به او نگریستم ، او مانند نقشه ای زیبا و دیدنی بر دل کوچک من نشسته بود ، او مانند رویایی بود که هرشب به آن فکر میکردم ، او تکه ای از من. تکه ای بزرگ از من بود، من به او نیاز داشتم و این فقط عشق نبود. او فردی در قالب رویاهایم ، دریاچه ای در صحرایم ، و گیاهی در سنگم بود. کم کم تبدیل میشد به تمام من و من بدان او ، قلم بی جوهری بیش نبودم. اما چه فایده ، عشق من در قالب کلمات راهی نمیشود ، او چیزی بیشتر از چند کلمه بی ارزش بود... شاید می توان گفت که او را نمیتوان در قالب کلمات توصیف کرد. اما من فکر میکنم او را در قالب آفریننده هم نمیتوان توصیف کرد ، او چیزی بیشتر از همه چیز من بود. حیف که نوشتن فایده ای نداشت. من ویرانم. از خود ویرانم ،از اینکه تنها یک نگاه او من را ویران میکند ویرانم. بله ! و من به زبان آوردم آنچه را باید ، اما چه فایده.... زبانم تنها عضوی بی ارزش از منِ بی ارزش است.
- ریحانه.
≛🍂 ꙰ ⍣𝗗𝖾𝖺𝖽𝗅︎𝖾𝗍𝗍𝖾𝗋
به او نگریستم ، او مانند نقشه ای زیبا و دیدنی بر دل کوچک من نشسته بود ، او مانند رویایی بود که هرشب
🛐🛐🛐🛐🛐
ریحون شما باید نویسنده شیییییییییییی
واییییییییییی خیلییییییییی باحالهههههههه🛐😭
هدایت شده از ݀ 𝒻ּ ּ𝘰𝘳݀݁ ּ
:🤍. باهمون اکانت خزه کار میکنی .
اینجا تک تک پیک های اتک که میخوای هست .
𝘋𝘢𝘪𝘭𝘺 et✿⃘ֹꪴaa 𝘛𝘳𝘦𝘯𝘥
برائ زیبا سֵازی اكـانٮ𖫲 ش𖫲ــꨲما ☝️🏻
هدایت شده از ݀ 𝒻ּ ּ𝘰𝘳݀݁ ּ
بیا درخواستئ بده و پیك هاي ناز تحؤیل بگیر😝
𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁/𝟯𝟯𝟵𝟬𝟵𝟲𝟱𝟯𝟳𝟲𝗖𝗯𝗰𝟮𝟱𝟳𝟵𝟰𝗲𝟲𝟭
≛🍂 ꙰ ⍣𝗗𝖾𝖺𝖽𝗅︎𝖾𝗍𝗍𝖾𝗋
به او نگریستم ، او مانند نقشه ای زیبا و دیدنی بر دل کوچک من نشسته بود ، او مانند رویایی بود که هرشب
شاهکاره و زبان من هم قاصر 🛐😭؛)))