🌿 عقد اخوت ؛
💕 دوستی که برادر آدم باشد
حرف ندارد ...
عقد اخوت که اغلب بعنوان پیماننامه شفاعت در جبههها مطرح بود، در واقع آرامبخش دلهای بیقرار بچه ها در شبهای قبل از عملیات بود و چنان آرامشی به بچهها تزریق میشد که تمام معادلات جنگی را به نفع ما تغییر میداد. رزمندهها وقتی با هم عقد اخوت میبستند از هم قول میگرفتند که تحت هر شرایطی دعاگوی یکدیگر باشند؛ از مهمترین موارد این پیماننامه ، قسم دادن یکدیگر به اهلبیت (ع) برای شفاعت در آخرت بود به طوری که جملهی ثابت این شفاعتنامه این بود : " اگر من از اهالی بهشت شدم قول میدهم به بهشت نروم مگر آنکه برادرانم آنجا باشند."
#رفاقت_تا_بهشت
#عید_غدیر_عید_برادری
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
💠 خاطره ای از #شهید_علی_چیت_سازان ، فرمانده اطلاعات، عملیات لشکر انصارالحسین(ع)-همدان 👇
🌴 #صیغه_برادری
▫️مثل اجل معلق مقابلمان سبز شدند نه راه پس بود نه راه پیش با اشاره دست به سه نفر همراهم فهماندم که بی صدا بنشینند و خودم هم شانه به شانه یک بوته خار شدم.
شب بود به هیچ سهمی از مهتاب اما اگر عراقی ها فقط به دو – سه متری خودشان دقت می کردند هم شناسایی لو می رفت وهم عملیاتی که در پیش بود فقط زیر لب خواندم: "وجعلنا من بین ایدیهم…"
خدا کورشان کرد از یکی دو قدمی ما رد شدند بی هیچ اتفاقی
بچه های واحد اطلاعات عملیات را جمع کرد و گفت: می ریم ملایر خدمت حاج آقا رضا فاضلیان و رفتیم.
حاج آقا اول پیشانی علی آقا رو بوسید و بعد بقیه رو و بعدش شروع کرد به خواندن صیغه عقد اخوت.
برگشته بودیم به جبهه که یه بسیجی معرفی شد به واحد.
علی آقا خودش عقد اخوت را خواند و گفت: "اول برادریم بعد همرزم"
از آن به بعد رسم برادری و عقد اخوت شد سکه رایج اطلاعات عملیات.
جلوی من حرکت می کرد که پایم را گذاشتم پشت پاشنه او و نا خواسته کف کفشش جدا شد اتفاق عجیب و غریبی بود توی گشت پشت عراقیا و پانزده کیلومتر مسیر بازگشت تا مقر خودی
از سر شرم گفتم: علی آقا بیا کفش منو بپوش
و با خوش رویی نپذیرفت.
راه به اتمام رسیده بود و او مسیر پر از سنگلاخ و خار و خاشاک را لنگ لنگان آمده بود بی هیچ اعتراضی به مقر که رسیدیم چشمانم به تاول ها و زخم پایش افتاد.
زبانم از خجالت بند آمد. او هم این حس را در متن فهمید و زبان به تشکر باز کرد.
حالا هم شرمنده بودم و هم متعجب پرسیدم تشکر چرا؟
گفت: چه لذتی بالاتر از همدردی با اسیران کربلا
و ادامه داد: شما سبب توفیق بزرگی برای من شدید. تمام این مسیر برای من روضه بود روضه یتیمان اباعبدلله(ع)
💦 اشک چشمانم را پر کرد
—(راوی: همرزم شهید)
لشگر انصارالحسین(ع) - همدان
ا🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱
پ.ن: این همان #شهید_علی_چیت_سازان هست که گفته بود:
اگر کسی میخواهد از سیم خاردار بگذرد، باید از سیم خاردار نفسش عبور کرده باشد.
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
🌷 ذروز عبد غدیر ۱۳۶۵ --- سالروز عروج شهید سیدصادق شفیعی
🌿 فرمانده تیپ الحدید (ادوات) لشکر ۲۵ کربلا - دوران دفاع مقدس
🌱ولادت: ۱۳۳۹، رودبار (استان گیلان)
🌷شهادت: جزیره مینو، بر اثر اصابت راکت هواپیماهای دشمن
💠 همیشه در خصوص مـهم بودن لحظه شـهادت برای همرزمهایش صحبت میکرد.
میگفت:
" آن دنیا خواهند پرسید هنگام شـهادت در چه حالی بودید؟"
وقتی وضو گرفته بود و برای اقامه نماز آماده شده بود، خمپارهای مقابلش به زمین نشست...
با وضو و لبخند رضایت بر لب و روز #عید_غدیر در جزیره مینو به دیدار مولایش شتافت...🕊🕊
------------------------------------------
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