eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
به یاد گردان حمزه 🇮🇷لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) مرداد ماه ۱۳۶۶ پدافندی عملیات کربلای ۸ به یاد شهید محمد مجازی شهید رمضان صاحبقرانی شهید بهروز آذری جانباز سرفراز محسن شیرازی جانباز سرفراز مصطفی خورسندی برادر مهدی دارایی
98.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 "میان آتش و گلستان، ما آتش را برگزیده‌ایم و نه عجب که در باطن این آتش، گلستان است و در باطن آن گلستانِ دنیا، آتش." شهید آوینی 📽 شلمچه، عملیات کربلای ۸ رزمندگان لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) زمان:۷:۰۶ به یاد شهید حاج محسن دین شعاری که در بخشی از تصاویر حضور دارند به یاد شهید محمد شیر افکن تصاویری منتخب از بچه های گردان انصار در عملیات کربلای ۸ تصاویر را بار ها و بارها باید مرور کرد و مگر غیر از این است که جز ایثار چیزی نمی بینیم؛ لحظاتی که مقدمه ای بر استحقاق شهادت می شد! برای دیگری از خود میگذرند! و چه ماندگار می شوند! ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"الهی یاران همه رفتند و چهره در خون خود رنگین کردند در حالی‌که نگران فردا بودند. الهی عاشق کشی نوازش درگاه تو است و من دوست می‌دارم که صد‌ها بار زنده‌ام گردانی و باز صد‌ها بار خونم نشانی. پروردگارا! از تو می‌خواهم هنگامی که روحم از کالبد جانم بدر می‌آید سرم بر بالین مولایم حسین (ع) باشد. دوست دارم که مرا به عشق او بمیرانی که به طلب کوی اوست که این چنین آواره دشت و بیابان شده‌ام." یاد و خاطره یل دلاور میدان های نبرد شهید غلامحسین رزاقی از شهدای مسجد علوی محله انبار نفت تهران شهادت: ۲۱ فروردین ۱۳۶۶ شلمچه عملیات کربلای ۸ 🌷گردان میثم 🌷گردان کمیل 🌷گردان حبیب 🌷گردان شهادت لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)
هدایت شده از دفاع مقدس
وتنها ایمان است که راه به خزائن نا محدود غیب دارد. انسان متّقی هرگز به بن بست نمیرسد چرا که "رزق "او از طرقی لا یحتسب نازل میشود. شهید سید مرتضی آوینی به یاد شهید غلامحسین رزاقی طلوع: ۱۳۴۳ عروج:۱۳۶۶ شلمچه عملیات کربلای ۸ معرفت و فداکاری را کنار میثم تمار زمزمه کرد، شجاعت و سلحشوری را با کمیل فریاد کرد و با شهادت تا شهادت پر گشود گردان میثم گردان کمیل گردان شهادت لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) "الهی یاران همه رفتند و چهره در خون خود رنگین کردند در حالی‌که نگران فردا بودند. الهی عاشق کشی نوازش درگاه تو است و من دوست می‌دارم که صد‌ها بار زنده‌ام گردانی و باز صد‌ها بار خونم نشانی. پروردگارا! از تو می‌خواهم هنگامی که روحم از کالبد جانم بدر می‌آید سرم بر بالین مولایم حسین (ع) باشد. دوست دارم که مرا به عشق او بمیرانی که به طلب کوی اوست که این چنین آواره دشت و بیابان شده‌ام." برشی از وصیت نامه
دفاع مقدس
وتنها ایمان است که راه به خزائن نا محدود غیب دارد. انسان متّقی هرگز به بن بست نمیرسد چرا که "رزق "ا
"الهی یاران همه رفتند و چهره در خون خود رنگین کردند در حالی‌که نگران فردا بودند. الهی عاشق کشی نوازش درگاه تو است و من دوست می‌دارم که صد‌ها بار زنده‌ام گردانی و باز صد‌ها بار خونم نشانی. پروردگارا! از تو می‌خواهم هنگامی که روحم از کالبد جانم بدر می‌آید سرم بر بالین مولایم حسین (ع) باشد. دوست دارم که مرا به عشق او بمیرانی که به طلب کوی اوست که این چنین آواره دشت و بیابان شده‌ام." یاد و خاطره یل دلاور میدان های نبرد شهید غلامحسین رزاقی از شهدای مسجد علوی محله انبار نفت تهران شهادت: ۲۱ فروردین ۱۳۶۶ شلمچه عملیات کربلای ۸ 🌷گردان میثم 🌷گردان کمیل 🌷گردان حبیب 🌷گردان شهادت لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)
دفاع مقدس
❇️شهید غلام رزاق 🔹فروردین ۱۳۶۶ عملیات کربلای ۸ عقبه شلمچه ناگهان یک نفر به نام صدایم  زد تعجب کردم در این تاریکی کی میتوانست مرا بشناسد و سراغم را بگیرد؟ رویم را به طرف صدا برگرداندم اما در تاریکی نتوانستم صاحب صدا را بشناسم جلوتر که رفتم چهره ی استخوانی غلام رزاق با موهای تراشیده در مقابلم ظاهر شد انگشتان لاغر و نازکش را میان دستهای گوشتالویم گرفتم و صورت بر صورت خشکیده و گونه های فرورفته اش گذاشتم دستش را روی شانه ی بغل دستیاش اهرم کرده بود و از ظاهر قضیه بر می آمد که تازه از بیمارستان آمده باشد. غلام مدتی در گردان حبیب مسئول گروهان بود، اما این بار به دلیل جراحات شدید و عدم کارایی ممکن به عنوان نیروی آزاد لشکر راهی خط مقدم شده بود. 🔹جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۶۶ خط مقدم شلمچه گرما بیداد میکرد بچه ها خسته بودند و باران خمپاره همچنان میبارید در این گیر و دار کسی به نام صدایم زد ... چه طوری داش حمید؟ سرم را که چرخاندم نگاهم به جمال باصفای غلام رزاق افتاد که دست بر شانه ی یکی از دوستانش گذاشته و لی لی کنان می آمد. راه نمیرفت با یک پا رو به جلو میپرید، آنهم در شرایط سخت عملیات و انفجار خمپاره و زمین ناموزون و شکاف خورده. با لبخندی شیرین جواب سلامم را داد و پس از احوال پرسی و كمى صحبت، وسط فاصله ی کم بین دو خاکریز به همراه دوستش راه افتادند تا به آن سوی خط بروند. نگاهم به گامهای غلام و روی یک پا دویدن او بود که ناگهان سوت خمپاره ای افکارم را در هم ریخت ؛بلافاصله در سنگر نشستم و سرم را میان دستانم گرفتم در یک چشم بر هم زدن خمپارهی ۱۲۰ میلیمتری با صدای مهیبی میان خاکریز نشست. ترکشهای گداخته زوزه کشان هوای بالای سرمان را شکافتند و به اطراف ریختند دودی غلیظ و سیاه همراه با بوی نامطبوع باروت فضا را پر کرد برای چند لحظه در سنگر میخکوب شدم در درونم همهمه ای بود. صدای شلیک ،غرش انفجار، هیاهوی دشت ، و بوی باروت ... چشمانم میسوخت آرام آرام خود را به بالای سنگر رساندم و نگاهی به میانه خاکریز انداختم هیچ چیز جز دود و غبار نبود یک آن به یاد غلام رزاق و دوستانش افتادم سخت مضطرب شدم. وقتی گرد و خاک ،نشست پیکر متلاشی و سوراخ سوراخ غلام و همراهانش در سینه خاکریز نمایان شد. آنها بی هیچ حرکتی در کنار پیکرهای دیگر شهیدان آرام گرفته بودند . حمید داودآبادی
دفاع مقدس
