9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 انتشار به مناسبت ایام عملیات والفجر مقدماتی
🌷شهید احمد کاظمی:
📢 شیوه رزم شما در عملیات، واقعاً آمریکا را به لرزه درمیآورد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
🌴 فرمانده لشکر ۸ نجف اشرف، در این عملیات در میان رزمندگان سپاه ۷ حدید در ۲۸ بهمن ۱۳۶۱ در طی سخنانی، با تأکید بر پیشروی در عمق خاک دشمن، نوع رزم و نحوه تاکتیک در عملیات رزمندگان خودی را بینظیر و درسآموز حتی برای دشمنان میداند!!!
در این صوت میشنویم:👇👇
🎙 «باز هم برادرها! تأکید کنیم؛ ما هدفمان گرفتن پل غزیله یا شهر حلفائیه یا عماره نیست، قبل از شروع عملیات هم اعلام کردیم، وقتیکه شما بیستوپنج کیلومتر در عمق دشمن در تاریکی محض شب، ظلماتی که نفر از پنجمتری نفر دیگر را تشخیص نمیدهد، ۲۵ کیلومتر پیشروی میکنید، واقعاً آمریکا را به لرزه درمیآورد. عبور از خندق و میدان مین میکنید، از چهار رده میدان مین با وسعت چیزی در حد هشتصد متر را طی میکنید، چندین خندق و کانال را پشت سر میگذارید و با دشمنی میجنگید که با دو سال تحلیل و کشف تاکتیکهای نظامی شما مقابله میکند، درگیری میکنید و موفق هم میشوید و موفق هم شدید.
شما برادرها! در مقابل دشمنی دارید میجنگید که از یک سیستم دانشگاهی و دانشکده نظامی برخوردار است. رزمی که شما امشب در منطقهای به اجرا میگذارید، فردا روی تختهسیاه، کاغذ و قلم افسران و سربازان آنها آموزش داده میشود. و اینقدر خداوند به ما کمک میکند که ما دو سال متداول از یک رزم و از یک تاکتیک استفاده میکنیم و بازهم موفق میشویم، و این نشان قدرت خداوند هست و بس.»
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
17 بهمن 1361 — سالروز شهادت رزمنده دفاع مقدس، محمدرضا الله وردی
ا▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️
با صبا در چمن لاله سحر میگفتم
که شهیدان کهاند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو محرم این راز نهایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان
ا🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷
📷 #عکس👆 |طلبه شهید، محمدرضا الله وردی، در حال انتقال به اورژانس صحرایی
💠 او تخریبچی لشگر 25 کربلا بود که در تاریخ 17 بهمن 61 در عملیات والفجر مقدماتی در جبهه رقابیه و در حال خنثی سازی مین و پاکسازی منطقه بوده بر اثر انفجار مین مجروح شده و ساعتی پس از انتقال به پشت جبهه، به علت شدت جراحات در سن ۱۷ - ۱۶ سالگی شهید شد🌷
برادرِ وی (طلبه شهید محمدباقر الله وردی ) نیز دو سال پیش از آن (در تاریخ 29 آبان 1359) در روز عاشورا و در پایان دومین ماه جنگ، بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر، آسمانی شد.🕊🕊او هم هنگام شهادت کمتر از ۲۰ سال سن داشت.
