کودکی را بگویی که ما را که آفرید؟
گوید حق.
بپرسی که چرخه بی گرداننده بگردد؟
گوید چه می گویی، دیوانه ای؟
بپرسی که آنکه ما را ساخت
و هست و نیست می کند
او قوی تر است و غالب تر است یا ما؟
بگوید هر آینه آن کس اگر قوی تر نبودی
کی توانستی ما را هست و نیست کردن؟
هر آینه غالب او باشد.
مردی آن است که این غالب را ببیند
و آن هست کننده را ببیند
و هست کردن او را ببیند
چشم باز کند
بی تقلید و بی حجاب
خالق را ببیند، اللّه را ببیند.
#شمس_تبریزی
هدایت شده از مَهسا خانوم !
ما در زندگی مان همواره به کتاب هایی نیاز داریم که مثل یک بحران تاثیر گذار باشند؛ بحران هایی که ما را عمیقا متأثر کنند، مثل تبعید شدن در میان جنگل هایی دور از هر آدمی؛ کتاب بايد برای دریای یخ زده درون مان، مانند یک یخ شکن باشد.
در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی:
حُکمی که قضا بُوَد ز من میدانی؟
در گردشِ خود اگر مرا دست بُدی،
خود را برهاندمی ز سر گردانی
#خیام
یاری کن ای نفس که درین گوشهٔ قفس
بانگی بر آورم ز دل خسته یک نفس
تنگ غروب و هول بیابان و راه دور
نه پـرتـو ستــــاره و نه نـاله ی جرس
خونابه گشت دیدهٔ کارون و زنده رود
ای پیک آشنا برس از ساحل ارس
صبـــــر پیمبـــرانه ام آخر تمام شد
ای آیت امیـد به فریـــــاد من برس
از بیم محتسب مشکن ساغر ای حریف
می خواره را دریغ بود خدمت عسس
جز مرگ دیگرم چه کس اید به پیشباز
رفتیم و همچنان نگـــــران تو باز پس
ما را هوای چشمهی خورشید در سر است
سهل است سایه گر برود سر در این هوس
#هوشنگ_ابتهاج
در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی:
حُکمی که قضا بُوَد ز من میدانی؟
در گردشِ خود اگر مرا دست بُدی،
خود را برهاندمی ز سر گردانی
#خیام
هر زنی درون خود هیولایی دارد که در سایه ها در کمین است
کار زن و نجاتش در دوست داشتن دنیاست،
که از دوست داشتن خود شروع میشود.
کتاب: ژرفای زن بودن📗🌿
درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین!
بی تو بودن، درد دارد!
می زند من را زمین
می زند بی تو مرا،
این خاطراتت روز و شب
درد پیگیر من است،
صعب العلاج یعنی همین!
#فریدون_مشیری
گفتم که مژده بخشِ دلِ خرّم است این
مست از درم درآمد و دیدم غم است این
باز این چه ابر بود که ما را فرو گرفت
تنها نه من، گرفتگیِ عالم است این
ای دست برده در دل و دینم چه می کنی؟!
جانم بسوختی و هنوزت کم است این
آه از غمت که زخمه ی بیراه می زنی
ای چنگیِ زمانه! چه زیر و بم است این
یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی
چندین هزار امید بنی آدم است این
گفتی که شعر "سایه" دگر رنگ غم گرفت
آری؛ سیاه جامه ی صد ماتم است این
#هوشنگ_ابتهاج
آگاهی و آزادی دست در دست یکدیگر دارند.
هر چه انسان آگاهتر باشد، آزادتر است و هر چه آگاهی کمتری داشته باشد،آزادی کمتری نیز خواهد داشت.
زندان در لایههای ناآگاهی توست.