𝖨︎ 𝗐𝗂𝗅︎𝗅︎ 𝗅︎𝖾𝗌𝗌𝗈𝗇︎ 𝗍𝗈 𝗒𝗈𝗎 𝖺𝗅︎𝗅︎ 𝖽𝖺𝗒 , 𝗒𝗈𝗎 𝗃︎𝗎𝗌𝗍 𝗅︎𝖾𝗌𝗌𝗈𝗇︎ 𝗆︎𝖾 𝗈𝗇︎𝖾 𝗌𝖾𝖼︎𝗈𝗇︎𝖽 𝗍𝗈 𝗍𝖾𝗅︎𝗅︎ 𝗒𝗈𝗎 𝗁︎𝗈𝗐 𝖨︎ 𝗋𝖾𝖺𝗅︎𝗅︎𝗒 𝗅︎𝗈𝗏︎𝖾 𝗒𝗈𝗎
تو میگی "دوستم داری" ولی ارن کل دنیا رو نابود کرد تا خطری میکاسا رو تهدید نکنه.
از دایره اجتماعی من و کسایی که توش قرار دارن فقط خودم موندم و دایره.
به او نگریستم ، او مانند نقشه ای زیبا و دیدنی بر دل کوچک من نشسته بود ، او مانند رویایی بود که هرشب به آن فکر میکردم ، او تکه ای از من. تکه ای بزرگ از من بود، من به او نیاز داشتم و این فقط عشق نبود. او فردی در قالب رویاهایم ، دریاچه ای در صحرایم ، و گیاهی در سنگم بود. کم کم تبدیل میشد به تمام من و من بدان او ، قلم بی جوهری بیش نبودم. اما چه فایده ، عشق من در قالب کلمات راهی نمیشود ، او چیزی بیشتر از چند کلمه بی ارزش بود... شاید می توان گفت که او را نمیتوان در قالب کلمات توصیف کرد. اما من فکر میکنم او را در قالب آفریننده هم نمیتوان توصیف کرد ، او چیزی بیشتر از همه چیز من بود. حیف که نوشتن فایده ای نداشت. من ویرانم. از خود ویرانم ،از اینکه تنها یک نگاه او من را ویران میکند ویرانم. بله ! و من به زبان آوردم آنچه را باید ، اما چه فایده.... زبانم تنها عضوی بی ارزش از منِ بی ارزش است.
- ریحانه.
هدایت شده از ★°.سکـوتِ آبی★°.
روحم نمیگذاشت، روحم نمیگذاشت هر کسی را بپذیرم، قدر خود را میدانستم. وجودم را به هر کسی نمیسپردم. دوستی میخواستم تا از سودای جانم بکاهد، ولی هرگز نیافتم.