این جهان زندان و ما زندانیان
حُفره کُن زندان و خود را وارَهان
تا نگردی پاک دل چون جبرئیل
گرچه گَنجی درنَگُنجی در جهان
آدمی مَخفیست در زیرِ زبان
این زبان پرده است بر درگاهِ جان.
#مولانا🌱
چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند این ها که من با جان خود کردم
#وحشی_بافقی
در تماشای تو از بس کرده ام قالب تهی
هر که میبیند مرا، بی جان تصور میکند
#صائب_تبریزی
چنان گذشت پریشان دو روزِ عمرِ شریف
که هر که حالِ مرا دید یادِ زلف تو کرد.
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسانِ قایقِ سرگشته روی گردابم؟
#فریدون_مشیری
کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست
چرا آشفته میخواهی خدایا خاطر ما را
#فاضل_نظری
ز سايه خود گريزانم که نور از سايه پنهانست
قرارش از کجا باشد کسی کز سايه بگريزد.
#مولانا🌱
مرگم باد
اگر دمی کوتاه آیم
از تکرار این پیش پا افتاده ترین سخن که:
دوستت دارم.
#شاملو