دفاع مقدس
📚 کتاب: "راز درخت کاج" ⚪️ خاطرات مادر شهید زینب کمایی 🔺دخترک #جنگ_زده که پس از تجاوز ارتش صدام ب
1.mp3
8.33M
📢 #کتاب_صوتی
📚 راز درخت کاج
💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان
1️⃣ قسمت اول
-------------------------------------------
کانال دفاع مقدس۱
دفاع مقدس
📢 #کتاب_صوتی 📚 راز درخت کاج 💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان 1️⃣ قسمت اول ---
راز درخت کاج - 2.mp3
4.89M
📢 #کتاب_صوتی
📚 راز درخت کاج
💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان
2️⃣ قسمت دوم
دفاع مقدس
📢 #کتاب_صوتی 📚 راز درخت کاج 💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان 2️⃣ قسمت دوم
راز درخت کاج - 3.mp3
4.26M
📢 #کتاب_صوتی
📚 راز درخت کاج
💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان
3️⃣ قسمت سوم
دفاع مقدس
📢 #کتاب_صوتی 📚 راز درخت کاج 💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان 3️⃣ قسمت سوم
راز درخت کاج - 4.mp3
11.03M
📢 #کتاب_صوتی
📚 راز درخت کاج
💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان
4️⃣ قسمت چهارم
دفاع مقدس
📢 #کتاب_صوتی 📚 راز درخت کاج 💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان 4️⃣ قسمت چهارم
راز درخت کاج - 5.mp3
4.42M
📢 #کتاب_صوتی
📚 راز درخت کاج
💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان
5️⃣ قسمت پنجم
دفاع مقدس
📢 #کتاب_صوتی 📚 راز درخت کاج 💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان 5️⃣ قسمت پنجم
راز درخت کاج - 6.mp3
11.42M
📢 #کتاب_صوتی
📚 راز درخت کاج
💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان
6️⃣ قسمت ششم
دفاع مقدس
📢 #کتاب_صوتی 📚 راز درخت کاج 💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان 6️⃣ قسمت ششم
راز درخت کاج - 7.mp3
7.71M
📢 #کتاب_صوتی
📚 راز درخت کاج
💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان
7️⃣ قسمت هفتم
دفاع مقدس
📢 #کتاب_صوتی 📚 راز درخت کاج 💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان 7️⃣ قسمت هفتم
راز درخت کاج - 8.mp3
9.64M
📢 #کتاب_صوتی
📚 راز درخت کاج
💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان
8️⃣ قسمت هشتم
دفاع مقدس
📢 #کتاب_صوتی 📚 راز درخت کاج 💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان 8️⃣ قسمت هشتم
راز درخت کاج - 9.mp3
7.22M
📢 #کتاب_صوتی
📚 راز درخت کاج
💠 خاطرات "شهید زینب کمایی" از زبان مادرشان
9️⃣ قسمت نهم
-------------------------------------------
کانال دفاع مقدس۱
32.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 سرداران شهید کردستان- - قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع)
دهه 60
🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس"
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
🔺 کانال #تلگرام دفاع مقدس
https://t.me/Defa_Moqaddas
▪️ کانال #ایتا دفاع مقدس
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
🎞 سرداران شهید کردستان- - قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) دهه 60 🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس" https://
🌷 ۵ تیر ۱۳۶۳ - سالروز شهادت محمدرضا افیونی، جانشین عملیات سپاه کردستان، توسط ضدانقلاب
🌱 متولد 1341 - اصفهان
🌿 در خانواده ای مذهبی پرورش یافت . در شکوفایی انقلاب و بر اندازی نظام فاسد پهلوی علی رغم سن و سال کم شرکت فعال داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر حفظ سنگر علم و دانش در سنگر بسیج نیز مسئولیت پذیرفت. بارها و بارها به استقبال خطر رفت و رنجها و تلاش های بی شمار را برای پیشبرد اهداف انقلاب به جان خرید و آرام نگرفت. با آغاز جنگ تحمیلی سوی جبهه ها رهسپار شد و مدتی را در جبهه ی جنوب گذراند . پس از مدتی برای مبارزه با ضد انقلاب در کردستان به این خطه ی مظلوم رفت و تا زمان شهادت در خدمت انقلاب و محرومان ستمدیده بود . در کردستان با ارائه توان بالای رزمی اسوه و الگو شد. در سنگرهای مختلف نبرد حماسه ها آفرید، به گونه ای که اکنون نام او در جای جای کردستان معادل نهایت رشادت و شجاعت و غیرت آورده می شود. صمیمیت و رفاقتش با دوستان و شجاعت و سخت گیری او با دشمن همواره در یاد ها باقی خواهد بود.
افیونی از نادر افرادی بود که جای جای کردستان محروم و فتنه دیده، شاهد دلاوری های ایشان برای مردم و رزمندگان بود و سراسر این خطه، مملو از خاطرات فراوان از شکوه ایثار شان ، با دلی گشوده به رحمت حق به استقبال سختیهای تازه می رفت. او برای این انقلاب و اسلام یک نفر نبود بلکه به تنهایی سپاهی بود.
دفاع مقدس
🌷 ۵ تیر ۱۳۶۳ - سالروز شهادت محمدرضا افیونی، جانشین عملیات سپاه کردستان، توسط ضدانقلاب 🌱 متولد 1341
🌷شهید افیونی انسان متوکلی بود. بحث این جا نیست که آدم فقط نترسد ، چون خیلی ها نمی ترسند. بحث امید وار بودن به موفقیت است. شهید افیونی امید به موفقیتش ربطی به نترسی او نداشت. روی حساب اتصال به بالا مبدأ و خدای متعال بود که با کمال شجاعت و با اعتقاد کامل به پیروزی، به استقبال خطر می رفت
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
نحوه شهادت:
⚪️ یکی از روستاییان کردستان، نحوه شهادت محمدرضا را چنین تعریف می کند :
🎤 در درگیری شدید با ضد انقلاب شرایطی پیش آمد که نیروهای سپاه و پیشمرگان مسلمان کُرد تلفات زیادی دادند. برادر افیونی به راحتی می توانست از صحنه بگریزد. اما هنگامی که دید برادر متولی مجروح شده، جهت کمک و دفاع از او ایستاد. تمام تیرهایش را شلیک کرد و در نهایت تیری به سر او اصابت نمود و سر در آغوش شهید متولی گذاشت. او مانند مولا و مقتدایش علی (ع) با فرق شکافته در 27 رمضان به سوی معبود پرواز کرد.