گاهی اوقات وقتی حس میکنی استایل تو در حوزه ای که دوست داری ، پیدا نمیشه ، وقتی حس میکنی هیچی دلت رو چنگ نمیزنه ، وقتی هر چی میگردی انگار استعدادت توی چیز های موجود پیدا نمیکنی ،
به این معنی نیست که تو استعدادی نداری یا مهارتی نداری ،
نه
خدا توی هر کدوم از ماها ، استعداد های بالقوه ی خاصی گذاشته که باید بالفعلش کنیم.
منتهی ذهن خیلی از ماها کلیشه ای شده ، مهارت های آدمی رو توی چیز هایی که صرفا چشممون زیاد دیده خلاصه میکنیم ،
نقاشی روی بوم ، خطاطی ، انیمیشن سازی و..
منتهی
طبق یافته های علمی
ذهن انسان و خلاقیت انسان و مهارت های انسان بسیار بسیار گسترده تر از چیزی هست که غالب جامعه خودشو توش خلاصه و محدود دونسته.
و به همین دلیل هم انسان ها ابداع و اختراع و خلق میتونن کنن...
#جرعهایتفکر
گاهی
این تو نیستی که مشکلی .
اصلا تو نیستی که پیچیده و عجیبی ،
ابن مشکل نزدیکانت هست که تو رو نمیتونن بلد بشن ،
یعنی
اطرافیانت ، لزوما آدمای بدی نیستن ، همونطور که تو آدم بدی نیستی ،
تنها مشکل اینه که آدم هایی که قابلیت سازگاری باهم ندارن ، در جریان روزگار باهم و کنارهم قرار گرفتن...
#جرعهایتفکر
حرفی نیست .
گاهی لعنت میفرستم بر دنیایی که افراد بالغ رو از فطرت پاکی که در کودکیشون داشتن دور کرد...
متاسفانه یکی از چیزایی که توی جامعه و خصوصا در زندگی صنعتی و مدرن وجود داره ،
اینه که خیلی وقتا ما یه سری چیز ها رو بدون اینکه یه "چرا؟" پشتش بذاریم ، میپذیریم
گاهی از سر اضطرابیه که چنین موقعیت هایی برامون ایجاد میکنه،
گاهی هم بخاطر اینه که انقدر مغزمون پوسیده شده که اصلا برامون سوالی ایجاد نمیشه...
در حالی که اگه مغزمون رو با "پرسیدن" و تفکر سیال ، زنده نگه داریم ،
میتونیم علیرغم اینکه فرد مفیدتری و پر بازدهتر و خلاقتری برای جامعه باشیم ،
کاری کنیم که افراد و جریاناتی که رخ میدن ، هرگز نتونن بر افراد سلطه کنن... طوری که اون زندگی با کیفیت انسانی ، تبدیل نشه به زندگی صنعتی صِرفی که توی پیروی از مافیا ها و... خلاصه میشه ...
در نتیجه ،
عقلانیت و ذهن های خلاق ، در جامعه زنده میمونن..
#جرعهایتفکر