دفاع مقدس
✍ وصیت شهید محسن پور، از شهدای ۸ شهریور بابل:
⚪️ با دشمنان آنچنان مبارزه کنند چه داخلی و چه خارجی چون کسانیکه ادعای جنگ می کنندشکست میخورند.ما همیشه طالب صلح هستیم اما اگر کسی بر ما ظلم کندباید او را خفه کنیم و به برادرانم وصیت میکنم که بعد ازشهادتم هیچ گونه غم و اندوهی در خود راه ندهند همیشه خوشحال باشندتا اینکه دشمنان شادنشونداز برادرم آقا رضا میخواهم که این منافقان اعلان جنگ مسلحانه کردند بر علیه آنها مبارزه کند تا شکست منافقین صد درصدکامل باشدوآن مقدار پولی که دارم و دست هرکسی هست برایم یک مقدار نماز بخواند و روزه بگیرد و یک مقدار به جنگ زدگان بدهد.
🌷به برادران سپاه وصیت میکنم که همیشه به راهشان ادامه دهیدو چشم دشمنان را کور کنید.همانطورکه امام میفرماید اگرسپاه نبودکشور هم نبود از دوستان هم تقاضا میکنم که بعد از شهادتم راهم را ادامه بدهند و همیشه گوش بفرمان امام باشند و همچنین از برادران تقاضا میکنم که شعارمرگ بر آمریکا ومرگ بر شوروی را فراموش نکنند همانطور که در زمان انقلاب شعار میدادیم " نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی
🌿 اگر میخواهی یک روز عالی داشته باشی
صبح خود را با یک دعا آغاز کن...
🤲اللَّهُمَّ إِنِّی غَدَوْتُ أَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِکَ
کَمَا أَمَرْتَنِی، فَارْزُقْنِی رِزْقاً حَلَالًا طَیِّباً
وَ أَعْطِنِی فِیمَا رَزَقْتَنِی الْعَافِیَةَ🤲
#صبح_بخیر
#روزتان_پر_برکت
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
Montazer.irDoa 67 Sahife.mp3
زمان:
حجم:
17.1M
-----------------✾﷽✾-----------------
#هرروزیکدعاازصحیفهسجادیه
🎧 قرائت دعای ۲۷ صحیفه سجادیه
✨ ※ دعا برای مرزداران
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
پ.ن: ﴿دعای ۲۷ «صحیفه کامله سجادیه» که با دعای ۶۷ «صحیفه سجادیه جامعه» تطابق دارد﴾
👇👇
adua27.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
🎧 #صوت || ترجمه دعای ۲۷ صحیفه سجادیه
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇
67- دعا برای مرزداران.pdf
حجم:
1.2M
※ متن دعای ۲۷ صحیفه سجادیه کامله
// با ترجمه
✨ دعا برای مرزداران
سیدمصطفیموسویالبحرینیدعاء_اهل_الثغور_سيد_مصطفى_الموسوي.mp3
زمان:
حجم:
35.6M
-----------------✾﷽✾-----------------
🎧 قرائت دعای ۲۷ صحیفه سجادیه
✨ ※ دعا برای مرزداران
👆👆🎙صوتی دیگر با صدای: سیدمصطفی موسوی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 تیتراژ فوق العاده زیبا و آغازین برخی از قسمتهای مستند «روایت فتح»
🌴🚩🚩 با هم سفری به سالهای دفاع مقدس و کاروان عاشورا بزنیم.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🕊🕊 ۸ شهریور ۱۳۶۰ -- سالروز شهادت سعید افغانی (موحد)
🌿 رزمندهای از شهرستان محلات (استان مرکزی)
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
▫️به روایت احمد یارمحمدی، رزمنده دفاع مقدس:👇👇
🌷 شهید سعید افغانی(موحد) بهترین دوست و الگویم در دوره نوجوانی بود که در معیت او و در ۱۷ سالگی (چهارم دبیرستان) برای اولین بار به جبهه اعزام شدیم.
🌴 ورود ما به جبهه خوزستان و منطقه دارخوین (سه راهی شادگان -- در مسیر اهواز به آبادان) بود. ﴿۲۰ مهرماه ۱۳۵۹﴾
🌿 ماموریت ۴۵ روزه در آغازین روزهای جنگ تحمیلی (مهر تا آبان ۵۹) و بودن در کنار این شهیدِ سعید از زیباترین لحظات زندگی من بود.
