eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.3هزار عکس
16.1هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
صبح یعنـی طلوعِ شمــــا بر مدارِ بی‌قراری من ... •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
۲۰ مرداد ۱۳۴۴ -- سالروز تولد رزمنده تخریبچی، عباسعلی کریم آبادی 🌷شهیدی که به دلیل نورانیت چهره، منور نام گرفته بود☀️ آنقدر نورانی بود که وقتی وارد اتاقی، جایی می شد، چراغ آنجا را خاموش می کردم!! بچه‌ها اعتراض می کردند که چراغ را روشن کن !!! .... می گفتم تا وقتی منور هست چراغ لازم نیست!! 🌹خداوند بدلیل معصومیت ایشان نوری در چهره‌اش قرار داده بود که بهش می گفتیم " منور " وقتی شهید شد, دوستان برای اعلام خبر شهادت به خانواده ایشان مراجعه کردند پدرش گفته بود: قبل از اینکه بگید پسرم چطور شهید شد، بگویید: ۱. عباس من آیا سر به تن دارد ؟ گفتیم: نه ۲. آیا دو دست دارد ؟ گفتیم: نه پدرش با یک اطمینان خاطر گفت : خیالم راحت شد پرسیدیم چطور؟! گفت : دلیل انتخاب نام عباسعلی برای او این بود که قبل از بدنیا آمدنش، خواب آقا ابوالفضل العباس (ع) را دیدم و به همین دلیل نام او را عباسعلی گذاشتم و من اطمینان داشتم که او نیز همانند آقا قمر بنی هاشم (ع) به شهادت می رسد🕊🕊 ✍ راوی : جانباز تخریبچی، اویس زکی خانی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 👇👇
دفاع مقدس
🌷«شهید عباسعلی کریم آبادی»، در ۲۰ مرداد ۱۳۴۴، در روستای کریم آباد از توابع شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش «قاسم»، کشاورز بود. دانش آموز دوم متوسطه در رشته تجربی بود که به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. تخریبچی پادگان ابوذر سرپل ذهاب بود // جبهه غرب سرانجام در ۲۹ دی‌ماه ۱۳۶۱ بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش پر کشید 🕊🕊 💠 مزار پاک او در گلزار شهدای امامزاده عبداله شهرستان زادگاهش واقع است.... ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🌷«شهید عباسعلی کریم آبادی»، در ۲۰ مرداد ۱۳۴۴، در روستای کریم آباد از توابع شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش «قاسم»، کشاورز بود. دانش آموز دوم متوسطه در رشته تجربی بود که به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. تخریبچی پادگان ابوذر سرپل ذهاب بود // جبهه غرب سرانجام در ۲۹ دی‌ماه ۱۳۶۱ بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش پر کشید 🕊🕊 💠 مزار پاک او در گلزار شهدای امامزاده عبداله شهرستان زادگاهش واقع است....
🌷شهیدداوود اعتمادپور دهم خرداد ۱۳۴۶ ، در روستاي منجيل آباد از توابع شهرستان رباط كريم به دنيا آمد. پدرش كارگر مهمات سازي بود. تا اول متوسطه در رشته انساني درس خواند. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. ۸ بهمن ۶۵، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار وی در گلزار شهداي زادگاهش واقع است. ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️   او در وصیت‌نامه‌اش آورده است: ✍ «امّا برادرانم !!! ما كه رفتيم، شما كه مانده‌ايد بار مسؤليّتتان سنگين شده است، برادران!! از شما خواهش دارم كه جبهه ها را پُركنيد و بهانه نياوريد كه من زن و بچّه و زندگي داریم، مگر امام حسين (ع) هم اینطور نبود؟» 🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷 : به اعمال خودتان رسيدگي كنيد، قبل از اينكه به حسابتان و اعمالتان رسيدگي كنند و در زندگي خود، از انسان هاي شايسته راهنمايي بگيريد و توشه اي براي آخرت خود جمع آوري كنيد.
دفاع مقدس
🌷شهیدداوود اعتمادپور دهم خرداد ۱۳۴۶ ، در روستاي منجيل آباد از توابع شهرستان رباط كريم به دنيا آمد.