"وتنها ایمان است که راه به خزائن نا محدود غیب دارد. انسان متّقی هرگز به بن بست نمیرسد چرا که "رزق "او از طرقی لا یحتسب نازل میشود." ✍🌷شهید سید مرتضی آوینی بسیجی عارف مجنون مرتضی علی (ع) شهید غلام حسین رزاقی گردان میثم،گردان کمیل، گردان شهادت لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) شهادت: ۲۱ فروردین ۱۳۶۶ شلمچه، عملیات کربلای ۸ برشی از وصیت نامه: "کلامی چند با خانواده شهدا" 《سلام و درود بر خانواده محترم شهدا، اسرا، مجروحین، جانبازان و مفقودین، از شما خانواده بزرگوار شهدا می‌خواهم صبر پیشه کنید و از درگاه حضرت سبحان بخواهید که امام خمینی را برای ما و همه ملت‌ها در بند و مظلوم تا ظهور دولت یار نگه دارد و هر چه زودتر جنگ را به نفع اسلام و مسلمین خاتمه دهد. از خداوند فرج آقا امام زمان (عج) را بخواهید تا آن جان جانان بیاید و انتقام خون به ناحق ریخته مادر مظلومه‌اش حضرت زهرا (س) و خون‌های فرزندان شما را از زالو صفتان روزگار بگیرد.》 ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️ غمت چه پنجره‌ها رو به صبح وا کرده غروبِ کوه، به خون تو اقتدا کرده نسیم، عطر تو را کوچه کوچه گردانده عقیقِ سرخِ تو را چشمه، گریه‌ها کرده  کسی از آن طرف آسمان تو را خوانده  کسی از آن سوی عالم تو را صدا کرده 🌷پیکر معطر شهید غلامحسین رزاقی شهادت: شلمچه عملیات کربلای ۸
دفاع مقدس
🌷 ۲۴ فروردین ۱۳۶۶ - شهادت عاشق خونین بال، جانباز احمد عراقی، مسئول اطلاعات عملیات لشکر ۱۰ حضرت سید ا
تا به کجایم بری ای جذبه ی خون! ذوق جنون جاذبه ی شعر تو وُ جوهر عرفان همه تو سالروز شهادت عاشق خونین بال دلسوخته ی بی ریا جانباز شهید سردار حاج احمد عراقی از شهدای محله نازی آباد مسئول اطلاعات عملیات لشکر۱۰ حضرت سید الشهدا (ع) شهادت: ۲۴ فروردین ۱۳۶۶ عملیات کربلای ۸ بیائیم تا می توانیم درخدمت انقلاب و جنگ باشیم نه اینکه انقلاب و جنگ را در خدمت خود بگیریم بخشی از وصیت نامه ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️ در اولین دیدار به دلم نشست ✍راوی:محسن سوهانی 🔴 اولين باري كه حاج احمد را ديدم توی اطلاعات وعمليات لشگر٢٧ و توی مدرسه سر پل ذهاب بود همراه مهدي خندان و حاج حسين الله كرم ميخواستيم بريم شيخ صله براي توجیه شدن منطقه بمو اون زمان احمد هنوز روي مين نرفته بود و پاهاش سالم بود توی حياط مدرسه بوديم كه احمد بهمراه شهيد اقا پرويز و چندتاي ديگه از راه رسيدن هنوز ماشین درحال حركت بود که احمد با قدو قامت بلندي كه داشت از ماشين پايين پريد شهيد مهدی خندان ازحسین الله کرم پرسید که ایشون کیه؟ حاج حسين احمد عراقی را معرفي كرد توی سلام و عليك اول خیلی به دلم نشست با اينكه خسته بود و تازه از شناسايي برگشته بود با ما همراهی کرد و قبول کرد كه بياد توی ديدگاه و مسير راه كارش را نشون بده خيلي مسلط گزارش شناسايي را ميداد و توكلش عجيب بود دو هفته نگذشته بود كه توی پادگان ابوذر از شهيد خندان شنيدم كه احمد عراقي پشت قله بمو روي مين رفته و در حالي كه پشت منطقه دشمن بود با كمك اقا پرويز بعقب منتقل شده شهیدعراقی در حالیکه فرماندهی اطلاعات عملیات لشگر10 را داشت در عملیات کربلای8 از شلمچه در 24فروردین66 آسمانی شد