eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
(2)👇 🍂🍃پرواز به سبک شهدا🍂🍃👇 👈آیت الله حق شناس👳‍♂️، در مجلسی که بعد از شهادت احمدعلی👼 داشتند بین دونماز، سخنرانیشان 🗣را به این شهید بزرگوار🌹 اختصاص داده و با آهی😞 از حسرت که در فراق احمد بود، بیان داشتند:👌 🌺“این شهید را دیشب🌚 در عالم رویا دیدم .از احمد پرسیدم چه خبر؟ به من فرمود: تمام مطالبی که (از برزخ و…) می گویند حق است💥. از شب اول قبر و سوال و…اما من را بی حساب و کتاب بردند.😰😰 🔥رفقا! آیت الله بروجردی 👳‍♂️حساب و کتاب داشتند👁 اما من نمی دانم این جوان چه کرده بود؟ چه کرد که به اینجا رسید؟!"😳 سپس در همان شب 🌑ایشان به همراه چند نفر👨‍👨‍👦‍👦 از دوستان به سمت منزل احمدآقا 🏡که در ضلع شمالی مسجد امین الدوله 🕌در چهار راه مولوی بود، رهسپار شدند. در منزل این شهید بزرگوار روبه برادرش🌷 اظهار داشتند: "من یک نیمه شب🌑 زودتر از ساعت نماز راهی مسجد شدم.🕌 به جز بنده وخادم مسجد، این شهید بزرگوار هم کلید مسجد را داشت🗝🔑 به محض اینکه در را باز کردم، دیدم شخصی در مسجد مشغول نماز است. دیدم که یک جوانی🙇‍♂️ در حال سجده است. اما نه روی زمین ! بلکه بین زمین وآسمان🌏 مشغول تسبیح حضرت حق است. جلوتر که رفتم دیدم احمدآقا است. بعد که نمازش تمام شد پیش من آمد و گفت تا زنده ام به کسی حرفی نزنید...."🌺🌼
(3)👇 💥تشرف_به_محضر_امام_زمان 🍃یک بار با احمد آقا و بچّه های مسجد رفتیم زیارت قم و جمکران. در مسجد جمکران پس از اقامهی نماز به سمت اتوبوس برگشتیم. راننده گفت: اگر میخواهید سوهان بخرید یا جایی بروید و…، یک ساعت وقت دارید. ما هم رفتیم سمت مغازه ها، که یک دفعه دیدم احمد آقا رفت سمت بیابان . من و رفیقم دنبالش راه افتادیم. یک دفعه احمد آقا برگشت و گفت: چرا دنبال من می آیید!؟ ☘️جا خوردیم. گفتیم: شما پشت سرت رو می بینی؟ چطور متوجّه شدی؟ احمد آقا گفت: کار خوبی نکردید برگرد. گفتم: نمی شه، ما با شما رفیقیم. هر جا بری ما هم مییایم. در ثانی اینجا تاریک و خطرناکه، یک وقت کسی، حیوانی، چیزی به شما حمله می کنه… ☘️گفت: خواهش میکنم برگردید. دوباره اصرار کرد و ما هم جواب قبلی… سرش را انداخت پایین و گفت: ؟ می تونید با من بیایید!؟ ما هم که از همه ی احوالات احمد آقا بی خبر بودیم گفتیم: طاقت چی رو، مگه کجا می خوای بری؟! 🌟نفسی کشید و گفت: دارم میرم باور کنید تا این حرف را زد زانوهای ما شُل شد. ترسیده بودیم. من بدنم لرزید. احمد این را گفت و برگشت و به راهش ادامه داد. همین طور که از ما دور می شد گفت: اگه دوست دارید بیاید بسم الله. 🌿نمیدانید چه حالی بود، آن لحظه وحشت وجود ما را گرفته بود مجبور شدیم با ترس و لرز برگردیم.ساعتی بعد دیدیم احمد آقا از دور به سمت اتوبوس میآید. چهرهاش برافروخته بود. با کسی حرف نزد و سر جایش نشست.
