My Recordingاهنگران حضرت مسلم (2).mp3
زمان:
حجم:
6.3M
روضه شهادت حضرت مسلم
حسینیه شهدا اهواز
#عرفه سال ۱۳۹۵
بانوای حاج صادق آهنگران
شعر :استاد غلامرضا سازگار
ا┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🤲 #التماس_دعا
👆📷آهنگران در سفر حج
▫️▫️▫️▫️▫️
💠 خاطره ای از حاج صادق آهنگران در روز عرفه
🔹سال۱۳۶۳ مکه مکرمه
دوستان برای اجرای دعای عرفه،خیمه بسیار بزرگی در صحرای عرفات سرپا کردند زایرین آمدند و مرتب بر تعداد جمعیت افزوده می شد عصر شد وهنگام خواندن دعای با عظمت عرفه
شخصیت ها ، علما و روحانیون، پزشکان، مدیران کاروان ها و مداحان محترمی که یا به عنوان میهمان و یا بعنوان خدمه کاروان به حج مشرف شدند همه رو به کعبه و منتظر، تا به فیض استماع دعای پرفیض عرفه امام حسین ع برسند.حاج صادق آهنگران آمد و نشست پشت میکروفون، شروع کرد به خواندن،دقایقی مداحی کرد و حال و هوای خوش اهل عرفه را عرفانی تر کرد و سپس دعای عرفه را آغاز کرد. همه حاجیان گوش بودند به معانی و مفاهیم دعا توجه می کردند هر کسی توی حال و هوای خوش خودش بود که ناگهان اتفاقی افتاد و نگاه ها از صفحه کتاب برداشته شد و بجستجو در اطراف مشغول شد هیچ کس نمی دانست که چرا این اتفاق افتاده، خوب بی جهت هم که چنین چیزی نمی شود که یکی از عمودهای بزرگ و چوبی خیمه دقیقا عمود پشت سر مداح طوری بیفتد که دقیقا بیفتد روی سر آهنگران! سر حاج صادق شکست و خون جاری شد!
دعا را یکی دیگر از برادران ادامه داد. سرعت عمل پزشکان به قدری زیاد بود که هنوز چند سطری از دعا قرائت نشده بود حاج صادق را با سر باندپیچی شده (باهاش شوخی می کردیم می گفتیم حاج شیخ صادق) آوردند و او بدون کوچک ترین تغییری دعا را تا آخر خواند
یاد آن روزها با صفا وآن دعا و آن مکان باعظمت به خیر و نیکی باد. برای همه دوستان آرزوی حج مقبول و سعی مشکور و حوائج برآورده شده و آمرزش گناهان را از خداوند طلب می کنیم
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شهید_علی_آسایش_جاوید
رزمنده ۱۶ سالۀ تبریزی
که در دوران جنگ تحمیلی و در #روز_عرفه آسمانی شد🕊🕊
📡 ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
دفاع مقدس
#شهید_علی_آسایش_جاوید رزمنده ۱۶ سالۀ تبریزی که در دوران جنگ تحمیلی و در #روز_عرفه آسمانی شد🕊🕊 📡
🌹شهید علی آسایش جاوید
خلاصه ای از مسیر عشق:
علی که پسر تیز هوشی بود متوجه می شود که تا وقتی او در کنار خانواده است پدر قصد بازگشتن را نخواهد داشت و این یعنی وداع علی با جبهه . لذا علی به «علی عیدی» که عازم منطقه جنوب بود می سپارد که به پدرش بگوید اگر تا دو روز دیگر به خانه برنگردد، خانه و خانواده را به امان خدا گذاشته و به جبهه برخواهد گشت .
پدر پیام علی را که می شنود می داند او در آنچه که پیغام فرستاده مصمم است . برای همین در اولین فرصت به تبریز بر می گردد .
علی در عملیات نصر ۷ در منطقه سردشت ، ارتفاعات دُپازا چون شیر وارد میدان شد و در پاکسازی منطقه از وجود مین ها تلاش زیادی کرد. ۷۰ روز از آمدنش به جبهه می گذشت .عرفه ی سال ۶۶ بود. آن روز چهره علی روشن تر از همیشه بود .
در حال عبور از میدان مین ناگهان با انفجار مین یکی از تخریب چی ها به زمین افتاد و به شهادت رسید .
علی که از دور ناظر صحنه بود به سوی او رفت تا کمکش کند، اما سیم تله ای به پاهایش پیچیده و مین دیگری منفجر شد. پاهایش زخمی و خونی شد. مولایش امام حسین(ع) را صدا کرد و گفت: یا حسین (ع)!
«رسول صارمی» علی را بر دوش گرفته و با او به پایین ارتفاعات حرکت کرد. آن روز پدر علی به عیادت مجروحین در بیمارستان رفته بود که می شنود گردان تخریب شهدای زیادی داده است . نگران می شود .
