن از روش من کپی کردن و کلی پول درمیارن🤣
ولی این قضیه ی مدرسه رفتن مثل یه جور خواب بود برام و هر لحظه منتظر بودم که بیدار شم
در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
ولی این قضیه ی مدرسه رفتن مثل یه جور خواب بود برام و هر لحظه منتظر بودم که بیدار شم
انتظار داشتم که تابستون چندین سال طول بکشه