 متن وصیت نامه و پیام شاخص شهیداعتمادپور را بخوانید.   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏ * إِنَّ اللَّه َاشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ...* (توبه/111) با سلام و درود به پيشگاه منجي عالم بشريّت آقا امام زمان (عج) و نایب برحقّش امام عزيز خميني بت شكن و با سلام به روح طيّبه‌ی شهداي گلگون كفن از انقلاب حسيني تا انقلاب خميني و با آرزوي پيروزي رزمندگان اسلام. وصيّت‌نامه‌ی بنده‌ی گناهكار حقير داود اعتمادپور كه با نوشتن آن مي خواهم از آگاهانه به جبهه و ميدان آمدنم و شهيد شدنم، بنويسم: «خدايا! از تو سپاسگزارم كه به من لياقت دادي به جبهه بيايم و اميدوارم توفيق كشته شدن در راهت را هم به من عطا بفرمايي. خدايا! تو را شكر مي گويم كه به ما رهبري عطا كردي كه ما را از گرداب ظلمت و فساد نجات دهد. خدايا! تو را شكر مي گويم كه من را در وضعيّتي قرار دادي كه بتوانم به جبهه بيايم و از اين راه بتوانم دِين خود را به خون شهيدان اَدا كنم و بار مسؤليّتي كه كوهها از گردن كشيدن آن عاجزند از شانه‌هايم بردارم. امّا برادرانم ما كه رفتيم، شما كه مانده ايد بار مسؤليّتتان سنگين شده است، برادران! از شما خواهشمندم كه جبهه‌ها را پُركنيد و بهانه نياوريد كه من زن و بچّه و زندگي دارم، مگر امام حسين (ع) زن و بچّه نداشت؟ و به قول شهيد بهشتي بهشت را به بها دهند نه به بهانه. باید در آن دنیا جواب خون شهدا را بدهید اي پدرها و مادرها! مبادا از آمدن فرزندانتان به جبهه ها خودداري كنيد كه به خدا بايد در آن دنيا جواب خون شهدا را بدهيد، چون اين دنيا فاني و از بين رفتني است و بالاخره اگر انسان به جبهه هم نيايد می میرد و حال چه بهتر كه در راه خدا كشته شود. سخني دارم با پدر و مادر عزيزم كه برايم زحمات فراواني كشيدند و من را با زجرهاي زيادي بزرگ كردند تا وقتي كه بزرگ شدم دست آنها را بگيرم. پدرومادرم! از اينكه نتوانستم حقّ فرزندي و زحمات شما را جبران كنم من را ببخشيد و حلالم كنيد، اميدوارم در آن دنيا بتوانم جبران زحمات شما را بكنم و شما را نزد فاطمه زهرا (س) روسفيد كنم. مادرم! به شما وصيّت مي كنم و از شما خواهش و تقاضا دارم که در شهادت من گريه نكني و شهادت مرا به گردن ديگران نيندازي، چون دشمن و ضدّ انقلابيّون از اين اعمال شما خوشحال خواهند شد و من دوست ندارم دشمنان اسلام خوشحال بشوند. پدرجان! از اينكه سختي هاي زيادي را براي معاش و اداره‌ی خانواده كشيدي از شما تشكّر مي كنم و از شما تقاضا دارم كه براي من گريه نكنيد و من را حلال كنيد.  پدر و مادرم!  اگر جنازه ی من به دستتان رسيد من را هر كجا كه مي خواهيد به‌خاك بسپاريد و اگر جنازه‌ی من به دستتان نرسيد به ياد شهداي گمنام باشيد و از غصّه خوردن جداً خودداري كنيد، چرا كه بالاخره اگر به جبهه هم نمي رفتم از دنیا می رفتم و شما بايد خداوند را شكر كنيد كه امانتش را به اين صورت تحويلش داديد. خواهرم! از شما هيچ انتظاري ندارم به جز اينكه حجاب خود را كاملاً حفظ كني و از برادرانم مي خواهم كه ادامه دهنده‌ی راهم باشند و اگر آنها را اذيّت كردم مرا ببخشند. دوستان عزيزم! از اينكه دوست بدي برايتان بوده ام و هميشه مزاحم شما مي شدم اميدوارم كه من را ببخشيد و حلالم كنيد و طلب مغفرت از خداوند برايم بخواهيد و از شما