یکی از مجروحین می گوید: نگران نباش حاجی، پسرت از ناحیه پا زخمی شده و با «هلیکوپتر»آوردندش عقب. حاج بیوک که خود مرد میدان بلا بود و عمری را در نوحه خوانی سپری کرده و خود نیز عاشق شهادت بود در پاسخ می گوید : من علی را در راه خدا به جبهه فرستاده ام هر چه او صلاح بداند به همان راضی ام. بعد از آن به واحد تعاون سپاه در پل قاری تبریز که محل کارش بوده بر می گردد و به «حاج صادق کمالی» می گوید: چه خبر از بچه ها؟ حاج صادق می گوید: تخریب ،شهدای زیادی داده . حاج بیوک دوباره می گوید: گفتم از لیست شهدا چه خبر؟ این بار حاج صادق جواب می دهد که خدا قربانی ات را قبول کند. علی تو هم در لیست شهداست.
📡 ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دفاع مقدس
🔷 عرفه روز پذیرش دعا و نیایش بر اعضای کانال «روایت فتح» مبارک باد (تصویری از شهید سید مرتضی آوینی در مراسم معنوی حج)
🔹راوی: «تازه جنگ به پایان رسیده بود. با اصرار دوستان حاجی برای مراسم حج به مكه رفت. وقتی بازگشت از او پرسیدم : آقا مرتضی آنجا چطور بود؟ با ناراحتی گفت: بسیار بد بود، چه خانه خدایی، غربیها پدر ما را در آوردند. كاخ ساختهاند، آنجا دیگر خانه خدا نیست. تمام محله بنیهاشم را خراب كردهاند. كاش نرفته بودم.
🔹مدتی بعد دوباره او را عازم حجاز دیدم؛ با خنده گفتم: حاجی تو كه قرار بود دیگر به آنجا نروی؟ نگاهش را به زمین دوخت و پاسخ داد: نمیدانم اما احساس میكنم اینبار باید بروم.
🔹وقتی که بازگشت، دوباره از اوضاع سفر پرسیدم. اینبار هیجان عجیبی داشت. با خوشحالی گفت: این دفعه با گروه جانبازان رفته بودم، چنان درسی از آنها گرفتم كه ای كاش قبلاً با این ها آشنا شده بودم. بارها و بارها گریستم، به خاطر تحول و حماسهای كه در این ها میدیدم.
🔹به یكی از جانبازانی كه نابینا بود گفتم: دوست نداشتی یک بار دیگر دنیا را ببینی؟ حداقل انتظار داشتم بگوید: چرا یک بار دیگر میخواستم دنیا را ببینم. اما او پاسخ داد: نه، پرسیدم: چطور؟ گفت: در مورد چیزی كه به خدا دادم و معامله كردم نمیخواهم فكر بكنم. بدنم می لرزید، فهمیدم كه عجب آدمهایی در این دنیا زندگی میكنند ما كجا، این ها کجا!»
🔸منبع: کتاب «همسفر خورشید»
🔷 ۸ ذیالحجه سالروز هجرت امام حسین (ع) به همراه آزادگان جهان از مکه به کربلا گرامی باد.
♦️شهید آوینی: «صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد. خدایا، چگونه ممکن است که تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی که در شب هشتم ذی الحجه سال شصتم هجری مخاطب امام بودهاند و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی؟ آنان را میگویم که عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ کره ارض است. هیهات ما ذلک الظن بک ـ ما را از فضل تو گمان دیگری است. پس چه جای تردید؟ راهی که آن قافله عشق پای در آن نهاد راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر میخیزد. واگر نه، این راحلان قافله عشق، بعد از هزار و سیصد چهل و چند سال به کدام دعوت است که لبیک گفته اند؟»
🔸منبع: کتاب «فتح خون»
🔷 ۹ ذی الحجه سالروز شهادت سفیر سیاسی و فرهنگی جبهه مقاومت، حضرت مسلم بن عقیل گرامی باد.
♦️شهید آوینی: «عافیتطلبان می گویند كه اگر شما نمی آمدید صدام با مردم حلبچه اینچنین نمی كرد، و گوش ما با این سخن ناآشنا نیست. ما خونخواهان مسلم بن عقیل هستیم و او نیز از ابن زیاد همین سخن را شنیده بود. ابنزیاد گفته بود شما آرامش را در هم ریختهاید و در میان مردم تفرقه افكندهاید. و اكنون نیز حكام جور همان را ميگویند.
♦️آری، اگر ما سر در گریبان غفلت فرو بریم و به كنج عزلت بخزیم، آرامشی آنسان كه ابنزیاد می خواهد بر جهان حاكم خواهد شد. اما این آرامش، سكوت رعبی است كه از ترس گرگ در رمه افتاده است و انسان گوسفندی نیست كه اگر آب و علف داشته باشد، دیگر هیچ نخواهد. ما مدافعین مظلومان سراسر تاریخ هستیم و نباید هم كه ارباب ظلم دست از ما بر دارند. گلستان عدالت در باطن آتشی است كه نمرود برافروخته است.»
🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
👇👇
4_5836783971702146340.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
نوحه شهادت حضرت مسلم
مصلی اهواز
عرفه ۱۳۹۵
تورا به جان حیدر
تورا به جان زهرا
نیا به کوفه مولا
حاج صادق آهنگران
🔴 حاج صادق آهنگران
مراسم روز عرفه
حسینیهء ثارالله اهواز
۲۷خرداد۱۴۰۳
روضه و نوحۀ مسلم بن عقیل..ع..