eitaa logo
انجمن شاعران مرده"
250 دنبال‌کننده
118 عکس
0 ویدیو
4 فایل
شاید دنیایی برای تغییر یا اگاهی و یا حداقل فنجانی حس خوب🌱 ارتباط با خانوم ماه‌زده @mim_vav00
مشاهده در ایتا
دانلود
«آدم نمی‌تواند تحمل کند، بالأخره باید داشت، انسانی را باید داشت که غمِ انسان را دریابد...»
عشقا تو در آتشی نهادی ما را درهای بلا همه گشادی ما را صبرا به تو در گریختم تا چِکُنی تو نیز به دست هجر دادی ما را
کودکی را بگویی که ما را که آفرید؟ گوید حق. بپرسی که چرخه بی گرداننده بگردد؟ گوید چه می گویی، دیوانه ای؟ بپرسی که آنکه ما را ساخت و هست و نیست می کند او قوی تر است و غالب تر است یا ما؟ بگوید هر آینه آن کس اگر قوی تر نبودی کی توانستی ما را هست و نیست کردن؟ هر آینه غالب او باشد. مردی آن است که این غالب را ببیند و آن هست کننده را ببیند و هست کردن او را ببیند چشم باز کند بی تقلید و بی حجاب خالق را ببیند، اللّه را ببیند.
هدایت شده از مَهسا خانوم !
ما در زندگی مان همواره به کتاب هایی نیاز داریم که مثل یک بحران تاثیر گذار باشند؛ بحران هایی که ما را عمیقا متأثر کنند، مثل تبعید شدن در میان جنگل هایی دور از هر آدمی؛ کتاب بايد برای دریای یخ زده درون مان، مانند یک یخ شکن باشد.
در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی: حُکمی که قضا بُوَد ز من می‌دانی؟ در گردشِ خود اگر مرا دست بُدی، خود را برهاندمی ز سر گردانی
یاری کن ای نفس که درین گوشهٔ قفس بانگی بر آورم ز دل خسته یک نفس تنگ غروب و هول بیابان و راه دور نه پـرتـو ستــــاره و نه نـاله ی جرس خونابه گشت دیدهٔ کارون و زنده رود ای پیک آشنا برس از ساحل ارس صبـــــر پیمبـــرانه ام آخر تمام شد ای آیت امیـد به فریـــــاد من برس از بیم محتسب مشکن ساغر ای حریف می خواره را دریغ بود خدمت عسس جز مرگ دیگرم چه کس اید به پیشباز رفتیم و همچنان نگـــــران تو باز پس ما را هوای چشمه‌ی خورشید در سر است سهل است سایه گر برود سر در این هوس
در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی: حُکمی که قضا بُوَد ز من می‌دانی؟ در گردشِ خود اگر مرا دست بُدی، خود را برهاندمی ز سر گردانی
هر زنی درون خود هیولایی دارد که در سایه ها در کمین است کار زن و نجاتش در دوست داشتن دنیاست، که از دوست داشتن خود شروع میشود. کتاب: ژرفای زن بودن📗🌿
قدرِ وصالش اکنون، دانی که در فراقی!
درد بی درمان شنیدی؟ حال من یعنی همین! بی تو بودن، درد دارد! می زند من را زمین می زند بی تو مرا، این خاطراتت روز و شب درد پیگیر من است، صعب العلاج یعنی همین!