دوستانم مي خواهم كه ادامه دهنده‌ی راه امام حسين (ع) و شهيدان باشيد و نماز جمعه و جماعت و بسيج را فراموش نكنيد و نگذاريد يك عدّه مقام پرست بر شما تسلّط داشته باشند. از خواب غفلت بیدار شوید اي مردم! اكنون هفت سال از انقلاب اسلامي مي گذرد و نصيحت من به‌عنوان يك رزمنده بر شما اين است كه از خواب غفلت بيدار شويد و به اعمال خود و ديگران نظري بيندازيد و كارهاي خوب و ناروا و زشت را از هم تشخيص بدهيد و به اعمال خودتان رسيدگي كنيد، قبل از اينكه به حسابتان و اعمالتان رسيدگي كنند، در زندگي خود، از انسان هاي شايسته راهنمايي بگيريد و توشه اي براي آخرت خود جمع آوري كنيد كه دير يا زود بايد اين دنيا را ترك كنيد. در پايان از كليّه ی برادران و خواهران كه حقّي بر گردنم دارند حلاليّت مي طلبم و اميدوارم كه من را ببخشيد و از كليّه ی اقوام و آشناياني كه در تشييع جنازه و مجلس ختم من شركت كردند تشكّر مي كنم و از همه ی مردم حلاليّت مي طلبم. خداياخدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار. خداحافظ  
دفاع مقدس
🌷شهیدداوود اعتمادپور دهم خرداد ۱۳۴۶ ، در روستاي منجيل آباد از توابع شهرستان رباط كريم به دنيا آمد.
‌ 🔹زو بازی در جبهه هنگامه عملیات کربلای 5 بود. آخرین روزهای دی 1365. گردان های دیگر لشکر 27 محمد رسول الله (ص) وارد عمل شده بودند. گردان حمزه سیدالشهدا، دو سه روزی بود که از خط پدافندی در منطقه قلاویزان مهران برگشته بود تا خودش را به عملیات برساند. در اردوگاه کارون، نزدیک منطقه عملیاتی، بچه ها که منتظر شرکت در عملیات بودند، حوصله شان سر رفته بود. هواپیماهای دشمن، هر روز و ساعت آسمان آبی را خدشه دار کرده و منطقه را بمباران می کردند. احمد بوجاریان گیر داد برای رفع بی حوصلگی بچه ها، یک بازی دسته جمعی ترتیب بدهیم. تا گفت: "می گم بیا دو تیم بشیم و زو بازی کنیم!" هم جا خوردم، هم خوشم آمد. بقیه بچه ها هم همین طور. اول با آفتابه، دورتادور زمین بازی را آب ریختیم و خط کشی کردیم. دو تا تیم شدیم و شروع کردیم به بازی. حاج آقا کریمی که اصلیتش کُرد و از اهالی ایلام بود، به تیم ما افتاد. هیکلش درشت بود و با آن قیافه گرفته و سفت و سخت، منتظر می ماند تا آن که زو می کشد به وسط زمین بیاید. یک دفعه جلو می رفت، یقه طرف را می گرفت و از زمین بلندش می کرد. آن قدر او را بالای زمین نگه می داشت تا نفسش بند می آمد. چند روز بعد، اولین روزهای بهمن 1365، عملیات کربلای 5 در شلمچه از دو تا تیم بازی زو، اینها پر کشیدند: شهید "سیدمحمد هاتف" متولد: پنج‌شنبه 26 آذر 1349 شهادت: چهارشنبه 8 بهمن 1365 خاک‌سپاری: یک‌شنبه یک‌شنبه 17 تیر 1375 مزار: بهشت‌زهرا (س) قطعه‌ی 29 ردیف 65 شماره‌ی 8 شهید "احمد بوجاریان" متولد: دوشنبه 11 اسفند 1348 شهادت: چهارشنبه 8 بهمن 1365 خاک‌سپاری: یک‌شنبه 17 تیر 1375 مزار: بهشت‌زهرا (س) قطعه‌ی: 28 ردیف 43 مکرر شماره‌ی 20 شهید "داوود اعتمادپور" متولد: چهارشنبه 10 خرداد 1346 شهادت: چهارشنبه 8 بهمن 1365 مزار: شهرستان رباط کریم، گل‌زار شهدای منجیل‌آباد شهید "مهدی چگینی" متولد: یک‌شنبه 22 بهمن 1346 شهادت: پنج‌شنبه 9 بهمن 1365 مزار: تهران، شمیرانات، گل‌زار شهدای امام‌زاده علی‌اکبر (ع) چیذر حمید داودآبادی 🌴 دوران ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas