22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فیلم_زیرخاکی
🎥 این پهلوان کوچک شهید سعید طوقانی است قبل ازانقلاب که مجری برنامه آخرش میگه« آفرین سعید پیر شی» غافل ازاینکه اوبه جوانی هم نمیرسدو در نوجوانی طی عملیات بدر دلاورانه شهید می شود🕊🕊
دفاع مقدس
🌷پهلوان سعید طوقانی ▫️رزمنده نوجوانی که به جبهه رفت و در سن ۱۵ سالگی به شهادت رسید 🕊🕊 ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫
زورخانه در جبهه
سعید با حضور در پادگان دوکوهه، به همراه شهید «عبّاس دائم الحضور» توانست رزمندگان را به ورزش باستانی جذب کند و با بهره گیری از کمترین امکانات، زورخانه ای در اردوگاه برپاکند که بعد از شهادتش، نیز ورزش باستانی در جبهه ها از جایگاه ویژه ای برخوردار بود.
زمانی که جبهه بود به او می گویند باید برای مسابقات به خارج بروی و او قبول نمی کند و وقتی می گویند در مسابقات داخلی شرکت کن، می گوید: «چه ارزشی داره من مدال به گردنم بیندازم و رفقایم در جبهه تکه تکه شوند؟» در آن زمان یک برنامه آموزشی از ایشان ساخته شده بود و در تلویزیون نشان داده می شد. دوستان ایشان که به مرخصی آمده بودند پس از بازگشت به او می گویند: «تو را در تلویزیون دیده ایم.» و او با بی اعتنایی می گوید: «ولش کن، بگذار همین جوری، خاکی عینِ هم باشیم»
*بچههای گردان میثم علاقه خاصی به سعید داشتند
بچههای گردان میثم و دیگر گردانها علاقه خاصی به سعید داشتند چرا که پاک بود و شیرین. هنگامی که در لباسِ رزم ورزش میکرد، می چرخید، میلهای باستانی را به آسمان میانداخت، همه شیفتهاش میشدند؛ از همه بالاتر اخلاقش بود که نسبت به کسی بغض، حسد و کینه نداشت. با همه از درِ محبّت وارد میشد. اول یک شوخی بامزه بود، بعد خنده و بعد دوستی...
www.Aviny.comjade-03.mp3
زمان:
حجم:
1M
🔷 آوینی سخن می گوید، به یاد شب های عملیات دفاع مقدس
🔸صحبت هایی بسیار زیبا در خصوص فطرت انسان، شب و تکلیف مؤمنین
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 حاج صادق آهنگران
✍ شعر: علیرضا قزوه
شب است و سكوت است و ماه است و من
فغان و غم اشك و آه است و من
شب و خلوت و بغض نشكفتهام
شب و مثنوی های ناگفتهام
شب و نالههای نهان در گلو
شب و ماندن استخوان در گلو
من امشب خبر میكنم درد را
كه آتش زند اين دل سرد را
بگو بشكفد بغض پنهان من
كه گل سرزند از گريبان من
مرا كشت خاموشی نالهها
دريغ از فراموشی لالهها
كجا رفت تأثير سوز و دعا؟
كجايند مردان بیادّعا؟
كجايند شورآفرينان عشق؟
علمدار مردان ميدان عشق
كجايند مستان جام الست؟
دليران عاشق، شهيدان مست
همانان كه از وادی ديگرند
همانان كه گمنام و نامآورند
هلا، پير هشيار درد آشنا!
بريز از می صبر، در جام ما
▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩
گرامیداشت هفته دفاع مقدس
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
خورشید ...
سرک میکشد و میداند
از دست تـو چـایِ صبح ،
خوردن دارد ...!
#صبح_بخیر
بفرمایید چای آتشی ☕️
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
💠 ۲۸ فروردین ۱۳۶۷ -- سالروز شهادت سردار شهید سید مصطفی گلگون از فرماندهان یگان دریایی و فرمانده تیپ ۴ از لشگر ویژه ۲۶ کربلا ﴿برادرِ شهید سیدمحمد گلگون﴾ ... از دیار تنکابن
.
#سید_محمد_گلگون
#سید_مصطفی_گلگون
#لشکر_ویژه_۲۵_کربلا
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
#سید_مصطفی_گلگون
ابهتی بود تو جمع بچه های لشکر...
همیشه میگفت : مناطق عملیاتی و جبهه برای من مثل بهشته ، منم هیچ وقت
ترکش نمیکنم ، راست هم میگفت ، سال ۶۷ وقتی که خبر شهادتش و دادند ، ۹ سال پیکرش تو فاو موند و برگشت ...
یه روز خواهرش ازش پرسید مصطفی تو توی جبهه چیکاره ای ؟
گفت: من خاک کفش رزمندهها را پاک میکنم!
✍سال ۶۲ در شهرستان دزفول منزلی اجاره نمود و خانواده ش را در آنجا اسکان داد و در تمام مدت حملات موشکی و هوائی دشمن به این شهر، خانواده ش در کنار او و مردم قهرمان دزفول زندگی نمودند. در اواخر سال ۶۶ در یکی از خانه های سازمانی شهر اهواز ساکن شد. آخرین سمت سید مصطفی فرمانده تیپ ۴ لشکر ویژه ۲۵ کربلا بود.
.
#خاطره
... یک شب در عمليات والفجر هشت از خواب بیدار شد و به بچه ها گفت: اگر بیسیم خبری دادند سریعا من را مطلع کنید. برادرم سید محمد شهید شد. مطمنم... یک ساعت بعد خبر شهادت سید محمد پیچید. محمد فرمانده مهندسی رزمی لشکر ویژه ۲۵ کربلا را بعهده داشت. چند ماه بعد هم خبر شهادت برادر خانمش شهید غلامرضا قبادی فرمانده بسیج گیلان را به همسرش داد.سیدمصطفی گلگون درفروردين ۱۳۶۷ در فاو پر کشید و ۹سال بعد پیکر مطهرش به میهن برگشت. از این شهیدعزیر دو فرزند به یادگار مانده است
🌴شادی روح شهیدان گلگون 🌷🌷صلوات
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇👇