📷 شهید کاوه و نیروهای خط شکن لشکر ویژه شهدا در عملیات والفجر نه
▫️استان سلیمانیه عراق
تلگرام
https://t.me/Defa_Moqaddas
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 به یاد مجنونِ جزیره، شهید محمد رضا کارور، فرمانده گردان مالک لشگر ٢٧ محمد رسول الله (ص) که پیکر مطهرش هرگز از جزیره #مجنون بازنگشت...
🌴 ۴ اسفند ۱٣۶٢ - شهادت عارف دلسوخته و سردار بی نشان لشگر ۲۷ در عملیات خیبر
شهید آوینی:
دوكوهه ، تو يك پادگان نيستي، تو قطعه اي از خاك كربلايي، چرا كه ياران عاشورايي سيدالشهدا را به قافله او رساندهاي . دوكوهه در باطن تو هنوز راز اين روزهاي سپري شده باقي است، ميدانم؛ اما ديگر خاك توقدمگاه اين كربلاييان آخرالزمان نيست. بعضی ها مارا سرزنش میکنند که چرا دم ازکربلا می زنید! آنها نمیدانند که برای ما کربلا بیش از اینکه یک شهر باشد یک افق است ، یک منظرِ معنوی ست که آن را به تعداد شهدا یمان فتح کرده اید
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷 شهدا فردای قیامت ناظر اعمال ما هستند و ما باید در حضورشان پاسخگو باشیم
جاوید الاثر شهید
سردار حاج محمد رضا کارور
فرمانده عارف و نخبه گردان مالک اشتر
لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)
متولد: اسفند ۱۳۳۶ - فیروزکوه
شهادت: ۱۳۶۲ - عملیات خیبر
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
💠 خاطره ای از شهید کارور:👇
محاصره شده بودیم
نیروهای پشتیبانی نمیتونستن کمک برسونن
همه تشنه و گرسنه بودیم
فرمانده گردان ما ، شهید محمد رضا کارور هر چی تلاش کرد و خودش رو به آب و آتش زد تا بتونه لااقل کمی آب برای رفع تشنگی نیروهاش تهیّه کنه ،موفّق نشد
در همین لحظه ، شهید کارور رو دیدیم که با قدمهای استوار به طرف تپّههای « بازی دراز » میره
تیمّم کرد و روی یکی از تپّهها ایستاد
تکبیره الاحرام رو با صدای بلند گفت و شروع کرد به نماز خوندن
مدتی طول کشید تا به رکوع رفت و چند دقیقهای طول کشید تا سر از رکوع برداشت و بخاک افتاد
نمازش که تموم شد ، دستهاش رو بالای سرش برد و چشمهاش رو بست
نمیدونم با چه حالی ، با چه اخلاصی و چه جوری دعا کرد که در همون لحظه، صدای الله اکبر و فریاد شادی بچّهها بگوش رسید
باران، نم نم شروع به باریدن کرد💦
┄┅┅٭❅💠❅٭┅┅┄
🔰 قول شهید همت به مادر سردار شهید محمدرضاکارور چه بود؟
🌷شهید محمدرضا کارور از نخبههای دفاع مقدس که در بیشتر عملیاتها همراه شهید همت بود.
هنگامی که خبر شهادتش را به شهید همت دادند، او گفت: با شهادت محمد رضا کارور کمر من شکست.
🌷مادر شهید کارور در خاطرات خود نقل میکند که شهید همت دربحبوحه عملیات خیبر با او تماس گرفته و این مادر را دلداری داده و به او قول داده که تا پیکر فرزندش را پیدا نکند از منطقه بازنخواهد گشت.
این در حالی است که هنوز پیکر این شهید پیدا نشده و جزو مفقودالاثرهاست!
با این وجود شهید همت به قول خود عمل کرد، زیرا به فاصله چند روز پس از شهادت کارور، او نیز به آرزوی خود یعنی شهادت رسید.
🌷شهید کارور در چهارم اسفند سال ۱۳۶۲ به درجه رفیع شهادت نائل گردید و شهید همت نیز در هفده اسفند همان سال و به فاصله سیزده روز از شهید کارور آسمانی شد و پیکر پاک شهیدکارور همچنان مهمان جزیره مجنون است.
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
22.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مستند زندگینامه پاسدار شهید جاویدالاثر سردار حاج محمدرضا کارور
🌴 عارف دلسوخته و سردار بی نشان لشگر ۲۷ در عملیات خیبر
فرمانده گردان ویژه مالک اشتر لشکر 27 محمد رسول الله (ص)
🌱 ولادت: 5 اسفند ماه 1336 (روستای درده - فیروزکوه - تهران)
🕊🕊 شهادت: 4 اسفند ماه 1362 (جزیره مجنون - بصره - عراق)
💠 سنگ مزار به یادبود شهید: قطعه 26، ردیف 79، شماره 49 (بهشت زهرا (س) تهران)
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌷 چهارم اسفندماه سال ۱۳۶۲ - سالروز شهادت محمدرضا کارور، بازوی راست شهید همت - عملیات #خیبر
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
🚩 یادواره سردار شهید محمد رضا کارور و سالگرد عملیات خیبر
🎤 خاطره گویی محمد علی کلهر برادر شهید هاشم کلهر، همرزم و راننده شهید کارور، فرمانده گردان مالک، مقداد و مسئول طرح و برنامه تیپ ۲۷ محمدرسول الله (ص)
▫️ مسجد امام حسین (ع) ورامین
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
┄┅┅٭❅💠❅٭┅┅┄
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌷 چهارم اسفندماه سال ۱۳۶۲ - سالروز شهادت محمدرضا کارور، بازوی راست شهید همت - عملیات #خیبر
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
🚩 یادواره سردار شهید محمد رضا کارور و سالگرد عملیات خیبر
🎤 خاطره گویی محمد علی کلهر برادر شهید هاشم کلهر، همرزم و راننده شهید کارور، فرمانده گردان مالک، مقداد و مسئول طرح و برنامه تیپ ۲۷ محمدرسول الله (ص)
▫️ مسجد امام حسین (ع) ورامین
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
┄┅┅٭❅💠❅٭┅┅┄
✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
#مبادلهی_لبخند 😁
🌷در مأموریت شرهانی بسر میبردیم. این مأموريت از هر لحاظ مأموریت خاصی شده بود. آتش دشمن، هوای سرد، فضای متفاوت و.... سنگر گرم و نرمی برای خود درست کرده بودیم و در آن هوای یخ زده، حکم هتل ۵ ستاره را به خود گرفته بود. مخابرات گردان بودم و ضرورت ماندن در کنار بیسیم. دوست همسنگرم برای خواندن #نماز_شب از جای خود حرکت کرد تا گرمای لذت بخش سنگر را به آب و هوای سرد زمستان بدهد و وضویی بگیرد.💦❄️
در همان حال که سر را مقداری از زیر پتو بیرون میآوردم به او گفتم: "التماس دعا دارم!"
لحظهای در جای خود ایستاد و سرش را به طرفم چرخاند و با کمی اخم گفت: "دندت نرم! خودت بلند شو و برای خودت دعا کن." مانده بودم در برابر پاسخ تند و غافلگیرانهاش چه بگویم، جز مبادله لبخندی!😊
راوی: رزمنده دلاور محمدرضا خرم پور
دوران جنگ تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
#وقت_مناسب_در_يخبندان ❄️
⚪️ در کردستان با شهید رضایی در یک سنگر بودیم. هوای کردستان در آن ايامِ زمستان، برف و کولاکِ وحشتناک و دما زیر صفر درجه بود. حتى برف روی زمین یخ زده بود. وقتِ اذان شد. ما از شدت سرما در داخل سنگر به خود میلرزيديم!!
🌷شهید رضایی بیرون از سنگر رفت. به ایشان گفتم: فلانی یخ میزنى تا بری!! گفت: نه، اذان و نماز به وقتش مناسب هست. یک ظرف برداشت، رفت یخ های بیرون را شکست. يخ ها آب که شدند، وضو گرفت و نمازش را خواند. روحش شاد و یادش گرامی باد.
﴿خاطره اى به ياد پاسدار شهید حسين رضایی فرمانده مخابرات گردان شهدا، شهرستان پلدختر روستای افرینه﴾
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
هدایت شده از دفاع مقدس
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 فیلمی کوتاه از پیاده روی و سرود خوانی رزمندگان در میان برف و بوران در دوران جنگ تحمیلی
❄️ زمستان سرد در جبهه غرب
#رزمندگان
#مردان_بی_ادعا
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
💠 عملیات والفجر نُه – 5 تا 12 اسفند 1364 🔹 پس از عدم دستیابی به اهداف مورد نظر در عملیات بدر - ک
⌛️ پنجم اسفند ۱۳۶۴
▫️سالروز آغاز عملیات والفجر نُه در استان سلیمانیه عراق
در زمستانی سخت❄️
⛈🌧❄️🌩⛈❄️⛈⛈
💠 خاطره #ادمین از عملیات دشوار و نفسگیر والفجر ۹ در زمستان ۶۴
1⃣ قسمت اول
✍ چند روزی تهران رفته بودم برای مرخصی، ... که از منطقه تماس گرفتند فوری خودتان را آماده کنید که قرار است عملیاتی در جبهه مریوان--بانه (منطقه سلیمانیه ـ چوارته عراق) توسط سپاه و ارتش انجام گیرد. وظیفه ما در طول دفاع مقدس، انتقال خطوط تلفن راه دور (FX) به اقصی نقاط خطوط مرزی و عملیاتی بود.