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
📡 کانال "دفاع مقدس" 🕊🕊
دفاع مقدس
17 بهمن 1361 — سالروز شهادت رزمنده دفاع مقدس، محمدرضا الله وردی ا▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️ با صبا در چمن لاله
📷 #عکس 👆 | والدین شهیدان الله وردی همراه عکس دو فرزندشان در حال وداع با پیکر جگرگوشه خود، محمدرضا💕
....💠 او تخریبچی لشگر 25 کربلا بود که در تاریخ 17 بهمن 1361 در عملیات والفجر مقدماتی در جبهه رقابیه و در حال خنثی سازی مین و پاکسازی منطقه بوده بر اثر انفجار مین مجروح شده و ساعتی پس از انتقال به پشت جبهه، به علت شدت جراحات در سن ۱۷ - ۱۶ سالگی شهید شد🕊🕊
🌷 تصویر چپ، شهید محمدباقر را نشان می دهد که نیمی از جمجمه او بر اثر ترکش، از سرش جدا شده😭😭 ... او برادر بزرگتر بود که در اوایل جنگ تحمیلی (آبان ۵۹ ) پر کشید🕊🕊
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
📄 دست نوشته شهید محمدباقر خطاب به پدر بزرگوارش:
✍️ پدر عزيز! جنگ ما، جنگ بين حق و باطل است و اين دو در همیشه تاریخ در نبرد با یکدیگر بوده و خواهند بود و اين ماييم که باید با حضور خود در جبهه، به یاری حق شتافته و قدرت باطل را تا آخرين قطره خون خود از بین برده و نابود سازيم . . . . و اکنون نيز آماده برای سفر پرفيض و سعادت هستيم
📡 کانال "دفاع مقدس" 🕊🕊
دفاع مقدس
📷 #عکس 👆 | والدین شهیدان الله وردی همراه عکس دو فرزندشان در حال وداع با پیکر جگرگوشه خود، محمدرضا💕
طلبه داوطلب بیسجی، محمدباقر الله وردی که با شروع جنگ، به سوی جبهه ها شتافته و در روز عاشورا (29 آبان 59) با زبان روزه بر اثر اصابت ترکش به سر به در جبهه سوسنگرد بشهادت می رسد
ا▫️▪️▫️▪️▫️
🌺 او در سال 1339 در خانواده ای مذهبی در بابل بدنيا آمد.بعد از اتمام دوره راهنمايي، بواسطه علاقهاي كه به دروس اسلامي داشت تصميم گرفت در سال 53 وارد حوزه علميه یابل گردد. سپس عازم شهر خون و قيام، «قم» گرديد و در حوزه إمام صادق(ع) در كنار دروس طلبگی به مبارزات سياسي هم ميپرداخت.وی مبارزه را از سالهاي 56و57 با شركت در راهپيماييها و پخش اعلاميههاي حضرت إمام(ره) شروع كرد. در همان زمانها بود كه زخم كين را در وجود خود لمس كرد و جراحتهاي زيادي در راهپيماييها برداشت تا آنجا كه دوماه تحت درمان بود. بعد از انقلاب جزء بسيجيان فعّال بود. با آغاز جنگ روانه جنوب شد. زمانیکه بسیاری افراد با انواع بهانه ها از رفتن به جنگ طفره می رفتند، او ماندن در شهر و دیار خود را ننگ میدانست،لذا سراسیمه به جبهه شفافت و مردانه سینه خود را در برابر دشمن دشمن متجاوز سپر قرارداد
📡 کانال "دفاع مقدس" 🕊🕊
دفاع مقدس
طلبه داوطلب بیسجی، محمدباقر الله وردی که با شروع جنگ، به سوی جبهه ها شتافته و در روز عاشورا (29 آبان
💠 خاطره ای از کرامت شهید محمدباقر الله وردی
🌴بعد از شهادتِ محمّد باقر، من و پسرم محمّد رضا با هم می رفتیم به جبهه. من بودم موسیان و محمّد رضا هم رقابیه. ماه دوّمِ (اردیبهشت) سال ۱۳۶۰ بود. شب جمعه ای توی سنگر خوابیده بودم که خواب دیدم محمّد باقر اومد پیشم و بعدِ از احوال پرسی ازش پرسیدم که چی شد اومدی اینجا؟ محمّد باقر گفت : آقاجان، فاطمه مریض شده و شما و محمّد رضا هم هیچکدومتون پیشش نیستین و مادر دست تنهاست. به من گفته که بهتون بگم لاأقلّ یکی از شما دو نفر برگردین پیشش. گفتم : پسرم ما هنوزسه ماه هم از جبهه اومدنمون نگذشته، در ضمن بچّه هم خودش خوب میشه. شهیدگفت : اگه نری مادر ناراحت میشه و من حامل پیغام بودم. از خواب بیدار شدم واعتنایی به آن نکردم.
