eitaa logo
داستان های عبرت آموز
1.4هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1هزار ویدیو
20 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم امام علی علیه‌السلام: پسرم! درست است كه من به اندازه پيشينيان عمر نكرده‏ ام، امّا در كردار آنها نظر افكندم، و در اخبارشان انديشيدم، و در آثار شان سير كردم تا آنجا كه گويا يكى از آنان شده‏ ام ... @yamolaiamalii313
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 مردی به حضرت محمد صلى‌الله‌علیه‌و‌آله گفت: اقوام و خویشاوندانم با من قطع رابطه کرده‌اند و مرا آزار می‌دهند، آیا من هم می‌توانم با آنها قطع رابطه کنم؟ 🔷 حضرت رسول الله فرمودند: اگر چنین کنی، خداوند نظر رحمتش را از همه شما بر مى‌دارد. 🔶 آن مرد پرسید: پس چه کنم؟ 🔷 حضرت فرمودند: 1⃣ ایجاد رابطه کن با کسى که با تو قطع رابطه کرده است، 2⃣ و عطا کن به کسى که تو را محروم ساخته، 3⃣ و عفو کن کسى را که به تو ظلم کرده است؛ 👈 در این صورت، خداوند پشتیبان تو در برابر آنها خواهد بود. 📚 محجة البيضاء، ج ۳، ص ۴۳۰ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 📖 قرآن کريم: 🔻 وَ اعْبُدُوا اللّه َ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْأً وَ بِالْوالِدَيْنِ اِحْسانا وَ بِذِى الْقُربى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ الْجارِ ذِى الْقُربى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ مَا مَلَـكَتْ اَيْمانُـكُمْ اِنَّ اللّه َ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُورا؛ 🍃 خدا را بپرستيد و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيد! و به پدر و مادر خوبى كنيد و همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و همسايه نزديك و همسايه دور و دوست و هم نشين و در راه ماندگان و بردگان (خدمتكاران) خود، زيرا خداوند، كسى را كه متكبّر و فخرفروش است، دوست ندارد.(نساء،آیه ۳۶) 🔹🍃 @Dastanhayeebratamooz ══🇮🇷🌹🇮🇷═════ 💫💫💫💫 ۶۴۹
امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) در پاسخ فردی كه سؤال كرد: «چگونه هنگامى كه حضرت مهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف) قيام مى‌كند فرزندان قاتلان حسين(عليه السلام) را به سبب اعمال پدرانشان به قتل مى رساند در حالى كه خداوند مى فرمايد: «وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى»(و هيچ گناهكارى بار گناه ديگرى را به دوش نمى كشد)، امام(عليه السلام) فرمود: به سبب آن كه اين فرزندان به اعمال پدرانشان رضايت دادند و به آن افتخار مى كنند و هر كس به چيزى راضى شود مانند اين است كه آن را انجام داده باشد، سپس امام(عليه السلام) افزود: «وَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ فَرَضِيَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ بِالْمَغْرِبِ لَكَانَ الرَّاضِي عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ شَرِيكَ الْقَاتِلِ»؛ اگر كسى در مشرق به قتل برسد و ديگرى در مغرب باشد و به آن قتل رضايت دهد شخص راضى در نزد خداوند شريك قاتل است» 📚بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۳
# # # 💠 پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین بیماریش در حالی که اصحاب خانه را پر کرده بودند فرمود: ای مردم! ممکن است من بزودی از دنیا بروم، اکنون این سخنانم را به عنوان عذر و حجت خویش نسبت به شما بیان می کنم همانا من کتاب خدا و اهلبیت خویش را در میان شما می گذارم. سپس دست علی علیه السلام را بلند کرد و فرمود: این علی با قرآن و قرآن با علی است، دو جانشین کمک کار از همدیگر جدا نمی شوند تا نزد حوض به حضور من آیند و از آنان بپرسم پس از من با آن ها چگونه رفتار شد. ب: ج 6، ص 153. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 📖 پیامبرگرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»: سَتکَونُ بَعدی فِتنَةٌ فَاِذا کانَ کذلِکَ فَالْزِموا علیَّ بْنَ اَبی‌طالب. به زودی بعد از من یک فتنه و آزمون سختی خواهد بود شما در آن تنها به علی بن ابی‌طالب تمسّک بجوئید. (اُسدالغابة، ج ٥ ص ٢٨٧ ـ الِإستیعاب ج ٤ـ ص ١٦٩) 🔹🍃 @Dastanhayeebratamooz ══🇮🇷🌹🇮🇷═════ 💫💫💫💫 ۶
✍علامه حسن زاده میفرمود: شما نمی بینید ، من میبینم اعمال شما از شما دور نمیشود، در جانتان مینشیند ! وقتی مردید و پرده افتاد میفهمید چه چیز را در خود نهادینه کرده اید ! میفرمود: این لقمه ها که میخورید، بو دارد، کاش میفهمیدید این لقمه برخی ها چه بویی دارد ! میفرمود: دهان باب الله است صادرات و ‌وارداتش را کنترل و‌ مواظبت کنید ! برخی ها از دهانشان آتش زبانه میکشد ! و برخی دهانشان معطر و منزه است !
💠 جابر بن یزید جعفی می گوید: از امام باقر (ع) پرسیدم: مراد از ملکوت آسمان و زمین که به حضرت ابراهیم خلیل اللَّه (ع)، ارائه نمودند چیست؟ 🔷 فرمودند: همان واقعه ای که خداوند متعال در قرآن شریف آن را یادآور شده و می فرماید: «وَ کذلِک نُری ابْراهیمَ مَلَکوتَ السَّمواتِ وَالاْرْضِ»[انعام-۷۵]؛ «و این چنین ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم.» پس دیدم که دست مبارک خود را به جانب آسمان برداشت و به من فرمود: نگاه کن تا چه می بینی؟ من نوری دیدم که از دست آن حضرت به آسمان متصل شده بود، چنانکه چشم ها خیره می شد. آنگاه به من فرمود: ابراهیم (ع) ملکوت آسمان و زمین را چنین دید. امام باقر (ع) در این لحظه دست مرا گرفته و به درون خانه برد. لباس خود را عوض کرده و فرمود: چشم برهم بگذار! بعد از لحظاتی گفت: می دانی در کجا هستیم؟ گفتم: خیر. فرمود: در آن ظلماتی هستیم که ذوالقرنین به آن جا گذر کرده بود. گفتم: اجازه می دهید که چشم هایم را باز کنم. فرمود: باز کن امّا هیچ نخواهی دید. چون چشم گشودم در چنان تاریکی بودم که زیر پایم را نمی دیدم. اندکی رفتیم باز هم فرمود: جابر! می دانی در کجائی؟ گفتم: خیر. امام فرمود: بر سر چشمه ای که خضر از آن آب حیات خورده بود، قرار داری. آن حضرت همچنان مرا از عالمی به عالم دیگر می برد تا به پنج عالم رسیدیم. فرمود: ابراهیم (ع) ملکوت آسمان ها را این چنین [که تو ملکوت زمین] را دیدی مشاهده کرد. . او ملکوت آسمان ها را دید که دوازده عالم است و هر امامی که از ما از دنیا برود، در یکی از این عالم ها ساکن می شود تا آنکه وقت ظهور قائم آل محمد (ص) فرا رسد. امام باقر (ع) دوباره فرمود: چشم بر هم بگذار و بعد از لحظه ای فرمود: چشم بگشا! چون چشم گشودم خود را در خانه آن حضرت دیدم. آن بزرگوار لباس قبلی خود را پوشید و به مجلس قبلی برگشتیم. من عرض کردم: فدایت شوم چه قدر از روز گذشته؟ 🔷 فرمود: سه ساعت. 📚 حديقة الشيعه، ص ۵۳۱ 📚 اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۸ ~~~~~~~~ @Dastanhayeebratamooz ══🇮🇷🌹🇮🇷═════ 💫💫💫💫
10.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آيت الله العظمی جوادی آملی شرح حدیثی از امام حسن مجتبی سلام الله علیه:آه مظلوم به آسمان غیب می‌رسد...»