(4)👇 💥نماز_اول_وقت 🍃گفتند: چند دقیقه ی دیگه امتحان شروع میشه. صدای اومد . احمد آهسته رفت سمت نمازخانه. دنبالش رفتم و گفتم: احمد برگرد. این آقا معلم خیلی به نظم حساسه، اگه دیر بیای، ازت امتحان نمی گیره اما گوش نداد و رفت ... 🍀مرتب از داخل کلاس سرک می کشیدم و داخل حیاط و نمازخانه را نگاه می کردم. خیلی ناراحت احمد بودم. حیف بود پسر به این خوبی از امتحان محروم بشه... 🌿همه رو به صف کرده بودند و آماده امتحان بودیم اما بیست دقیقه همین طور توی کلاس نشسته بودیم. نه از معلم خبری بود نه از ناظم و نه از احمد! همه داشتند توی کلاس پچ پچ می کردند که یک دفعه درب کلاس باز شد. معلم با برگه های امتحانی وارد شد. ☘️همه بلند شدند. معلم با عصبانیت گفت: از دست این دستگاه تکثیر! کلی وقت ما رو تلف کرد تا این برگه ها آماده بشه! بعد هم یکی از بچّه ها را صدا زد و گفت: پاشو برگه ها رو پخش کن. هنوز حرف معلم تمام نشده بود که درب کلاس به صدا درآمد. در باز شد و احمد در چارچوب در نمایان شد و مثل بقیه نشست و امتحانش را داد ...
(5)👇 💥حال_عجیب_در_قنوت_نماز 🍃یک بار برنامه ها تا ساعت سه بامداد ادامه داشت. بعد احمد آهسته به شبستان مسجد رفت و مشغول نماز شب شد. من از دور او را نگاه میکردم. حالت او تغییر کرده بود. گویی خداوند در مقابلش ایستاده و او مانند یک بنده ضعیف مشغول صحبت با پروردگار است. 🍃قنوت نماز او طولانی شد. آنقدر که برای من سؤال ایجاد کرد. یعنی چه شده؟! بعد از نماز به سراغش رفتم. از او پرسیدم: احمد آقا توی قنوت نماز چیزی شده بود؟ احمد همیشه در جوابهایش فکر میکرد. برای همین کمی فکر کرد و گفت: نه ، چیز خاصی نبود. میخواست طبق معمول موضوع را عوض کند ؛ اما آنقدر اصرار کردم که مجبور شد حرف بزندو گفت: 🍃 «در قنوت نماز بودم که گویی از فضای مسجد خارج شدم. نمیدانی چه خبر بود! آنچه که از زیباییهای بهشت و عذابهای جهنم گفته شده همه را دیدم! انبیا را دیدم که در کنار هم بودند و…» 🍃روز به روز روحیات معنوی احمد آقا تغییر میکرد. هر چه جلو میرفتیم نمازهای احمد آقا معنوی تر میشد. کار به جایی رسید که موقع نماز سعی میکرد از بقیه فاصله بگیرد! در انتهای مسجد امین الدوله یک فرو رفتگی در دیوار وجود داشت که از دید نمازگزاران دور بود. آنجا یک نفر میتوانست نماز بخواند. احمد آقا بیشتر به آنجا میرفت و از همانجا به جماعت متصل میشد... 🍃یک بار وقتی احمد آقا نماز را شروع کرد به آنجا رفتم و در کنارش مشغول نماز شدم. احمد آقا بعد از اینکه نماز را شروع کرد به شدّت منقلب شد. بدنش می لرزید. گویی یک بنده ی حقیر در مقابل یک سلطان با عظمت قرار گرفته. 🍃البتّه احمد آقا بسیار کتوم بود ، یعنی از حالات درونی خود حرفی نمیزد. من یک بار از خود ایشان شنیدم که حدیث: «نماز معراج مؤمن است» را خواند. و بعد خیلی عادی گفت: بچّه ها باید نماز شما معراج داشته باشد تا حقیقت بندگی را حس کنید. من آن شب اصرار کردم که: احمد آقا آیا این معراج برای شما اتفاق افتاده؟ معمولاً در این شرایط به نحوی زیرکانه بحث را عوض میکرد امّا آن شب، سرش را به نشانه ی تأیید تکان داد ... ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🔷 ۲۹ تیر سالروز آغاز عملیات والفجر ۲ و تاریخی ترین مقاومت ۸ سال دفاع مقدس، توسط رزمندگان استان فارس و شهر جهرم... 