eitaa logo
📚 داستان های آموزنده 📚
66.7هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.4هزار ویدیو
75 فایل
﷽ 🔹تبادل و تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷 🌷 .... 🌷وقتی "مهدی" اسير شد، همسرش دو ماهه حامله بود. اميدوار بود روزی بچه‌اش را در ايران ببيند. برای بچه‌های اردوگاه خيلی تلاش می‌كرد. كارها را سر و سامان می‌داد و عراقی‌ها هم به او حساس شدند. روزی كه بيمار شد هر روز خون استفراغ می‌كرد. او را برای عمل جراحی به بيمارستان نظامی تموز بردند. چند روز بعد.... 🌷چند روز بعد، يكی از بچه‌ها از بيمارستان آمد و اين خبر را آورد: در بيمارستان، روی ديوار، بالای يكی از تخت‌ها با قاشق كنده شده بود: "به خدا مرا كشتند؛ مهدی صادقی". سال ۶۹ كه هم‌بندهايش بازگشتند، فرزندش هم به استقبال آمده بود. خيلی دوست داشت برای نخستين بار پدرش را ببيند؛ اما....! 🌹خاطره ای به یاد شهید معزز مهدی صادقی : آزاده سرافراز ابراهيم ايجادی 📚 کتاب "شهدای غریب" منبع: سایت نوید شاهد ✾📚 @Dastan 📚✾