🌴 شب شنبه دوباره به خوابم اومد و گفت : آقاجان چرا نرفتی؟ گفتم : بذار سه ماه تموم بشه بعدش میرم. گفت : نه، حتماً برو که مادر منتظر شماست و به من گفت که به شما خبر بدم. بیدار که شدم گفتم حتماً یه خبرایی هست و به همسنگریم (مرحوم) محسن آقاجانی معروف به مشت آقا گفتم : من می خوام برم بابل. مشت آقا گفت : چی شده؟ ما هر وقت سه ماه تموم می شد و می گفتیم بریم بابل می گفتی نه، حالا هنوز سه ماه نشده می خوای بر گردی؟ گفتم : چیزخاصّی نیست. گفت : نه، یه چیزی شده و تا به من نگی چه خبره نمیام. گفتم : بیا بریم تو راه بهت میگم.
🌴 تو مسیر برگشت به مشت آقا گفتم که قضیّه از چه قراره و خوابم رو براش تعریف کردم. رسیدیم به شهر بابل و رفتم خونه. همسرم گفت : چی شد زود برگشتی؟ گفتم : خبری شده؟ فاطمه حالش بده؟ گفت : تو از کجا می دونی؟ گفتم : محمّد باقر اومد به خوابم،چی به محمّد باقر گفتی؟ گفت : غروب پنجشنبه رفتم سر مزارش و گفتم : تو که شهید شدی و پدرت و برادرت هم که با هم رفتن جبهه، من تک و تنها با یه بچّه مریض چه کار کنم؟ یه جوری پدرت رو خبر دار کن و إلّا فردای قیامت شکایتت رو پیش حضرت زهرا می کنم.
و به یقین شهدا زنده و ناظر به اعمال ما هستند.
(راوی: پدر بزرگوار شهیدان: محمدباقر و محمدرضا الله وردی )
ا▫️🌷▫️🌷▫️🌷▫️
📡 کانال "دفاع مقدس" 🕊🕊
دفاع مقدس
💠 خاطره ای از کرامت شهید محمدباقر الله وردی 🌴بعد از شهادتِ محمّد باقر، من و پسرم محمّد رضا با هم می
🌷خاطرات کوتاه از شهید محمدباقر الله وردی
🌷🌹همرزم شهید: شب عاشورا بود . ساعت 2 نصف شب را نشان می داد . محمد باقر آرام از خواب بیدار شد تا وضو بگیرد برگشت و مشغول نماز شد . یکی از بچه ها به شوخی گفت الان وقت نماز نیست و او بعد از اتمام نماز جواب داد فردا من شهید می شوم آمد دوباره خوابید . صبح که برای نماز بیدار شد نیت روزه کرد فرمانده به او گفت ما فردا زیاد راه می رویم تو خسته می شوی گفت عیبی ندارد ساعت 5 صبح 12 نفری برای شناسایی مکانی که یک فروند هواپیما در حین ماموریت سوختش تمام شده بود و فرود آمد رفتیم وماموریت با موفقیت انجام شد حدود 1 ساعت بعد از ظهر سوار ماشین شدیم تا برگردیم . محمد با زبان روزه لب به سخن گشود و گفت هر کسی الان شهید شود به جمع شهدای کربلا می پیوندد هنوز جمله اش به پایان نرسید که خمپاره ای سفیر کشان در کنارش فرود آمد و منفجر شد و بعد از فروکش کردن گرد و غبار همه پیکر بی جان و به خون خفته محمدباقر را دیدیم که به شهدای کربلا پیوست .