🔸پس از شکست مادی ایران در عملیات والفجر مقدماتی در منطقه فکه و انتشار ماجرای مظلومیت شهدای گردان های کمیل و حنظله (که شهید ابراهیم هادی هم یکی از آنها بود)، روحیه نیروهای خودی بسیار ضعیف شده بود و بچه ها دیگر امیدی به پیروزی نداشتند. صدام هم در سطح جهان تبلیغات زیادی انجام داد و بیان نمود که ایرانی‌ها دیگر روی پیروزی را در عملیات‌هایشان نخواهند دید. 🔸«منتظریم کی شب حمله فرا می‌رسد.» عملیات در سیاهی شب و در ارتفاعات پیرانشهر آغاز شد. هدف تصرف پایگاه های عراق در عمق خاک این کشور بود. در ساعات اولیه چندین پایگاه به تصرف نیروهای اسلام و جبهه حق درآمد. گردان فجر شیراز به عنوان گردان پیش قراول و پیشتاز با فرماندهی یک بسیجی با اخلاص با نام مستعار «اشلو» اهل روستای جلیان شهرستان فسا برق آسا وارد منطقه «حاجی عمران» عراق می شود اما به محاصره می افتد. البته همه نیروهایی که اشلو را محاصره کرده بودند خود نیز به محاصره ما افتادند و در واقع محاصر در محاصره رخ داده بود (از پیچیده ترین عملیات های دفاع مقدس)! 🔸محسن رضایی در زیر آن آتش سنگین مستقیم با اشلو وارد صحبت می شود. «اشلو اشلو، محسن رضایی هستم. محسن محسن اشلو، به گوشم. سلام آقا مرتضی، اوضاع؟ مخلص آقا محسن عزیز هستم. خسته نباشی، وضعیت؟ بچه‌ها تک تک سلام می رسونن، ملالی نیست جز دوری شما. اشلو، وضع تلفات، تدارکات و مهمات گردان؟ به حول و قوه اللهی تعدادی اسیر گرفتیم، شصت نفر سر پا و تعدادی زخمی و شهید، آذوقه برادران مزدور عراقی تا دلتون بخواد موجوده. تا الان هم پاتک عراقیا رو دفع کردیم. در خدمتیم.» 🔸محسن رضایی ادامه مقاومت اشلو و یارانش را با توجه به فاصله زیاد نیروهای خودی از آنها غیرممکن می بیند و پس از مشورت با شهید صیاد شیرازی دستور عقب نشینی آنها را از پشت بیسیم به او اعلام می کند. 🔸اشلو امتناع می کند و می گوید: اینجا تنگه احد است و اجازه نمی دهیم ماجرای تنگه احد اسلام بار دیگر در اینجا تکرار شود! اشلو و یارانش در یک تنگه پناه می گیرند و هواپیماها و هلیکوپترهای جبهه باطل آنها را بمباران می کنند اما اشلو کوتاه نمی آید! محسن رضایی مجدداً با بیسیم از او می خواد که برگردد اما غیرت اشلو اجاره بازگشتش را نمی دهد! 🔸مهمات و آب و غذا به حداقل می رسد. شب ها از ارتفاع به دامنه می آمد و برای نیروهایش آب می برد و در آن چند روز نام اشلو در میان فرماندهان جنگ در کل کشور پیچید. اشلو پنج شب و چهار روز آن مقاومت تاریخی را به عمل آورد و سرانجام جبهه باطل متحمل شکست می شود و ۲۰۰ کیلومتر تصرف می شود و ماجرای مقاومت او در کل جبهه می پیچد و رزمندگان در همه جبهه ها از حماسه اشلو می گویند و یک بار دیگر وضعیت روحی جبهه اسلام به حالت اولیه بازگشت. 🔸فیلمی از او وجود دارد که تنها آرزویش را بوسیدن دست امام معرفی می کند. خبر مقاومت تاریخی اشلو به امام نیز می رسد و محسن رضایی او و یارانش را به نزد امام می برد. اشلو سعی در بوسیدن دست امام دارد که محسن رضایی به امام می گوید ایشان همان فرمانده ای است که خدمتتان عرض کردم و ناگهان امام پیشانی اشلو را می بوسد! 🔸دلیل گذاشتن لقب «اشلو» برای او این بود که وی با لباس عراقی‌ها به سنگرها و تجمعات آنها می‌رفت و با آنان هم غذا می‌شد و صحبت خود با آنها را با کلمه «اشلونک» (حالت چطوره؟) آغاز می کرد که بعدها به لحاظ این شجاعت مخفف کلمه «اشلونک» یعنی «اشلو» لقب ایشان قرار گرفت. ♦️او کسی نبود جز سردار تنگه احد، شهید مرتضی جاویدی، همان شهیدی که در عملیات کربلای ۵ با شجاعت هرچه تمام حاج قاسم و بچه‌های لشکر ثارالله کرمان را از اسارت قطعی نجات می‌دهد تا بر عمر او افزوده شود و امروز همه رزمندگان جبهه حق بر پشت دیوارهای بیت المقدس پا بر زمین بکوبند! لبیک یا زینب 🔸شادی روح مرتضی جاویدی و همه شهدای استان فارس، بالاخص ۷۲ شهید شهرستان های جهرم‌ و فسا در این عملیات صلوات🌴 ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🔷 ۲۹ تیر سالروز آغاز عملیات والفجر ۲ و تاریخی ترین مقاومت ۸ سال دفاع مقدس، توسط رزمندگان استان فارس
🔰بوسه امام بر پیشانی تنها رزمنده اشلو معروف‌ترین لقب شهید مرتضی جاویدی است و دلیل گذاشتن این لقب برای او این است که با لباس عراقی‌ها پیش خودشان می‌رفت و با آنان هم غذا می‌شد، او به سنگرهای عراقی‌ها می‌رفت و با آنها صحبت می‌کرد، بعدها عراقی‌ها پی می‌بردند که او ایرانی است و برای جاسوسی به سنگر آنها آمده‌ است و برای سر مرتضی جاویدی جایزه می‌گذاشتند. پس از پیروزی در عملیات والفجر ۲ اکثریت فرماندهان و رزمندگان نزد حضرت‌ امام به تهران رفتند و سرلشکر رضایی موضوع عملیات را با حضرت امام در میان می‌گذارد و امام این شهید را در بغل می‌گیرد و بر پیشانی‌اش بوسه می‌زند، شهید صیاد شیرازی می‌گوید در تمام دورانی که همراه رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس خدمت حضرت امام می‌رسیم، فقط یک بار دیدم که امام رزمنده‌ای را در آغوش گرفت و پیشانی‌اش را بوسید و آن کسی نبود جز شهید مرتضی جاویدی ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ♦️شهید آوینی: «اگر درست بیندیشیم، تقدیر آینده‌ جهان نه در كف نام‌آوران دنیای تیره‌ سیاست، بلكه در كف دلاوران گمنامی چون مرتضی جاویدی و طمراس چگینی است كه فارغ از نام و نشان دست‌اندركار تغییر عالم هستند.» 🔸منبع: کتاب «گنجینه آسمانی» ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🍃🌷بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم🌷🍃 📆 ۲۹ تیر ۱۳۶۲ - سالروز آغاز عملیات والفجر ۲ در منطقه حاج عمران پس از عملیات والفجر مقدماتى، بار دیگر شرایط جنگ به نحوى مطرح شد که به نظر مى رسید با افزایش توانایى هاى نظامى دشمن، بدون تغییرات اساسى در شیوه نبرد، ادامه جنگ مشکل خواهد بود. از این رو، تا رسیدن به آن نقطه لازم بود روند عملیات ها ادامه یافته تا از رکود جبهه به مدت زیاد جلوگیرى شود. بدین ترتیب، پس از بحث و بررسى مناطق مختلف مقرر شد، عملیات هاى والفجر ،۲ ۳ و ۴ انجام شود. مهم ترین مسأله اى که در این عملیات ها مورد نظر بود، به کارگیرى نیروى اندک، دادن تلفات کم و جلوگیرى از وارد شدن ضربه اساسى به توان یگان ها و تضمین موفقیت عملیات بود. ✅ اهداف عملیات عمليات والفجر2 در منطقه غرب پيرانشهر ، در حد فاصل بين ارتفاعات قمطره و تمرچين ، با اهداف زير تدارک ديده شد : 1 - انهدام نيروي دشمن و گرفتن اسير 2 - تجزيه نيروي دشمن 3 - تصرف ارتفاعات سرکوب منطقه 4 - تصرف پادگان حاج عمران و تسلط بر شهر چومان مصطفي ✅ موقعيت طبيعي و اهميت منطقه: پادگان حاج عمران در موقعيتي سوق الجيشي واقع شده است ؛ بدين ترتيب که از شمال به ارتفاعات چنارستان و کلاشين ، از جنوب به ارتفاعات بسيار مرتفع سکران و کدو و از شرق به