-نیلوفرخونین؛
میگویمد میرسد بهاری از راه؛
بهاری از غنچه و شادابی و آوازها؛
در این فصل زمستان و برف و بوران؛
قلب هایمان همه سرد و سوزان؛
زمانی بودند نیلوفرها نوران؛
اما حالا هستند دریاچهها خونین؛
قاضی گوید این است کار نیلوفرها؛
گرچه اینجاست سرزمین کوران؛
-ملینآ
When the Liliumes come up with the sun, in the air.. and the Snowdrops come down with the moon, under earth..
هیچکس نمیتواند با قاطعیت بگوید که تمامی قاتلان به دار اویخته شدند و دنیا غرقِ پاکیست.
قاتلی در بین ماست،که نقاب ایمان را بر صورت کشیده و میلش به خون و خونخواری را پنهان میکند.
البته،قاتل داریم تا قاتل؛کلماتند که بیشتر از گلوله ها آدم کشتند.
در قالب شوخی،نمایش یا بازیگوشی هرحرفی که سالها بود در دهانشان مزه میکرد را با نهایت خشم و نفرت فریاد میزنند،اما وقتی متوجه می شوند که زهرِ نیشِ حرفهایشان دارد طرف مقابل را از پا در میاورد منّت میگذارند که آن خرگوشِ سپیدِ بی گناه خودشانند و با یکی عذرخواهی سرسری گذر میکنند.
اما آن روباهِ مکّار چه؟آن روباه که از ترس و شوک قلبش میخواد از جا کنده شود شه؟آن روباه که خرگوش آن را گول زد چه؟..
ب.
در ستایش تنهایی.m4a
حجم:
3M
مندرتنهاییآدمبهتریهستم
همانطورکهدرختدرتنهاییدرختتره
آدمدرتنهاییآدمتره!
هدایت شده از ‹ انجمنِشاعرانمرده ›
بلاخره جادوی سینما گریبان تورو هم گرفت..!
مهرانمدیری/افعیتهران.