امام علے (عليہ السلام) : بہ خدا قسم هيچ بنده اے را نديده ام ڪہ سودمند باشد، مگر اينڪہ زبانش را نگہ دارد. 📔 نهج البلاغہ، خطبہ۱۷۶
💢مرده‌ها در هنگام تشییع جنازه حرف می‌زنند؟ هنگامی که به تشییع جنازه مرده‌ای می‌رویم،‌ بدانیم که روح مرده اطراف ما در حرکت است و قدم به قدم با ما تا قبرستان می‌آید ولی ما او را نمی‌بینیم و جملاتی را می‌گوید که ما نمی‌شنویم: رسول‌ خدا (ص) می‌فرمایند: وقتی که مرده‌ را در‌ تابوت‌ حمل‌ میكنند، روحش‌ اطراف تابوت‌ به‌ پرواز‌ در میآيد و پيوسته‌ ندا ميدهد: ای اهل‌ من‌! ای فرزندان‌ من‌! دنيا با شما بازی نكند همان‌ قسمی كه‌ با من‌ بازی كرد؛ مال‌ دنيا را از طريق‌ حلال‌ و غير حلال‌ جمع‌آوری كردم‌ و سپس‌ همه‌ را برای غير خود گذاردم‌، پس‌ عيش‌ و راحتی و گوارائی آن‌ مال‌ برای ديگران‌ است‌ و عواقب‌ حساب‌ و تبعات‌ آن‌ برای من‌؛ پس‌ بترسيد و حذر كنيد از مثل‌ آنچیزی که بر من‌ وارد شد. 📚:بحارالانوار ج 6 ص 161
داستانی درباب توبه👇 جابر بن عبدالله انصاری نقل می‌کند: زنى، نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: یا رسول اللَّه ! زنى که فرزند خود را کشته، آیا فرصت توبه دارد؟ پیامبر فرمود: قسم به خداوندى که جان محمد به دست اوست، اگر او هفتاد پیغمبر را کشته باشد؛ بعد از آن، توبه کند و پشیمان شود و خدا بداند که دیگر آن گناه را انجام نمی‌دهد، حتماً توبه او را قبول می‌کند و از او می‌گذرد. به درستى که درهای توبه به اندازه فاصله میان مشرق و مغرب باز است و یقیناً توبه کننده واقعی از گناه، مانند کسی است که هیچ گناهی مرتکب نشده است. مستدرک‏الوسائل جلد 12 صفحه 131 باب87 سوره الزمر - آیه 53 : قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ‌ بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است
💥برزخ آن چيزي که از اهل بيت به ما رسيده و ما به غير از اين سند ديگري نداريم اين است که بعد از مرگ زندگي برزخي به اين شکل شروع مي شود که روح که تا به حال با اين بدن سنگين، خاکي و گوشتي و استخواني کار مي کرد، زندگي خود را با يک بدن سبک آغاز مي کند. بدن سبک همان بدن برزخي است که به آن بدن مثالي هم مي گويند. چون شکل و مثل اين بدن است . از امام صادق (ع) پرسيدند که بعد از مرگ چطور زندگي مي کنيم؟ حضرت فرمودند: در يک بدن هايي مثل بدن هاي دنيايي . بهترين مثال شبيه همان چيزي است که در خواب مي بينيم. در خواب بدن گوشتي زير لحاف است و هيچ تحرکي ندارد ، اما آن بدن را مي بينيم که کاملاً فعال است ، حرکت مي کند، مي فهمد، مي خورد، مي آشامد ، درد مي کشد و لذت مي برد . البته بدني که با آن در برزخ هستيم اين بدن که ما در خواب مي بينيم نيست . هزاران بار متکامل تر از اين بدن است چون بدن در خواب هنوز متعلق به عالم دنيا است. در روايت ديگري امام صادق(ع) فرمود که وقتي بعد از مرگ ما وارد عالم برزخ مي شويم در يک شکل و قالبي مانند همين قالب دنيا هستيم . پس شکل و صورت دارد اما جرم و سنگيني ندارد . بدن برزخي مي خورد ، مي آشامد ، لذت مي برد و درک و فهم دارد . لذت و عذاب او يا درک و فهم او به مراتب قوي تر از درک و فهم و لذت و عذاب هايي است که در عالم دنيا مي برد چون کامل تر بوده و حجاب هايي دنيايي برداشته شده است .
