32.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ حاج صادق آهنگران
🔺انتشار برای اولین بار
نما ای دیده ما را یاری امشب
که محتاجم به اشک جاری امشب
بریز ای دیده ی تر.mp3
زمان:
حجم:
7.7M
بریز ای دیده ی تر
زِ مژگان خون جگر
به مسجد سجده ی خون دارد
علی هنگام سحر
شاعر: #حاج_حبیب_الله_معلمی
چرا در سینه می سوزد
دل پر التهاب امشب
شاعر: #حاج_حبیب_الله_معلمی
یا علی مولا
جان به قربانت
جان به قربان
آه سوزانت
شاعر: #حاج_حبیب_الله_معلمی
خون دل از دیده چرا لرزد و ریزد.mp3
زمان:
حجم:
14.1M
هیچ کس نشناخت دردا درد پنهان علی
چون کبوتر ماند در چاه شب افغان علی
شاعر: قادر طهماسبی (فرید)
خون دل از دیده چرا لرزد و ریزد
شاعر: #حاج_حبیب_الله_معلمی
امشب که خون هاله بر گرد قمر می زند.mp3
زمان:
حجم:
13.5M
نشناختی حسین و علی را
کشتی دو عاشق ازلی را
شاعر: قادر طهماسبي (فرید)
امشب که خون هاله بر گرد قمر می زند
بر روی بستر علی افتاده پر می زند
شاعر: #حاج_حبیب_الله_معلمی
شب 19 رمضان 1380.mp3
زمان:
حجم:
29.8M
اگر عبد گنه کارم تو را دارم چه غم دارم
اگر مرغ گرفتارم تو را دارم چه غم دارم
شاعر: حاج غلامرضا سازگار (میثم)
مناجات امیرالمومنین علی علیه السلام در مسجد کوفه
زمان:شب 19 ماه رمضان 1380
مداحی شب 19 رمضان.mp3
زمان:
حجم:
21.5M
🟤 حاج صادق آهنگران
🔳نوحهء شب قدر
🔸یا الله یا الله برتوپناه آوردم
بار گناه آوردم
✍ شاعر: مرتضی ذاکر
🔸شب ۱۹رمضان۱۴۰۲
🔸حسینیهء ثارالله دزفول
25.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 حاج صادق آهنگران
🚩 انتشار برای اولین بار
🌷 شهید محراب علی
💠 گوهر نایاب علی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
▪️به یاد #شهید روز ۲۱ماه #رمضان (عملیات رمضان) ( سردار #شهید حسن حسن پور) #فرمانده #گردان #علی بن ابیطالب لشکر ویژه ۲۵ #کربلا ...
.
اهل روستای ولشکلا ساری مازندران.
از قهرمانان رشته کشتی بود...
و بدن ورزیده و روح بلندی داشت
بارها با منافقین در داخل درگیر شده بود
و در جبهه نیز در عملیاتهای مختلف
جلوی دشمنان جنگیده بود ...
در عملیات بیتالمقدس مجروح شده بود
که از بیمارستان فرار کرد..!
و دوباره به جبهه برگشت
شهید متاهل بود
و فرزندش را فرصت نکرد ببیند
به امید شفاعتش ...
|روحششادباصلوات| 🇮🇷
.
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
#گردان_علی_بن_ابیطالب (ع)
🆔 @hafttapeh
وقتی دعا در زیر باران مستجاب است
و طلب شهادت دعایِ رزمندگان ...
.
سالروز عملیات فتح المبین گرامیباد🇮🇷
📷 دشت عباس_سال ۱۳٦۱_قبل از عملیات فتح المبین //رزمندگان درحال خواندن دعا و نم نم باران بهاری که دشت را تازه کرده است.عکاس: مجید دوختهچی زاده
.
#به_رسم_رفاقت_دعایمان_کنید
#همیشه_دوستت_دارم_ای_شهید
🆔 @hafttapeh
🔷 امروز ۳ فروردین سالروز شهادت او است! چرا تاکنون نام او را نشنیده بودیم؟
🔸در تاریخ ۱۳۶۱/۱/۲ مسابقه بزرگی میان جبهه حق و باطل شکل گرفت. صدام حسین (لعنت الله علیه)، ماهر عبدالرشید، هشام صباح الفخری و صابر عبدالعزیز الدوری و سید روح الله خمینی (ره) محسن رضایی، علی صیاد شیرازی و حسن باقری و یارانشان رودرروی یکدیگر قرار گرفتند.
🔸در اوایل جنگ، ۲۵۰۰ کیلومتر از خاک کشور از جمله ده ها روستا به اشغال دشمن درآمد و هر روز خبر ناراحت کننده ای از مناطق اشغال شده به گوش می رسید که حس ناموس پرستی اسلامی اجازه بیان آن را نمی دهد!
🔸ارتش با ۳۵ گردان و سپاه نیز با ۱۰۰ گردان و در آن طرف عراق با ۷ تیپ زرهی، ۲۰ تیپ پیاده و ۱۰ گردان توپخانه که معادل با حدود ۸۰ تا ۱۶۰ هزار نیرو بود وارد عمل شدند.
