eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸روحیه رهبر انقلاب در روز تشییع پیکر شهید سیدحسن نصرالله روز یکشنبه حمید داودآبادی از نویسندگان دفاع مقدسی دیداری با رهبر انقلاب داشته‌ که آن را روایت کرده است: داغون بودم،‌ خسته و کلافه ... ششم مهر ۱۴۰۳ که خبر شهادت سیدحسن نصرالله را شنیدم، همه احوال داغونم، صد برابر شد. هیچ‌وقت حتی در خواب هم باور نمی‌کردم خبر شهادت سید را بشنوم. ۵ ماه بُغض، داغ، سوز و ... زبانم بند آمده بود. فقط به تصاویر سیدخندان و خوش‌سیما می نگریستم و با خود می‌گفتم: خدا کند دروغ باشد و همه خبرها و شایعه‌هایی که می‌گویند سید زنده است، راست باشد! ولی دنیا به کام من ‌نچرخید. قرار شد سید را ۵ اسفند ماه تشییع کنند. یعنی دیگر همه امید زنده بودن سید، تمام شد. چند روز پیش گفتند: روز یک‌شنبه ۵ اسفند، تو و مسعود ده‌نمکی، بیایید برای نماز خدمت حضرت آقا. خدا را شکر. خیلی خوشحال شدم. می‌توانستم بغضم را با کسی تقسیم کنم. هرشب، در خواب و رویای خودخواسته، خویش را در آغوش آقا می‌دیدم‌ که می‌گریم و بغض چندماهه می‌گشایم! صبح یک‌شنبه، باران عالم و آدم را طراوت و زیبایی بخشده بود که مسعود که آمد دنبالم، نیم ساعت قبل از اذان ظهر وارد اتاقی شدیم که قرار بود آقا بیاید. (درست ۲۶ سال پیش، در همین اتاق، غروب بعد عیدفطر، در جمعی شش-هفت نفره، نماز مغرب‌وعشا را به امامت آقا خواندیم و نشستیم ساعتی به گفت‌وگو با آقا و لذت دنیا و آخرت بردن!) جمعی شاید حدود صدنفر که خانواده‌هایی هم بودند، صفوف نماز را تشکیل دادند که چندین بچه کوچک، شاد و بی‌توجه به همه،‌ میان صفوف می‌دوبدند و محافظین برایشان بیسکوئیت و سرگرمی می‌آوردند. اذان که دادند، آقا تشریف آوردند و نماز به امامت ایسان اقامه شد.‌ همه‌ش با خودم می‌گفتم: - حتما الان امروز که تشییع سیدعزیز است، آقا مثل من، بدجوری حالش گرفته است، خسته است و عزادار. نماز که به پایان رسید، برخلاف تصور من، آقا صحبت نکرد و آمد به حال‌واحوال با حاضرین. به ما که رسید، با تبسمی زیبا با مسعود صحبت کرد که مسعود درباره کتاب‌های اخیرش که منتظر انتشار هستند، صحبت کرد که آقا فرمودند نمونه‌هایی را که فرستادی، دیدم. آقا، نگاهی محبت‌آمیز به من انداخت ‌و با لبخندی زیبا فرمود: - باز که چاق شدی ... و زدیم زیر خنده. مانده‌ام با این شکم ورقُلُمبیده چی‌کار کنم. کاشکی می‌شد قبل از دیدار، پیچ‌هایش را باز کنم و گوشه‌ای پنهان کنم‌ که هربار مورد لطف آقا قرار نگیرد و شرمنده‌ نشوم! رو در رو که شدم با آقا،‌ چشم درچشم، نگاه انداختیم و خندیدیم. وقتی فرمودند: - شما چطورید؟ چیکار می‌کنید؟ همان اول، کتاب "راز احمد" آخرین سفر بی‌بازگشت حاج احمد متوسلیان، چاپ نشر یازهرا (س) را به آقا هدیه دادم، توضیح کوتاهی دادم و خواستم تورق کنند. سر دلم باز شد. بغضم داشت می‌ترکید. شروع کردم به نالیدن: - آقا، خسته‌ام، حالم خوب نیست، دارم کم‌ میارم ... آقا چشمانش را در نگاهم دوخت و با تعحب گفت: - چیزی نشده که، شما دیگه چرا کم میارید، خبری نیست، الحمدلله همه چیز خوب است ... نالیدم: آقا، سید رفت، بغض دارم، دعا کنید خدا این‌ آرامش قلب شما را به من هم بدهد ... - همه چیز خوبه و همه ‌کارها به روال خودش دارد پیش می‌رود. امیدت به خدا باشد ... می‌خندید و می‌خندیدم. وقتی از امید گفت، قربانش رفتم ‌و ناخواسته می‌گفتم: ای جانم ... جانم ... خدا همین امید و اطمینان قلبی شما را‌ به من هم عطا کند ... واقعا از آرامش و اطمینان قلبی ایشان، همه ناامیدی و خستگی‌ام به یکباره فرو ریخت و بر فنا رفت و همه آن اطمینان قلب که همواره از خدا طلب می‌کردم،‌ همچون‌خورشیدی بر قلبم تابیدن گرفت و آرامم کرد. دقیقا دنبال همین بودم که امروز با یاد سیدعزیز که بر دوش آزادگان جهان بدرقه شد تا آغوش خدا، بر دستان حضرت آقا بوسه زدم و خدا را شکر کردم‌ که این ‌نعمت الهی بر سرمان‌ می‌تابد. حمید داودآبادی/ یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳
🌷 ۷ اسفند ۶۲ - سالروز شهادت مرتضی سلمان طرقی در آستان صبحِ قنوتِ عاشقانه‌ترین نمازها ... قنوتی که ذکر « اللهم ارزقنی توفیق شهادتک فی سبیلک» نخستین دعای آن بود ... بیاد سردار شهید مرتضی سلمان طرقی از فرماندهان گردان میثم تمار لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) رئیس ستاد لشکر ۱۰ سید الشهدا(ع) ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️ روز ۷ اسفند۶۲ بهمراه جمعی از فرماندهان تیپ سیدالشهدا (ع)در جزیره مجنون جنوبی داخل کانال مقابل سنگر کاظم رستگار و احمد غلامی فرماندهان تیپ ایستاده بودیم و منتظر دستور بودیم که ناگهان گلوله توپی مقابل کانال به زمین اصابت کرد حسین راحت، مرتضی سلمان طرقی و تعدادی دیگر بشهادت رسیدند حقیر هم ترکشی به سرم اصابت کرد بالای دژ رفتم و سلمان طرقی را از جا بلند کردم.. ولی گویا سالها بود در خواب عمیق فرو رفته بود .. بادگیر او لبالب پر از خون بود و گرمای خون تازه در داخل بادگیر ، دستم را گرم کرد .. روحشان شاد باد راوی : سردار حاج علی درویش 💠 کانال دفاع مقدس ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌷 شهید مرتضی سلمان طرقی در کنار حاج احمد غلامی (شهید مدافع حرم) مرتضی سلمان طرقی مسئول محور لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع) شهادت : هفتم اسفند 62 - عملیات خیبر 🌱 طلوع: ۱۳۳۵ 🕊🕊 عروج: ۱۳۶۲ عملیات خیبر 💠 کانال دفاع مقدس ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌷شهید حاج احمد غلامی از شهید مرتضی سلمان طرقی می گوید: 🔹 مجاهدت مخلصانه «مرتضی سلمان طرقی» برای پیوستن به خیل شهدا ▪️مرتضی را یکبار در سال ۵۸ داخل پادگان عشرت آباد که در واحد اطلاعات کار می‌کرد دیده بودم. بعد از شروع جنگ، گردان ما به نام گردان صف یا گردان شش به فرماندهی علی موحددانش با سه گروهان که دارای ۲۷۰ نفر پرسنل جنگ دیده بود بنابر تدبیر فرمانده سپاه تهران به ماموریت جنگی رفت و با دیدن آموزش‌های لازم برای جلوگیری از سقوط خرمشهر به صورت یک سازمان کامل درآمد .از این رو عازم اهواز شدیم. صبح یکی از روز‌ها وقتی من و مرتضی کنار جاده در نوبت شستن ظرف و ظروف برای صبحانه بودیم به علت اصابت ترکش خمپاره من مجروح شدم و مرتضی سالم ماند. مرا به آبادان و سپس ماهشهر و بعد تهران اعزام کردند و در بیمارستان مرحوم مصطفی خمینی بستری شدم. دیگر مرتضی را ندیدم تا بعد از عملیات خرمشهر که تیپ محمد رسول الله (ص) به لبنان اعزام شد. مرتضی را آنجا دیدم. مرتضی مسوول گردان سلمان بود و بنده هم مسوول عملیات سپاه مستقر در لبنان و سوریه؛ به مدت پنج ماه تقریبا با هم بودیم. تا اینکه بنده را از تهران خواستند. مرتضی به اتفاق شهید کاظم رستگار در لبنان ماند و بنا شد با هم به مرخصی بیایند. در آنجا فرمانده سپاه تغییر کرد و لذا چند روز بعد شنیدم که مرتضی و کاظم به تهران برگشته‌اند. چند روز گذشته بود که بنا شد عملیات مسلم ابن عقیل در غرب کشور و در منطقه سومار انجام شود. بنده خودم را به شب عملیات رساندم، بعد از عملیات قصد بازگشت به تهران را داشتم که داخل پادگان الله اکبر در اسلام آباد غرب در حین سوار شدن به اتوبوس صدایم کردند، دیدم مرتضی سلمان طرقی و تقی محقق و حسین خالقی سوار یک لندرور هستند. پیاده شدند و دیده بوسی کردیم، پرسیدند کجا؟ گفتم می‌روم تهران. گفتند ما تهران در به در دنبالت گشتیم باخبر شدیم آمده‌ای اینجا. گفتند تیپ سیدالشهدا (ع) به فرماندهی حاج علی موحددانش تشکیل و اعزام شدند. ما آمده‌ایم و بقیه هم دارند می‌آیند. باید کمک کنی، فعلا کار داریم بعدا برو تهران. مرتضی سلمان طرقی را به عنوان اولین مسوول ستاد تیپ ۱۰ انتخاب کرده بودند و حسین خالقی هم معاون تیپ ۱۰ بود. عملیات خیبر آقا مرتضی مسوول محور شد و روزگار خوشی با هم گذراندیم. تا جدایی فاصله‌ای نبود. در حین عملیات خیبر مرتضی سلمان طرقی به وسیله گلوله مستقیم تانک در یک نبرد سخت و جان فرسا به اتفاق کمک‌ها و دستیاران و تیم مخابراتش در ساعت ۱۱ صبح به شهدا پیوستند. «حسین راحت» هم در کنار مرتضی به فیض شهادت نائل آمد. مرتضی هنوز هم بعد از گذشت سال‌‎ها از شهادت ایشان جلو چشمانم با صلابت راه می‌رود.
🌷 ۷ اسفند ۱۳۶۲ - مرتضی سلمان طرقی - مسئول محور لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع) عملیات ا▫️🔹▫️🔹▫️🔹▫️🔹 📷 عکس بالا 👆 | اوایل تیر 1361، سوریه، مراسم صبحگاه نیروهای ایرانی در پادگان زبدانی از راست: (ناشناس، شهید علی اکبر حاجی پور، شهید کاظم نجفی رستگار، کاظم میرزایی، شهید مرتضی سلمان طرقی، شهید ناصر شیری، منصور کوچک محسنی، شهید میرعلی رئیسی اسکویی، حسن شاه حسینی، حاج احمد متوسلیان، جعفر جهروتی زاده، ناشناس) 💠 کانال دفاع مقدس ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
🌷 ۷ اسفند ۱۳۶۲ - مرتضی سلمان طرقی - مسئول محور لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع) عملیات #خیبر ا▫️🔹▫️🔹
🔰خدایا تو را شکر می‌کنم به لفظ و زبان که مرا مسلمان آفریدی، خدایا تو را شکر می‌کنم به اینکه مرا شیعه آفریدی، رهبرم را امام خمینی قرار دادی خدایا تو را شکر می‌کنم از این که مرا در این زمان آفریدی و من انتخاب شدم برای جنگ با دشمن کافر. 🔰خدایا تو را به لفاظ و زبان شکر می‌کنم که من را پیغام آور اسلام در این مکان قرار دادی. هرچند که این حقیر لایق آن نیستم خدایا این حقیر نمی‌دانم و نمی‌توانم که با جان و دل و اعمال شکر تو را بکنم فقط می‌دانم که باید شکر کنم. 🔰خدایا قرآن را آنچنان به من بیاموز که بدانم و آگاه باشم که نمی‌توان نمونه آن را آورد، خدایا بگذار آنقدر به قرآنت آشنا شوم که بدانم چرا نمی‌شود نمونه آن را آورد. 🔰من از سلاح خوشم نمی‌آید به خاطر اینکه آدم می‌کشد من از سلاح به خاطر این خوشم می‌آید که دشمن از آن خوشش می‌آید. 🔰خدایا خداوندا وای به حال کسی که حکمش حکم تو نباشد و به دلیل حکم و قانون خوی شکسی را بکشد خدایا مرا یاری کن که هرکس را که می‌کشم حکم تو باشد و طبق قانون تو نه حکم من و قانون من زیرا قانون من کامل نیست و حکم من عادل نیست و قضاوتم اگه به منطقی باشد که منطق الهی نباشد ناقص است. خدایا مرا به حکم عدالت آشنا ساز و حکم حاکم به زمینت را به من شناسان. 📎فرماندهٔ عملیات لشگر ۱۰سیدالشهدا 🌷 ولادت : ۱۳۳۵/۴/۱۶ تهران شهادت : ۱۳۶۲/۱۲/۷ جزیرهٔ مجنون ، عملیات خیبر 💠 کانال دفاع مقدس ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش بر در دل روز و شب منتظر یار باش ا🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱 🌷 ۷ اسفند ۶۲ - سالروز شهادت سردار حسین راحت، فرمانده محور عملیاتی خیبر - لشگر 10 - ولادت: ۱۳۳۳ شهادت: ۷ اسفند ۱۳۶۲ مزار: بهشت زهرا(س) قطعه 27ردیف2شماره13 💠 کانال دفاع مقدس ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
22.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به دوکوهه گفته اند اعتبار مکان ها به انسان هایی است که در آنها زیسته اند و چه خوب گفته اند . دوکوهه سال ها با شهدا زیسته است، با بسیجی ها، و از آنها روح گرفته است ؛ روحی جاودانه. ای قدمگاه بسیجی ها، ای قدمگاه عاشق ترین عاشقان،بوسه های تو بر قدم هایی می نشسته است که استوارتر از عزم آنان را زمین به یاد ندارد . و آسید مرتضی از دوکوهه برایمان بخوان: "عالم محضر شهداست، اما کو محرمی که این حضور را دریابد ودر برابر این خلأظاهری خود را نبازد، زمان میگذرد و مکان ها فرو میشکند اما حقایق باقیست. 👆🎥 جمعی از ارکان ستادی و فرماندهی لشگر ٢٧ محمد رسول الله (ص) 🌷نام برخی از شهدایی که شناسایی شدند در ذیل آمده است: ۱ شهید حاج سید محمد رضا دستواره ٢ شهید علی تورانلو ٣ شهید ابراهیم علی معصومی ۴ شهید حاج یدالله کلهر ۵ شهید محمد راحت ۶ شهید مجید زادبود ٧ شهید اکبر حاجی پور ٨ شهید بهمن نجفی ٩ شهید حاج محمد رضا کارور ۱۰ شهید مختار سلیمانی ۱۱ شهید جواد صراف
دفاع مقدس
به دوکوهه گفته اند اعتبار مکان ها به انسان هایی است که در آنها زیسته اند و چه خوب گفته اند . دو
🕊🕊 4 اسفند سال 1362 سالروز شهادت علی تورانلو معاون گردان انصارالرسول (ص) شهید علی تورانلو معاون گردان انصار از لشکر 27 محمد رسول الله(ص) بود که در سن 27 سالگی در عملیات خیبر به شهادت رسید. علی تورانلو در پنجم مرداد سال 1335 در روستای رازقان شهرستان ساوه در استان مرکزی متولد شد. وی دوران نوجوانی را با مبارزه علیه دوران طاغوت گذراند و به خدمت سربازی رفت . پس از پیروزی انقلاب در 16 خرداد 58 وارد سپاه پاسداران شد. پوشیدن لباس پاسداری همزمان با قائله ضد انقلاب در کردستان بود. علی به همراه شماری از همرزمان به آنجا اعزام شد. با تاسیس تیپ 27 به تیپ پیوست و در عملیات‌های فتح المبین مجروح شد و در عملیات بیت المقدس حضور داشت با تیپ 27 به فرماندهی حاج احمد متوسلیان به سوریه رفت . در مرحله سوم عملیات رمضان از ناحیه پا مجروح شد و در عملیات مسلم، والفجر مقدماتی و والفجر 1 مجروح شد . در سال 1361 ازدواج کرد . اسفند سال 1362، موقع عملیات خیبر، شهید تورانلو، همسر و دخترش (حدیثه) را که هنوز چهل روزش هم نشده بود بود، به خدا سپرد و راهی جبهه شد. در عملیات خیبر، تاریخ 4 اسفند سال 1362 در منطقه عملیاتی طلائیه زمانیکه 27 سال داشت و معاون گردان انصار از لشکر 27 محمد رسول الله (ص) بود به شهادت رسید. بعد از سیزده سال، پیکر شهید علی تورانلو در عملیات تفحص پیدا شد. در روستای رازقان شهرستان ساوه به خاک سپرد شد.