eitaa logo
📚 داستان های آموزنده 📚
61.1هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
4.4هزار ویدیو
80 فایل
﷽ ❣️اینجا جهانِ موازیِ دوراهی‌های زندگی توست. ❣️اینجا قصه می‌خونیم، قصه‌هایی واقعی و آموزنده از زندگی گذشتگان و البته زندگی ائمه علیهم‌السلام و شهدا 🌱قصه‌هایی که راه زندگی رو نشون میدن ✍️ تبلیغ: قاصدک @ghaasedak https://eitaa.com/Dastan
مشاهده در ایتا
دانلود
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥⭕️ حاج قاسم پدری برای تمام فرزندان شهدا... 🔺تصاویری از دیدار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی با فرزندان شهدای مدافع حرم. ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
✨﷽✨ 👌 داستان کوتاه پند آموز 💭 شیطان با بنده ای همسفر شد موقع نماز صبح، بنده نماز نخوند  موقع ظهر و عصر هم، نماز نخوند  موقع مغرب و عشاء رسید، بازم بنده نماز بجای نیاورد 💭 موقع خواب شیطان به بنده گفت من با تو زیر یک سقف نمی خوابم چون پنج وقت موقع نماز شد و تو یک نماز نخوندی میترسم غضبی از آسمان بر این سقف نازل بشه که من هم با تو شامل بشم  💭بنده گفت تو شیطانی و من بنده خدا ، چطور غضب بر من نازل بشه ؟  شیطان در جواب گفت من فقط یک سجده اونم به بنده خدا نکردم از بهشت رانده شدم و تا روز قیامت لعن شدم در صورتیکه تو از صبح تا حالا باید چند سجده به خالق میکردی و نکردی وای به حال تو که از من بدتری ؟؟؟؟ «شیطان که رانده شد بجز یک خطا نکرد خــود را بـه سـجـده ی آدم رضــا نـکـرد شـیــطان هـــزار بــار بـه از بــی نـمـــاز او سجــده بـر آدم و او بـر خــدا نـکـرد» 💠✨ از پاهايي که نمي توانند تو را به اداي نماز ببرند، انتظار نداشته باش که تو را به بهشت ببرند.. ❤️ رسول الله فرموده اند : ❌ ترك نماز صبح: نور صورت ❌ ترك نماز ظهر: بركت رزق ❌ ترك نماز عصر: طاقت بدن ❌ ترك نماز مغرب: فايده فرزند ❌ ترك نماز عشاء: آرامش خواب را از بين میبرد ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
4_5942775269122115152.mp3
زمان: حجم: 979.4K
🎙چرا اشک نداریم؟... آیت الله مجتهدی تهرانی ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
🤲 ذکری برای وسعت رزق 🤲 در ، مردى بود كه به او « » مى گفتند . آدم محروم و نداری بود . روزی خدمت عليه السلام آمد و از محروميّت و بدبختى خود به ايشان ، شكايت كرد و گفت : هر کاری می کنم ، گرفتارى ام برطرف نمى شود . حضرت به او فرمودند : به عنوان آخرین دعا و ذکر ، بعد از نماز صبحت ، ده مرتبه بگو : « سبحانَ اللهِ العظيمِ و بِحمده ، أستَغفِرُ اللهَ و أتوبُ إليه ، وأَسألُه مِن فضلِه . » « منزه است خداى بزرگ ؛ از خداوند آمرزش مى خواهم و بخشش او را درخواست مى كنم . » ابوقمقام می گوید : من بر اين کار مداومت کردم ؛ به خدا سوگند ! طولى نكشيد كه عدّه اى نزد من آمدند و به من خبر دادند كه مردى از اقوام تو از دنیا رفته است و جز تو ، ندارد . من نیز رفتم و او را گرفتم و بى نياز شدم . 🗂منبع : بحارالانوار ، ج ۴۸ ، ص ۱۷۳ ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
‏فیلم از طرف غیاثی
4_5864174051890563007.mp3
زمان: حجم: 2.9M
🔷مداحی عربی و حماسی حاج میثم مطیعی؛ انتشار به مناسبت راهپیمایی میلیونی مردم عراق 🔶هزار هزار سلیمانی به پا خاستند قدس، نیروی قدسی دارد که در راه است ای سربازان خدا، به پیش روید سلیمانی به ما گفت: بر شما واجب است که اسرائیل را نابود سازید، از روی این زمین ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
📚 داستان های آموزنده 📚
🔷مداحی عربی و حماسی حاج میثم مطیعی؛ انتشار به مناسبت راهپیمایی میلیونی مردم عراق 🔶هزار هزار سلیمانی
در قاب شفق، شکفت سیمای شهید برخاست سرود سرخ از نای شهید در ظلمت شب چو سیل جاری شد خلق تا شهر سپیده، رفت با پای شهید ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
✨شخصى نزد امام صادق رفت و گفت من ازلحظه مرگ بسيارميترسم،چه کنم؟ 🌸امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: زيارت ‌عاشورا را زياد بخوان.. آن مرد گفت: چگونه با خواندن زيارت عاشورا از خوف آن لحظه در امان باشم؟ امام صادق فرمود: مگر در پايان زیارت عاشورا نمى خوانيد؟ •{ اَللّهُمَّ‌ارْزُقْنی‌شَفاعَهَ‌الْحُسَیْنِ‌یَوْمَ‌الْوُرُودِ }• یعنی خدايا شفاعت حسين(علیه السّلام) را هنگام ورود به قبر روزى من کن... ‌‌ ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
📔 روزی هارون الرشید به بهلول خطاب کرد : آیا می خواهی خلیفه باشی؟ بهلول گفت: دوست ندارم. هارون گفت : چرا؟ بهلول پاسخ داد: برای اینکه من به چشم خود مرگ سه خلیفه را دیده ام ولی خلیفه تا به حال فوت دو بهلول را ندیده است. ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
📚 داستان کوتاه ✍ مرد خیاطی "کوزه ای عسل" در دکانش داشت. یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت: "این کوزه پر از زهر است! مواظب باش آن را دست نزنی!" "شاگرد" که می دانست استادش "دروغ" می گوید حرفی نزد و ... استادش رفت. شاگرد هم "پیراهن یک مشتری" را بر داشت و به "دکان نانوایی" رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت و بعد به دکان برگشت و تمام "عسل" را با "نان" خورد و کف دکان دراز کشید. خیاط ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با "حیرت" از شاگردش پرسید: "چرا خوابیده ای؟!" شاگرد ناله کنان پاسخ داد: تو که رفتی من "سرگرم کار" بودم، "دزدی آمد" و یکی از پیراهن ها را دزدید و رفت. وقتی من متوجه شدم، از ترس تو، "زهر توی کوزه" را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از "کتک خوردن و تنبیه" آسوده شوم! 😊 ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌ ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻روایتی از سردار شهید باکری در بیانات سردار شهید سلیمانی ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ •✾📚 @Dastan 📚✾•