ارتفاعات تمرچين و شهر مرزي پيرانشهر ، و از غرب به تنگه دربند و شهر چومان مصطفي عراق ، محدود مي شود . آنچه بر اهميت منطقه و ضرورت تصرف آن مي افزود ، اساسا تبعات بعدي آن بود که قسمتي از آن چنين است : 1 - تسلط بر تردد ضدانقلاب و کنترل آن 2 - ايجاد تسهيلات و پشتيباني لازم از اکراد مسلمانان و مبارز عراقي 3 - فراهم سازي امکان گسترش عمليات نامنظم در خاک عراق 4 - حفظ پيرانشهر از هرگونه تهاجم و تجاوز نيروهاي عراقي 5 - زمينه سازي نزديکي بيشتر به شهر و تاسيسات نفتي کرکوک ✅ موقعیت دشمن در منطقه دشمن در سراسر منطقه، سه رده خط پدافندى داشت که هر رده آن پوشیده از موانع و استحکامات بود و همچنین استعداد دشمن در حدود ۲ تیپ پیاده و یک گردان زرهى، به عنوان نیروى درگیر و یک تیپ پیاده و آتشبار مختلف و مجموعاً ۳۰ یگان در منطقه بود. ✅ مأموریت و طرح مانور مبناى طرح مانور، عملیات تک دورانى (دور زدن دشمن) بود تا بدین وسیله هرگونه فرصت عکس العمل از دشمن گرفته شود، بدین ترتیب که ۴ گردان سمت راست و ۳ گردان سمت چپ وارد عمل مى شدند و پس از دور زدن ارتفاعات، در تنگه دربند الحاق مى نمودند و نهایتاً پاکسازى به طور کامل انجام مى پذیرفت. سازمان رزم و نحوه ادغام نیروهاى سپاه و ارتش بدین شکل بود که مجموعاً ۱۶ گردان از سپاه و ۶ گردان پیاده و یک گردان مکانیزه از نیروى زمینى ارتش در عملیات شرکت داشتند.همچنین پشتیبانى عملیات از سوى هوانیروز، با توجه به موقعیت منطقه و صعب العبور بودن ارتفاعات پیش بینى شد. ✅ شرح عملیات در ساعت ۱ بامداد روز 29تیر 1362 عملیات والفجر ۲ با رمز «یا الله» آغاز شد. قسمتى از نیروهاى خودى ۲۴ ساعت قبل از آغاز تک، به منظور دور زدن دشمن، از خط عزیمت خود حرکت نمودند و پس از ۲ ساعت راهپیمایى موفق شدند خود را به مناطق تعیین شده رسانده، براى شروع عملیات اعلام آمادگى کنند. به رغم این که نیروها پس از ۲ ساعت تأخیر در تمامى محورها، با دشمن درگیر شدند، لیکن پیشروى قابل توجهى صورت گرفت. اما از آن جا که دشمن بر ارتفاعات سرکوب منطقه تسلط داشت، آتش شدید توپخانه اش عملاً مانع از تکمیل و دستیابى به تمامى اهداف عملیات شد، به طورى که همچنان ارتفاعات «کینگ»، ،۲۵۱۹ «بردسر» و «دربند» را در اختیار داشت. در ادامه عملیات در صبح روز 3مرداد 62 روستاى رایات به دست نیروهاى خودى تصرف شد و ضمن محاصره چند روستاى دیگر، گمرک جاده پیرانشهر-حاج عمران آزاد گردید. همچنین پس از آن که نیروهاى خودى بر قسمتى از ارتفاعات ۲۵۱۹ تسلط یافتند، دشمن طى دو نوبت به ارتفاعات یاد شده پاتک نمود که در نوبت اول مجبور به عقب نشینى شد و در نوبت دوم توانست بر قسمتى از آن تسلط یابد. اما پس از آن که هوانیروز امکان یافت که نیروهاى خودى را تدارک کند، مابقى نیروهاى دشمن پاکسازى شدند و بدین ترتیب ارتفاعات ۲۵۱۹ به طور کامل به تصرف نیروى خودى درآمد. همچنین دشمن در تاریخ 5مرداد1362 با ۱۶ فروند هلیکوپتر و با استفاده از هلى برد به یال ارتفاعات کلو حمله کرد که در پى آن ۶ فروند هلى کوپتر خود را از دست داد. یکى از این هلیکوپترها مملو از نیرو بود. نیروى دشمن که در پاتک ها شرکت داشتند، مجموعاً تیپ ۶۶ نیروى مخصوص، تیپ ۵ و تیپ ۹۱ پیاده و نیز تیپ ۱۱۳ و ۴۳۳ پیاده کوهستانى را شامل مى شد.👇👇👇