🔸مهم ترین اهداف ما در این عملیات عبارت بود از ۱_ آزادسازی بخش های وسیعی از مناطق مناطق غرب دزفول، شوش و اندیمشک و دهها روستا، ۲_ خارج کردن شهرهای دزفول، شوش و اندیمشک از تیررس آتش توپخانه عراق، ۳_ دور کردن آتش مؤثر ارتش عراق از جاده اهواز به اندیمشک.
🔸قرار بود که این عملیات روز اول فروردین سال ۱۳۶۱ اجرا شود اما دشمن در روز ۲۹ اسفند دو حمله غافلگیرانه انجام داد و در جلسه میان فرمانده نیروی زمینی ارتش (صیاد شیرازی) و فرمانده سپاه (محسن رضایی) اجرای عملیات با تردید مواجه شد که محسن رضایی به دلیل نگرانی از شنود در خصوص جلسه پیش رو و همچنین حفظ محرمانگی آن، با یک فروند جنگنده و در حالی که در کابین عقب و پشت سر خلبان نشسته بود سریعاً خود را به تهران و محضر امام خمینی (ره) رساند تا از ایشان کسب تکلیف نماید.
🔸حضرت امام به ایشان فرمودند: «بروید که انشاءالله پیروزید، اما اگر خواستید، استخاره کنید.» بعد از آن استخاره انجام شد و سوره فتح و آیه مبارکه «إِنَّا فَتَحنَا لَكَ فَتحَا مُّبِينٗا _ به راستى ما براى تو پيروزى آشكارى فراهم آورديم» آمد و به این دلیل نام این عملیات هم «فتحالمبین» انتخاب شد. بعداً ثابت شد که نه تنها نام این عملیات، بلکه در طول هشت سال جنگ تحمیلی نیز به لحاظ مادی و استراتژی نظامی این عملیات حقیقتاً «فتح المبین» و فتح الفتوح جبهه های حق محسوب شد!
🔸النهایه: ۱_ ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک کشور شامل دهها بخش و روستا، سایت ۴ و ۵ رادار، جاده مهم دزفول به دهلران آزاد شد، ۲_ نیروهای اسلام در منطقه غرب شوش و دزفول به مرز نزدیک شدند، ۳_ شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش و مراکز مهمی همچون پایگاه هوایی دزفول از تیررس توپخانه دشمن خارج شد، ۴_ به چاه های نفت ابوغریب در ارتفاعات تینه عراق دسترسی حاصل شد، ۵_ بیش از ۴ لشکر، ۳۶۱ دستگاه تانک و نفربر، ١٨ فروند هواپیما، ۳۰۰ دستگاه خودرو، ۵۰ توپ و ۳۰ دستگاه مهندسی ارتش عراق منهدم شد، ۶_ سیصد و بیست دستگاه تانک و نفربر، ۵۰۰ دستگاه خودرو، ۱۶۵ توپ، ۵۰ دستگاه مهندسی و مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات انفرادی از ارتش عراق به غنیمت گرفته شد، ۷_ بیش از پانزده هزار نفر از نیروهای دشمن به اسارت درآمد، ۸_ بیش از پانزده هزار نفر از نیروهای دشمن کشته و بیش از ده هزار از آنان زخمی شدند و حتی صدام حسین نیز در شرف اسارت قرار داشت و با خودرو حامل زخمی ها از منطقه فرار کرد!
♦️اما حقیقت ماجرا چه بود؟
🔸سنگر تیربار بعثی ها بر روی یک تپه قرار داشت که چون با بتن و استحکامات سخت آهنی ساخته شده بود به سادگی قابلیت انهدام را نداشت و یکی از تیربارچی های آنها همه رزمنده ها را در یکی شیار زمین گیر و چند صد نفر را شهید و زخمی کرده بود. نزدیک بود که دستور عقب نشینی صادر شود و هیچ چیز به فکر هیچکس نمی رسید تا اینکه ناگاه سر کالیبر آن تیربار به سمت آسمان رفت و گلوله ها برای مدتی به سمت ماه و ستاره ها شلیک شدند!
🔸بچه ها از این فرصت استفاده و خود را به آن سنگر رسانده و با پرتاب نارنجک تیربارچی را به درک واصل کردند و همین عمل موجب پیشروی های بعدی و آن پیروزی تاریخی شد و همه خیال کردند که تیربارچی عراقی ترسیده و سنگر و اسلحه اش را رها کرده است!
🔸فردا صبح و زمانی که آن منطقه تثبیت شد همه با صحنه عجیبی روبرو شدند! یکی از رزمنده ها که در آن شیار قرار داشت و گلوله آن تیربار به شکمش وارد و همه روده هایش بیرون زده بود، خود را به بالای آن تپه رسانده و در حالی که با دست چپ خود روده هایش را گرفته تا بیشتر بیرون نزند، با دست راستش لوله سرخ تیربار را گرفته و به سمت آسمان هدایت کرده بود تا بچه ها بتوانند با نزدیک شدن به آن، تیربارچی را از پای درآورند و به دلیل داغ بودن لوله آن تیربار، دست وی تا آرنج ذغال شده و ایشان در حالتی که ایستاده و با دست راستش لوله تیربار و با دست چپش روده های خویش را گرفته بود به شهادت رسید.
🔹او کسی نبود جز شهید «علی اکبر جزی» از اصفهان، شادی روح این شهید بزرگوار صلوات