🌷 طلبه شهید غواصی که شفایش را از امام رضا(ع) گرفت
🌱 دوران #جنگ_تحمیلی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🌷 طلبه شهید غواصی که شفایش را از امام رضا(ع) گرفت 🌱 دوران #جنگ_تحمیلی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌷 طلبه شهید غواصی که شفایش را از امام رضا(ع) گرفت
دکترها به علی سیفی گفته بودند به علت مجروحیت پایش، باید آن را قطع کند. او نگران بود و مردد تا اینکه در عالم رویا امام زمان به او فرمود: بیا مشهد!
شهید علی سیفی از آن دسته روحانیون رزمی تبلیغی دفاع مقدس است که درس مکتب جهاد را از حوزه به میدانهای رزم کشاند. او از بس طلبهها و روحانیون را به حضور در جبهه تشویق میکرد که حوزه خالی از طلبه میشد؛ به همین خاطر مجبور شد که محل تحصیلش را بارها تغییر دهد.
اما عاملی که باعث شهرت این روحانی غواص شهید شد، بیارتباط با امام رضا (ع) نیست. ماجرایی که به قبل از معمم شدن او مرتبط است.
💠 اردیبهشت سال ۱۳۶۱ در حالی که ۱۵ سال بیشتر نداشت، عازم جبهه شد. در آخر این ماه در عملیات بیت المقدس در آستانه آزادسازی خرمشهر دچار مجروحیت شدید پا شد. این مجروحیت خیلی او را آزرده ساخته بود و پزشکان علاجش را تنها در قطع شدن میدیدند.
در عالم رویا، امام زمان خطاب به او فرمود: بیا مشهد! در آن شرایط سخت جسمی راهی مشهدالرضا شد و شفایش را از امام رضا گرفت. مردم هم وقتی فهمیدند شفا یافته به نیت تبرک لباسهایش را تکه تکه کردند.
بعد از این معجزه رضوی، او حضور همزمان در سنگر حوزه و جبهه را برگزید و اواخر تابستان سال ۱۳۶۱ به حوزه علمیه چیذر رفت و سال بعد هم برای ادامه تحصیل به مدرسه رسول اکرم قم رفت.
در این مدت هم از مراحل سلوک و عرفان غافل نماند. به گونهای که استاد حسین انصاریان او را سوار بر قطار عرفان و دیگران را پیاده معرفی کرد. بارها قبل از انجام هر عملیاتی اسامی رزمندههای شهید، مجروحان و آنهایی که سالم میماندند را بیان میکرد.
ا🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱
🌴 شهید حجت الاسلام علی سیفی از شهدای روحانی غواص است که در سال ۱۳۴۴ در شهر مراغه آذربایجان غربی به دنیا آمد. او در ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ در اروندرود به فیض شهادت نائل آمد. مزار مطهرش در گلزار شهدای مراغه است.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است🌱
گاهگاهی دل هوایی می شود.mp3
زمان:
حجم:
6.2M
🎙حاج صادق آهنگران
🕌 بارگاه قدس
گاهگاهی دل هوايی می شود
مشهدی يا كربلایی می شود
می پرد از شاخه گاهی مرغ دل
می كشد از سينه آهی مرغ دل
می رود گاهی به صحن آفتاب
شعر می خواند به لحن آفتاب
می پرد گاهی به بالا از زمين
می رسد تا آسمان هشتمين
تا حريم اُنس، پرپر می زند
بارگاه قدس را در می زند
*
چشم من در حسرت خورشيد بود
بیقرار حضرت خورشيد بود
آفتاب شرق يا شمس الشّموس
پادشاه مشهد ای سلطان توس
پشت در بودم طلب کردی مرا
مست کردی در طرب کردی مرا
دل پر از غم بود، آخر شاد شد
تا مقيم كوی "گوهرشاد" شد
اشك می باريد چشم مست من
بر مشبّک ها گره زد دست من
ضامن آهو! منم، درويش تو!
كمتر از آهو نباشم پيش تو؟
بر دخيل بارگاه قدسی ات
كن نگاهی با نگاه قدسی ات
ياوری كن استعانت كن مرا
ضامن آهو ضمانت كن مرا
*
آتش افروزم به عشقت يا رضا
تا ابد سوزم به عشقت يا رضا
در دل طوفانی ام هنگامه شد
تا لبم گرم زيارتنامه شد
گر چه احساس سعادت می كنم
بر كبوترها حسادت می كنم
بر كبوترها كه همراه توأند
همنشين گاه و بی گاه توأند
السلام ای ساقی مستان سلام
ماه مظلوم غریبستان سلام
وقت رفتن شد، جوازم دست توست
خواهشم از تو، نيازم دست توست
بار دیگر هم هوایی کن مرا
بعد مشهد کربلایی کن مرا
✍️شعر: محمد زمان گلدسته
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