✅ دستاورد و نتایج عملیات عملیات حاج عمران، با آزادسازى ۲۰۰ کیلومترمربع از خاک دشمن و تسلط بر قسمتى از ارتفاعات سرکوب منطقه، به پایان رسید. طى این عملیات، مناطق زیر به تصرف نیروهاى خودى درآمد: پاسگاه مرزى تمرچین عراق، پادگان حاج عمران، گمرک مرزى، سلسله ارتفاعات «کلو» و قله استراتژیک (۳۰۰۰ مترى) آن، ارتفاعات ۲۵۱۹ (گردمند)، «سرسول»، ««آزادى» ۳۷۰۰ «سلمان»، ۲۴۰۰ «شیوه کارتا»، «بردزرد»، همچنین آزادسازى روستاهاى زینو «ممى خلان»، «رایات»، «شیوش»، «خوارو»، «میوتان بالا» و« میوتان پایین»، از نتایج این عملیات بود. تسلط رزمندگان اسلام بر شهر چومان مصطفى و حومه آن نیز قسمت دیگرى از دستاوردهاى این عملیات محسوب مى شد. ✅ تلفات دشمن و غنائم مجموع کشته ها و زخمى هاى دشمن به بیش از ۴ هزار نفر رسید، ۲۰۰ نفر به اسارت گرفته شدند و نزدیک به ۵۰ پایگاه دشمن منهدم و یا تصرف گردید. همچنین از مقر تیپ ۹۱ که مأمور حفظ پادگان و منطقه بود مدارک و اسناد بیشمارى به دست آمد که حاکى از روابط عمیق گروهک هاى کومله و دمکرات با حکومت عراق بود.در میان غنائم، چندین قبضه توپ ۱۲۲ م. م، بیش از ۲۰ دستگاه تانک، ده ها دستگاه تفنگ ۱۰۶ با ماشین، انواع مختلف ادوات و نیز مقدار معتنابهى سلاح و مهمات، که از انبار پادگان حاج عمران به دست آمده بود، به چشم مى خورد. لشكر 64 پیاده‌ ارومیه با هدایت قرارگاه عملیاتی شمال غرب و تیپ ویژه شهدا به فرماندهی شهید سردار محمود كاوه نقش بسیار بارزی در عملیات والفجر 2 داشت. پس از طي موفقيت رزمندگان اسلام درعمليات والفجر1 كه در جبهه هاي مياني اجرا شد و طي آن ، ضربات سختي به نيروهاي عراقي وارد آمد ، در شمال غرب و درمناطق سخت و صعب العبور كوهستاني در حد فاصل بين ارتفاعات قمطيره و تمرچين كه مأمني براي اشرار و گروهك هاي ضد انقلاب داخلي نيز بود، منطقه عمليات والفجر دو انتخاب گرديد. دراين منطقه عملياتي، پادگان حاج عمران كه از اهميت سوق الجيشي برخوردار است قرار دارد ، اين پادگان از شمال به ارتفاعات چنارستان و كلاشين، از جنوب به ارتفاعات بسيارمرتفع سكران وكدو، از شرق به ارتفاعات تمرچين و شهر مرزي پيرانشهر و از غرب به تنگه دربند و شهر چومان مصطفي (عراق) محدود مي شود. ✅ خلاصه گزارش عملیات نام‌ عملیات: والفجر2 زمان‌ اجرا : 29تیر 1362 مدت‌ اجرا : 14 روز تلفات‌ دشمن‌ (کشته، زخمی‌ و اسیر) :4200 رمز عملیات: یا الله‌ - یا الله‌ - یا الله‌ مکان‌ اجرا: منطقه‌ مرزی‌ پیرانشهر - حاج‌ عمران‌ ارگان‌های‌ عمل‌کننده: نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ اهداف‌ عملیات: انهدام‌ نیروی‌ دشمن، تجزیه‌ آنها و فتح‌ چندین‌ ارتفاع‌ مهم در منطقه‌ و خارج‌ ساختن‌ شهرهای‌ مرزی‌ از زیر آتش‌ توپخانه‌ عراق‌،گشودن جبهه جدید در شمالغرب و بستن یکی از راه های اصلی تردد ضد انقلاب به داخل کشور جبهه : شمال غرب موقعیت : غرب پیرانشهر نوع تک : نیمه گسترده فرماندهی : مشترک سازمان : مشترک استعداد نیروهای درگیر : ایران : 24 گردان پیاده و مکانیزه عراق : 36 گردان پیاده و کماندویی تلفات انسانی عراق : 4200 نفر توضیحات : این عملیات با موفقیت انجام گرفت و منطقه عمومی حاج عمران که مهمترین پادگان نظامی عراق در شمال شرق این کشور بود به تصرف نیروهای ایران در آمده و آتش توپخانه دشمن از شهر پیرانشهر دور گردید . مصطفی ردانی پور ، فرمانده روحانی مشهور اصفهان در پایان این عملیات به شهادت رسید و پیکرش هیچگاه یافت نشد .