▫️پیش از آن نیز که ایام نوجوانی را در آستانه پیروزی انقلاب در زادگاه خویش، محلات، در کنار ایشان سپری کرده بودم و همواره رفتار و منش او برایم درس آموز بود.🌱🌸☘
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✍ پ.ن:
برادر احمد یارمحمدی
عضو هیات علمی دانشگاه و پژوهشگر دفاع مقدس
https://eitaa.com/motounfakher
🆔 @a_yarmohamad
☎️ 09337802421
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
👇👇👇
دفاع مقدس
🕊🕊 ۸ شهریور ۱۳۶۰ -- سالروز شهادت سعید افغانی (موحد) 🌿 رزمندهای از شهرستان محلات (استان مرکزی) ▫️▫️
┈┈┈┈┈┈┈┈┈﷽.┈┈┈┈┈┈┈┈┈
📑 مروری بر وصیتنامه عرفانی و حکمتآموز شهید سعید افغانی (موحد):👇👇
✍ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كادحا و ملاقيه
اى انسان بدرستی كه تو در كوششى بسيار زياد بسوى پروردگارت هستى تا او را ملاقات كنى . (قرآن كريم)
✅ آغاز مىكنم وصيتنامهام را با نام خدا، كمال مطلق و مالك هستى كه جانم به دست اوست و اوست كه آينده مرا ميداند و بازگشتم نيز به سوى اوست؛
به آن پروردگار پُرعظمتى كه ما را آفريد و قرآن كريم را براى راهنمايى ما فرستاد كه اسلام عزيز را مكتب پسنديده خود خواند و ما را به آن دعوت كرد.
پروردگارى كه پيامبران را براى هدايت انسان فرستاد و خاتم الانبياء را آخرين آنها قرار داد.
✅ پروردگار ما آن كسى است كه بر ما منت نهاد و در زمانى كه غبار فراموشى، اسلام عزيز را در گرفته بود و از اين هسته خروشان حيات جز نامى نمانده بود، مردى بزرگ و امامى بت شكن از تبار ابراهيم را روانه كاخ زورمندان و شاهنشاهان كرد تا آنها را ريشهكن كند و اسلام عزيز را حيات مجدد بخشد.
✅ آرى امام خمينى كه قلبم به ياد او باصفا و چشمم به ديدن او روشن و زبانم به نام او تازه و گوشم به شنيدن سخنش شنوا و مغزم از درك او حيران است، مرد بزرگى كه ناشناخته قيام كرد و هنوز ناشناخته مانده است؛
✅ امت اسلام هنوز نمى داند كه آن ستاره نورانى كه از جماران نورافشانى مىكند چگونه ستارهاى است كه چنين منبعى از نور در وجود اوست؛
او در نورافشانى مانند اجدادش، آن دوازده ستارهاى است كه همانند خورشيدى فروزان جهان ظلمت را روشن كردند و مىكنند.
📃 من در اين وصيتنامه كه آخرين سخنانم هست اقرار مىكنم كه هرگز نتوانستم اسلام و قرآن و امام را آن را آنطور كه هستند، بشناسم و از اين قصورى كه در شناخت مكتبم متوجه من است خجل و شرمنده به پيشگاه حضرت احديت مىروم و حالا در اين دنيا از او طلب عفو و بخشش مىكنم و از خدا ميخواهم كه (توفنا مع الابرار)🤲
✅ من بار ديگر به پدر و مادرم سلام مىرسانم و از اينكه نتوانستم زحمات طاقتفرساى شما را جواب دهم معذرت مىخواهم و از آنها مىخواهم كه در سوگ من ماتم نگيرند و گريه نكنند.
✅ اسلامى كه ما در راه آن جان داديم بسيار عزيز تر از جان ماست و شما بايد از اسلام دفاع كنيد و نگران آن باشيد و فذرندانی تربيت كنيد كه امامشان را تنها نگذارند و او را يارى كنند.
✅ من ملتمسانه از تمام خواهران و برادرانم و امت قهرمان و شهيدپرورمان مىخواهم كه هيچگاه روح خدا را تنها نگذارند و با او و در خط او كه اسلام عزيز در آن تعين يافته است باشند، همگى وحدت خود را حفظ كنند و از روساى مكتبى كشورشان حمايت كنند و بدانند كه دشمنان اين انقلاب به زمين خواهند خورد.