(راوی: همرزم شهید)
ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️
🌷برادر محمدباقر،محمدرضا الله وردی نیز دو سال بعد در منطقه رقابیه در حال خنثی سازی مین و پاکسازی منطقه بر اثر انفجار مین بشهادت میرسد
▫️▪️▫️▪️▫️ا
شهید بسیار مهربان و خوب بود هیچگاه توقع مالی از من نداشت به همان چیزی که در اختیارش بود بسیار قانع بود شهید دوستان بسیار خوبی داشت که در خط خدا و ائمه بودند . همیشه با هم درتمام مراسمات مذهبی شرکت می کردند . شهید بسیار روحیه بالایی داشتند اگر افراد محروم وضعیف جامعه را می دید هم ناراحت می شدند و هم به آن ها کمک می کردندو احترام می گذاشتند
راوی:پدرشهید
🌷 ۱۳٦۵/۱۱/۱۸ - سالروز شهادت سید محسن صفوی
فرمانده قرارگاه صراط المسقیم سپاه
🔺شهید صفوی در سال ۱۳۳۳ در یکی از روستاهای اطراف «اصفهان» در خانوادهای متدین و اصیل دیده به جهان گشود. در زمان مبارزات سیاسی قبل از انقلاب با شهید مظلوم بهشتی ارتباط نزدیک داشت و در درگیریها و عملیات نظامی اوایل سال ۱۳۵۶ مسئولیت تهیه مواد منفجره و سلاح به عهده او بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی طی حکمی مأمور تشکیل کمیته شهرستان سمیرم را نیز راه اندازی کرد. با توجه به حضور خوانین و مسئله سازی آنها در منطقه، با همکاری روحانیت منطقه، برادران حزب الله را سازماندهی کرد و سپاه را در این دو شهر تشکیل داد و تا مدتها فرماندهی سپاه شهرهای یاد شده را به عهده داشت.
🔺مدتی بعد به عنوان مسئول مهندسی وزارت سپاه در استان اصفهان انتخاب شد. بعد از مدتی به منظور پشتیبانی فعالتر دولت از جنگ، قرارگاهی بنام صراط المستقیم زیر نظر قرارگاه مهندسی رزمی خاتم الانبیا (ص) تمام پروژههای مهندسی وزارتخانههای مختلف را زیر پوشش خود قرار داد. با توجه به دو هویتی بودن قرارگاه مزبور، علاوه بر پشتیبانی و نظارت بر پروژههای وزارتخانههای شرکت کننده در جنگ، نسبت به اجرای پروژههای مهم و مورد نیاز جبهه نیز با همکاری دو تیپ مهندسی رزمی کوثر و ابوذر و گردان مستقل فاطمه الزهرا (س) اقدام میگردد.
🔺 احداث جادهها و پلهای متعدد خاکی در هورها و جزایر خیبر شمالی مانند جادههای شهید همت، شهید جولایی، قمر بنی هاشم (ع) و احداث سد خاکی بسیار مهم و استراتژیک فاطمه الزهرا (س) در منطقه چوبیده بر روی رودخانه بهمن شیر و نیز سایتهای متعدد موشکی و طراحی و تولید سنگرهای اجتماعی- که بعدها از شهادت ایشان به سنگر شهید صفوی معروف شد- و همچنین احداث کانال های متعدد دفاعی و مقرهای پشیتیبانی از اهم فعالیتها و تلاشهای شبانه روزی مجموعه برادرانی است که با مدیریت این شهید بزرگوار باعث پیروزیهای تعیین کنندهای در صحنههای دفاع مقدس گردیدند.
🔺سرانجام در بهمن ماه ۱۳۶۵ و بعد از عملیات کربلای ۵ ایشان جهت انجام مأموریتی از جبهه به تهران آمد و در هنگام بازگشت در یک سانحه هوایی مظلومانه به شهادت رسید.
🍃خاطرهای از شهید
شب عید نوروز سال ۱۳۶۴ به اتفاق از منطقه میآمدیم تا سری به خانوادههایمان بزنیم. وقتی وارد اهواز شدیم کنار یک مغازه میوه فروشی توقف نمود و گفت: «چطوره قدری میوه و شیرینی بخریم؟» گفتم: خوبه و مشغول جدا کردن میوهها شدیم. ناگهان گفت: «عباس! من پشیمان شدم، میوه نمیخرم. شما بخر.» من که در بهت فرو فته بودم. گفتم من هم نمی خرم، چطور شد مگه!؟ گفت: پول ندارم. گفتم من پول دارم. ضمنا حواست کجاست؟ وقتی بنزین زدیم کلی پول داشتی. گفت: عباس آن پول بیت المال بود پول شخصی ندارم. گفتم: معذرت میخواهم. سپس من با کلی التماس پول میوه را دادم و ایشان با قول اینکه قرض میدهم و بعدا پس میگیرم، قبول کرد.
🌴 دوران #جنگ_تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
دفاع مقدس
🌷 ۱۳٦۵/۱۱/۱۸ - سالروز شهادت سید محسن صفوی فرمانده قرارگاه صراط المسقیم سپاه 🔺شهید صفوی در سال ۱
برادران صفوی؛ از نابغه مهندسی تا فرمانده جغرافیدان
🌿 سرلشکر سیدیحیی صفوی که در دفاع مقدس به آقا رحیم معروف شد متولد ۱۳۳۱ در استان اصفهان است. او اکنون دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قواست.
🌷 سیدمحسن صفوی برادر کوچک تر آقا رحیم نیز تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته راه و ساختمان به پایان رسانده بود و نقش فعالی در یگان مهندسی سپاه و قرارگاه صراطالمستقیم داشت. او در سال ۶۵ (عملیات کربلای پنج) هنگام بازگشت از منطقه به پایگاه امیدیه در یک سانحه هوایی به شهادت رسید.
🌴 دوران #جنگ_تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید سید محسن صفوی
فرمانده قرارگاه مهندسی صراط المستقیم
🌴 دوران #جنگ_تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید سید محسن صفوی
فرمانده قرارگاه مهندسی صراط المستقیم
⚪️ دوران جنگ تحمیلی
⚪️ قسمت دوم
🌴 دوران #دفاع_مقدس
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
💠 اولین مسئولیت رسمی شهید سید محسن صفوی در سپاه پاسداران، مسئولیت فرماندهی سپاه منطقه سمیرم و شهرضا بود.
منطقه ای که اوایل انقلاب به دلیل موقعیت جغرافیایی و تحرکات برخی خوانین و کمونیست ها از حساسیت خاصی برخوردار بود.
در زمان فرماندهی شهید صفوی در شهرضا شهدایی چون سردار شهید همت به عضویت سپاه شهرضا درآمد. سپس معاون فرهنگی و تبلیغات سپاه شهرضا شد. (او قبل از پیروزی انقلاب در مدارس راهنمایی شهرضا و روستاهای اطراف تدریس می کرد.) شهید همت در کردستان هم معاون فرهنگی سپاه پاوه بود. (زمانی که شهید ناصر کاظمی فرمانده سپاه بود) - بعد از شهید کاظمی هم فرماندهی سپاه پاوه را به عهده گرفت.
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
📷 #عکس 👆 |تصویر اولین حکم مسئولیت شهید صفوی با عنوان فرماندهی سپاه سمیرم (و شهرضا)
🌴 دوران #دفاع_مقدس
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
⏳ اوایل پیروزی انقلاب
💠 مراسم بزرگداشت چهار شهید شهرضا (استان اصفهان) که در منطقه کردستان به شهادت رسیدند.
📷 شهید سید محسن صفوی، فرمانده سپاه شهرضا و شهید همت معاون فرهنگی او نیز در تصویر دیده می شوند. (شهید صفوی چه شخصیت بزرگی بوده که شهید همت --سردار نامدار جبهه ها-- تحت امر او کار می کرده!!)
ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️
پ.ن: بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب، اوضاع کردستان به هم ریخت و گروهک های کمونیست و تجزیه طلب، دست به سلاح برده و اعلام خودمختاری کردند. در پی این تحرکات ضدامنیتی، نیروهای انقلابی از اقصی نقاط کشور راهی کردستان شده و به مقابله با مسلحین وابسته پرداختند
🌴 دوران #دفاع_مقدس
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است