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📆 ۲۹ تیر تا ۱۳ مرداد ۱۳۶۲- در چنین ایامی عملیات والفجر ۲ در منطقه حاج عمران (جبهه شمالغرب) انجام گرفت در تصویر صحنه هایی از حضور رزمندگان دیده می شود در ابتدای فیلم، محمدجعفر اسدی، فرمانده تیپ 33 المهدی (استان فارس) در حال گفتگو با بیسیم است دوران دفاع مقدس
عملیات والفجر ۲، در منطقه غرب پیرانشهر؛ حدفاصل ارتفاعات قمطره و تمرچین، به‌منظور تسخیر ارتفاعات سرکوب، تصرف پادگان عراقی حاج عمران و تسلط بر شهر چومان مصطفی و نیز گرفتن اسیر از دشمن انجام شد. موفقیت در این عملیات و دستیابی به هدف‌های موردنظر، موجب نظارت بر مسیرهای تردد ضدانقلاب، پشتیبانی و حمایت از کردها و مبارزان مسلمان عراقی، بازداشتن ارتش عراق از هرگونه تجاوز به پیرانشهر می‌شد. چه اینکه امکان گسترش دامنه اجرای عملیات نامنظم در خاک عراق و زمینه نزدیک شدن به تأسیسات نفتی کرکوک را نیز برای ایرانیان، فراهم می‌کرد. در این عملیات؛ شانزده گردان ازنیروی زمینی سپاه و شش گردان پیاده و یک گردان مکانیزه از نیروی زمینی ارتش شرکت داشتند. به دلیل صعب‌العبور بودن ارتفاعات، هوانیروز نیز، بخشی از مأموریت پشتیبانی عملیات را بر عهده گرفت. در عملیات والفجر ۲ که از شامگاه بیست و نهم تیر ۱۳۶۲ آغاز شد، اوج درگیری رزمندگان ایرانی با نیروهای دشمن بر روی ارتفاعات ۲۵۱۹ بود، که پس از یک‌بار دست‌به‌دست شدن این ارتفاع، نیروهای خودی با شجاعت و مقاومت ستودنی و با پشتیبانی هوانیروز، توانستند بر تمام آن بلندی‌ها مسلط شوند. علاوه بر این، ارتفاع مهم کلو، پادگان حاج عمران و شمار دیگری از ارتفاعات مهم منطقه، به دست نیروهای ایرانی افتاد. تسلط بر شهر چومان مصطفی؛ نتیجه مهم دیگر این عملیات بود. انعکاس خبر تثبیت پیروزی ارزشمند عملیات والفجر ۲ که به یمن رشادت‌های تمامی رزمندگان ارتشی، سپاهی و بسیجی به‌دست‌آمده بود، موجی از شعف و شادی را در میان مردم صبور و رنج‌کشیده کشورمان به همراه آورد
🔴 به مناسبت ایام اجرای عملیات والفجر ۲؛ ✅ مقاومت روی قله ۲۵۱۹ / کاخ صدام در یک قدمی آتش توپخانه ◀ احمد غلامی گفت: عراقی‌ها دست‌بردار نبودند. بعدازظهر دوباره پاتک کردند. ما هنوز جاگیر نشده بودیم. آن قله برایشان اهمیت زیادی داشت. برای ما هم همین‌طور. اگر عراق آنجا را می‌گرفت، ما مجبور می‌شدیم نیروهایمان را تا تنگه عقب بکشیم. 👇👇 🎙 روایت شهید احمد غلامی؛ جانشین فرمانده تیپ سیدالشهدا (ع) ⚪️ مقاومت روی قله ۲۵۱۹ عراقی‌ها ایستاده بودند و می‌جنگیدند. خیلی هم تلفات دادند. عده‌ای‌شان از صخره‌ها به پایین پرت شدند ولی تسلیم نشدند. بعد از موفقیت ما (در تصرف قله ۲۵۱۹)، عراق پاتک‌های سختی انجام داد. از همان ساعت ۱۰ صبح که ما روی ارتفاع بودیم، بالگردهای عراقی، پر از نیرو روی آسمان می‌چرخیدند. تعدادی از عراقی‌ها محافظ هلیکوپترها بودند. چند تا از هلیکوپترها منطقه را بمباران می‌کردند و راکت می‌زدند و چند تا هلیکوپتر هم نیروها را جابجا می‌کردند. روی ارتفاع هم می‌چرخیدند تا نیروها را در فرصت مناسب روی ارتفاع بگذارند. نوک صخره‌ها پله‌پله بود. روی یکی از پله‌ها که سطحش صاف بود، نیرو پیاده کردند، بچه‌ها هلیکوپتر را با آر.