❗️ عاقبت توهین به تربت امام حسین علیه السلام! 〽️ موسی به عبدالعزیز می گفت: مشهورترین و داناترین پزشک شهر بغداد در زمان حکومت هارون الرشید دکتری مسیحی به نام "یوحنا"بود، ° او پزشک مخصوص هارون بود و هرگاه خلیفه بیمار می شد، او درمان می کرد. ◇ روزی یوحنا به نزد من آمد و گفت: تو را به حق پیامبرت و دینت قسم می دهم، بگو این کیست که قبرش در کربلا قرار دارد و مردم به زیارتش می روند؟ ◇ گفتم: او نوه پیامبر ما، امام حسین علیه السلام است. اما تو به من بگو چرا این سؤال را کردی و منظورت چه بود؟ ✿ طبیب مسیحی گفت: مدتی قبل، شاپور خادم خلیفه مرا به نزد خود طلبید. چون به نزدش رفتم مرا برداشت و به خانه موسی بن عیسی که از خویشان خلیفه بود، برد. ◇ او حاکم شهری بود و به دستور خلیفه به بغداد آمد. او را دیدم که بیهوش بر رختخوابش افتاده است. ◇ در پیش او طشتی بود که تمام احشاء و امعاء و محتویات شکمش در آن ریخته بود. 〽️ شاپور از خدمتکار موسی پرسید: چگونه این بلا بر سرش آمد؟ 〽️ خدمتکار جواب داد: یک ساعت قبل، امیر در نهایت سلامتی و خوشی بود و با ندیمان و دوستان خود صحبت می کرد. شخصی از بنی هاشم نیز در مجلس حاضر بود. ◇ او گفت: من بیماری شدیدی داشتم و هر کار کردم، بیماری ام بهبود نیافت. تا اینکه شخصی به من گفت: اگر از تربت امام حسین استفاده کنی شفا می یابی. من نیز چنین کردم و عافیت یافتم. ❗️ موسی به مرد هاشمی گفت: آیا از آن تربت هنوز چیزی نزد تو باقی مانده است؟ مرد هاشمی گفت: آری. پس از آن کسی را فرستاد تا آن تربت را آورد. ❗️ موسی (از روی تمسخر و بی احترامی) تربت را گرفت و روی آن نشست،مدتی نگذشت که ناگهان موسی فریاد کشید: سوختم! سوختم! طشت بیاورید! ❗️ ما برایش طشت آوردیم. او به قدری استفراغ کرد که تمام احشای بدنش بیرون ریخت پس از آن ندیمان به خانه هایشان باز گشتند و مجلس شادی مبدل به عزا شد. 🌀 طبیب مسیحی ادامه داد: شاپور به من گفت، بیا او را معاینه کن، شاید بتوانی درمانش کنی، من چراغی طلبیدم و با دقت به محتویات طشت نگاه کردم. ‼️ دیدم جگر و دل و تمام احشای امیر در طشت افتاده است. با تعجب گفتم: هیچ کس نمی تواند او را معالجه کند مگر حضرت عیسی مسیح که مرده را زنده می کرد. 〽️ سرانجام به هنگام سحر، امیر به جهنم واصل شد. ◇ یوحنا با اینکه مسیحی بود، مدتها به کربلا می رفت و قبر حضرت سیدالشهداء علیه السلام را زیارت می کرد. بعد از مدتی، از عقیده خود برگشت و مسلمانی نیکوکار و پرهیزکار گردید. 📚 گناهان کبیره ، ج2 ، ص533
شرط تطهیر گناهان خاکساری کردن است پای این درگاه، صورت را غباری کردن است با طهارت باش در مجلس که درگاه خداست گریه کردن نخل جان را آبیاری کردن است دل اگر ناپاک شد بهتر که خاکستر شود علت این سوختن، دل را بهاری کردن است وقت طوفان، ماهی آرام است با دریای خویش این سوار موج بودن، شهسواری کردن است با تواءم! ای نفس که من را به زندان بُرده ای این چه طرز اشتباه و بَرده داری کردن است من همان طفلم که راه خانه را گم کرده ام کار من هر صبح تا شب آه و زاری کردن است التماس هیچکس را من نکردم جز علی سائلی بین نجف چون شهریاری کردن است بهترین اوصاف اکبر، شاهزاده بودن است رزق آقازاده ی ما اشک، جاری کردن است بهترین زاویه ی شش گوشه در پائین پاست بهترین حال گدایی کفشداری کردن است گر میان کربلایی روضه ی اکبر نخوان این شب جمعه چه وقت سوگواری کردن است پهلویش از بس شکسته بوی مادر می دهد پیش اکبر کار زهرا بیقراری کردن است بسکه پاره پاره افتاده میان هر مسیر سختی کار پدر فکر مزاری کردن است پیش زینب اکبرش را صدطرف دیده حسین کار دشمن بین خنده، سرشماری کردن است شاعر:رضادین‌پرور