eitaa logo
داستان راستان🇵🇸🇮🇷
35.8هزار دنبال‌کننده
38.3هزار عکس
34.8هزار ویدیو
372 فایل
تقدیم به روح پاک و مطهر متفکر شهید استاد مرتضی مطهری‏‏‏‏‏‏‏‏ تبلیغات‌ ارزان با بازدهی عالی :👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1735000081Ce431fec0ab
مشاهده در ایتا
دانلود
در دارالسلام از خزائن نراقی نقل شده است: یکی از علما (امیر محمد صالح خاتون آبادی داماد مرحوم مجلسی درگذشته بود، شبی ایشان را در خواب دیدم. گلایه کردم که قرار بود زودتر از این به خواب من بیایی، اکنون یک سال از فوت شما می‌گذرد. گفت: گرفتاری‌هایی داشتم که اکنون نجات یافتم. سؤال کردم: بر شما چه گذشت؟ گفت: مرا در مقام خطاب الهی بازداشتند. ندا رسید: چه آورده ای؟ عرض کردم: عمرم را در تصنیف و تألیف احادیث و اخبار و تفسیر به پایان برده ام. خطاب رسید: صحیح است؛ ولی در اول کتابها نام سلاطین را می‌بردی و خشنود میشدی که مردم کتابها را ستایش و مدح میکنند. مدح مردم و رضای سلاطین، اجر و پاداش تو است. عرض کردم: عمرم را در امامت نماز جمعه به سر بردم. گفتند: آری همین طور است؛ ولی هر گاه نمازگزاران زیاد بودند، خوشحال و هر گاه کم بودند، ناراحت میشدی. این عمل نیز شایسته ی ما نیست. بالاخره هر چه عرض کردم رد شد تا این که همه ی حسنات خود را تمام کردم. در این هنگام خطاب رسید: تو نزد ما یک عمل مقبول داری. آن عمل این است که روزی یک گلابی در دستت بود، زنی بر تو گذشت، بچه ای پشت سرش بود، چشم آن بچه به گلابی افتاد و به مادرش گفت: گلابی می‌خواهم و تو آن گلابی را به دست آن بچه دادی، فقط برای خشنودی خدا. آن طفل خوشحال شد. مرحوم مجلسی گفت: خداوند به خاطر همین عمل از من در گذشت. 📙پند تاریخ 5/ 208 - 209؛ به نقل از: منتخب التواریخ / 177. •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•