پی.جی زدند. یکی از نیروهای ما به نام صادق عرب آن را زد. هلیکوپتر پایین دره افتاد. عراقی‌ها دست‌بردار نبودند. بعدازظهر دوباره پاتک کردند. ما هنوز جاگیر نشده بودیم. آن قله برایشان اهمیت زیادی داشت. برای ما هم همین‌طور. اگر عراق آنجا را می‌گرفت، ما مجبور می‌شدیم نیروهایمان را تا تنگه عقب بکشیم. ما قله و جاده‌ای را که به‌طرف شمال می‌رفت، گرفته بودیم. آن جاده برای عراق بسیار مهم و حیاتی بود. انتقال نفت‌های عراق از موصل و کرکوک و ترانزیت کالا از بنادر ترکیه به عراق، از آن جاده انجام می‌شد. صدام یک کاخ در چومان مصطفی داشت که ما از بالای قله، روی آن دید و تیر داشتیم. چون دید داشتیم، می‌توانستیم درخواست آتش کنیم تا توپخانه‌مان آنجا را بزند. جایی که ما بودیم، بچه‌های تیپ ویژه شهدا هم عمل کرده بودند. آن‌ها کمک زیادی به ما کردند. در شناسایی‌ها آمدند، خطوط را به ما معرفی کردند محمود کاوه و علی قمی معاونش در قرارگاه آمدند و نکات خوبی را به ما گوشزد کردند. در پشتیبانی و رساندن مهمات هم به ما کمک کردند. بعد از عملیات، از موفقیت ما آن‌قدر ذوق‌زده شده بودند که هرکدام یک تیم برای ما کمک فرستادند. صبح عملیات فرماندهان یگان‌های سپاه یکی‌یکی آمدند. رحیم صفوی هم آمد. مهدی باکری آمد و تشکر کرد. گفت من شب یک گروهان نیرو می‌آورم اینجا تا کانال بکنند که تک‌تیراندازها در ارتفاعات شما را نزنند. یک تکه بود که تک‌تیراندازهای عراقی از آنجا نیروها را می‌زدند. وقتی کانال زده شد، بچه‌ها از داخل آن، بالای صخره‌ها می‌رفتند. ارتشی‌ها هم آمدند از ما تشکر کردند. واحد تعاونمان هم سریع آمد آن ۱۵۰ نفر نیروی ارتشی را که آنجا شهید شده بودند تخلیه کرد. شهدای خودمان را دو سه روز بعد تخلیه کردیم. مثلاً علی موحد را سه روز بعد پیدا کردیم. علت اینکه شهدای ارتش را زودتر تخلیه کردیم این بود که خانواده‌هایشان چشم‌به‌راهشان بودند. ده پانزده روز از شهادت آن‌ها می‌گذشت و می‌بایست زودتر به پایین منتقل می‌شدند. منابع: ۱-بابایی، گلعلی، کوهستان آتش، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، نشر بیست‌وهفت بعثت، تهران ۱۳۹۹، صص ۱۶۹، ۱۷۰ ۲-مژدهی، علی، تاریخ شفاهی دفاع مقدس: از ری تا شام: روایت احمد غلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران ۱۳۹۸، صص ۳۹۱، ۳۹۲ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