➖ {{ پی نوشت: در زمان جنگ تحمیلی برای اولین بار از دستگاه های مخابراتی رادیوماکس استفاده شد. اینها وسایل الکترونیکی بودند که با امواج رادیویی کار کرده و خطوط تلفن راه دور (FX) را به اقصی نقاط خطوط جبهه می رساندند. در آن زمان که کل کشور در فقر مخابراتی بسر می برد، انتقال خط تلفن به جبهه پدیده ای اعجاب آور و معجزه محسوب می شد که توسط نیروهای متخصص سپاه پاسداران انجام می گرفت. برادران پاسدار مخوال (مخابرات و الکترونیک) از این طریق به یگان های ارتش نیز خدمات ارائه می دادند. خطوط FX در آن زمان برای پشتیبانی عملیات ها بسیار مفید و ضروری بود، زیرا بسیاری از هماهنگی های در زمینه های مختلف از طریق آنها انجام می گرفت: لجستیک، انتقال تجهیزات و ادوات نظامی، پشتیبانی های هوایی، انتقال مجروحین . . . و نیز انتقال اخبار عملیات به صدا و سیما و خبرگزاری ها - . . . خطوطی نیز در نظر گرفته شده بود برای ارتباط مستقیم با بیت امام خمینی در جماران، ریاست جمهوری، مجلس و شورای عالی دفاع .... }}
ادامه:
برای برقراری ارتباط ماکس در منطقه عملیاتی می بایست ابتدا مسیر ارتباط، توسط نقشه های نظامی ۱/۵۰۰۰۰ و نیز کار میدانی طراحی شود. به دلیل ضیق وقت و تا زمانی که خود را به باختران (عقبه و محل استقرارمان) برسانم، محمد مرادی، از نیروهای ماکس غرب را تلفنی مأمور کردم با هماهنگی نیروهای اطلاعات عملیات قرارگاه به منطقه رفته و بررسیهای لازم را انجام دهد. او با کار بر روی نقشه و از طریق رسم پروفایل به این نتیجه رسیده بود که بایستی خطوط اصلی تلفن راه دور (FX) از طریق سنندج توسط مایکرویو شرکت مخابرات انتقال داده شده و پس رله های بین راه، در سایت وارث (نزدیک بانه) به مخابرات سپاه تحویل شود و از آنجا توسط رادیوماکس به سایت اصلی رله واقع در دشت شیلر انتقال یابد. این سایت می بایست بر روی ارتفاع بلند "لَری" ایجاد شود. سپس از این نقطه به مکان های مورد نیاز سپاه و ارتش از قبیل: قرارگاه اصلی عملیات، بیمارستان صحرایی دشت شیلِر، لجستیک، قرارگاه ارتش، یگانها، قرارگاه جلویی چاله خزینه، میشلان و ... ارتباط های رادیوماکس شش کاناله برقرار شود.
سریع خود را به باختران(کرمانشاه) رسانده و دستگاه ها با فرکانس های مختلف و دیگر وسایل مورد نیاز را آماده کرده و بار تویوتا وانت و هارتوپ زده و عازم مریوان شدیم. در آنجا در پادگان شهید عبادت استقرار یافتیم. برادر مرادی را دیدیم، اظهار داشت طراحی ها انجام شده، همه چیز طبق روال است، فقط لازم است دستگاه ها در محل نصب شود.
{{همینجا لازم به گفتن است که این طرح ارتباطی، تنها از روی نقشه انجام شده بود و دوستان, مسیر دسترسی به قله لَری را چک نکرده، محل را مورد بازدید قرار نداده و صرفاً به گفته دیگران اعتماد کرده بودند!!! --- در ادامه اشاره می شود که رسیدن به بالای قله یک هفته زمان برد آن هم با مشقت های فراوان!!}}
اکیپی به سرپرستی برادر علی افشاریان را برای نصب دستگاه به سایت وارث فرستادیم و خود, عازم دشت شیلر شدیم. زمستان سرد و جاده های برفی و گل آلود. شب هنگام به دشت شیلر رسیدیم. زمین پوشیده از برف بود. سراغ ارتفاع لری را گرفتیم، کوهی بلند را نشان دادند که کاملاً در ابر و مه فرو رفته بود. راه رسیدن به قله را پرسیدیم و قسمت شرق ارتفاع را نشان دادند و گفتند این راه رسیدن به قله است.
. خود را به یال شرقی ارتفاع رساندیم. جادهای یافتیم که رو به بالا میرفت. به راه افتادیم، 70-60 متری که جلو رفتیم خودروهایمان به گل نشست و دیگر امکان ادامه مسیر نبود. به پایگاه ارتش که در آن نزدیکی بود رفته و از آنها درخواست کمک کردیم و گفتیم که بناست ارتباط تلفنی برقرار کنیم و در صورتی که به ما در حمل وسایل به بالای ارتفاع کمک کنید این امکان فراهم میشود که نیروهای کمک کننده بتوانند در آنجا با خانوادههایشان تلفنی صحبت کنند. این گفته برای آنها باورنکردنی بود چرا که در مریوان که هیچ، در سنندج، یعنی مرکز استان هم به سختی و با هزار مشکل و ترافیک خطوط و راه ندادن کُد و صف طولانی انتظار افراد در مرکز مخابرات، میشد با شهرهای دیگر ارتباط تلفنی برقرار نمود. و حالا قول تلفن را به سربازهای پایگاه داده بودیم، آن هم در منطقه عملیاتی!!! . . .
👇👇👇ادامه