✅ آنها هرگز تاب نبرد با اين امت و اين امام و اين اسلام را ندارند و شكستشان در اين جنگ قطعى است.
✅ آمريكاى جهانخوار و ابرقدرتهاى ديگر سرانجام در مقابل اراده اين ملت زانو خواهند زد و ملت اسلام دروازههاى طلايى فتح و ظفر را خواهد گشود و انقلاش را به دنيا صادر خواهد كرد و سرانجام دنياى خاكى تحت لواى اسلام و فرماندهى حجتاللهالاعظم درخواهد آمد.
✅ ما هم اكنون سلام گرم خود را به پيشگاه آن بزرگوار مىفرستيم و از هم اكنون با حكومت برحقش و با او بيعت مىكنيم.
(والسلام عليكم و رحمت اله و بركاته)
دارخوين -- تابستان ۱۳۶۰
سعيد افغانى
•┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🍉 هندوانه خنک، زیر تیغ آفتاب!!🤔🤔
☀️ چلۀ تابستان بود
▫️جبهه نفت شهر و در بالای بلندیهای گَمَکو که سایت مخابراتی و رله رادیوماکس داشتیم، مشغول تعمیر و درست کردن دستگاه بودیم.بنظرم خطوط تلفن راه دور FX خط مقدم تیپ مسلم ابن عقیل(ع) از آنجا تغذیه میکرد
هوا بشدت گرم بود،گویا از زمین و کوه و درههای تفدیده،آتش میبارید.کولر و پنکهای هم که در بساط نبود! برای خنک کردن خود،چارهای نداشتیم جز آنکه چفیههامان را خیس کرده و روی سر و صورت و گردن خود میانداختیم.اینطور باکمی نسیم،با خنکای چفیۀ خیس،نفسی تازه میکردیم و وقتی خشک میشد،دوباره آب میزدیم
درخطوط پدافندی خانقین--نفتشهر در سنگرهای بالای گمکو،اصلا از یخچال و برق و اینجور چیزها خبری نبود.گهگاه که تدارکات برای بچههای مستقر در آنجا هندوانهای میآورد آنها برای خنک کردن آن دست به ابتکاری زده بودند
میگفتند اگر هندوانه را با چاقو بمانند سیب، پوست بکنیم و آنرا درسته روی ظرفی گذاشته و در تیغ آفتاب قرار دهیم، بتدریج حرارت خود را از دست داده وخنک میشود!
آنها بدین ترتیب،کمبود یخچال را جبران کرده بودند
▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✍پ.ن: لازم بذکرست که برای تامین برق دستگاههای مخابراتی سایت رله،از موتور برق ظاهراً 3000 هوندا یا درمواقع کمتری از موتور برق 5000 یاماها استفاده میشد،که صرفا جهت تامین برق شارژر دستگاهها بود و کشش تامین برق یخچال را نداشت
البته باتوجه به گرمای تابستان بویژه در جبهههای میانی و مناطق خوزستان،و بدلیل داغ کردن دستگاهها،لازم بود از کولرگازی استفاده شود که برق 220 ولت آن،توسط موتور برق 5K یاماها تامین میشد
#ادمین
کانال دفاع مقدس
دفاع مقدس
🍉 هندوانه خنک، زیر تیغ آفتاب!!🤔🤔 ☀️ چلۀ تابستان بود ▫️جبهه نفت شهر و در بالای بلندیهای گَمَکو که س
☀️تشنگی ... و بیابان داغ خوزستان !!
⏳#دوران_جنگ
🎙در چلۀ تابستان و بقولی کلوخپزان گرمای خوزستان، در موقعیت الزهرا (س) در بیابانی خشک و لمیزرع در حال آمادهسازی سایت مخابراتی و نصب دستگاههای مربوطه بودیم. برادر زرگر در سنگر و اتاق سیستم در حال برقراری تجهیزات رادیوماکس اعم از: شارژر، باتری، رادیو، ماکس، لَدر، استراکچر، MDF, PDF, کابلهای برق، سیمهای رانجه، و ... بود و انجام کارهای بیرونی اعم از: برقراری شبکه ارتینگ, نصب فیدر ... و نیز نصب آنتنهای دستگاهها در بالای دکل به عهده من بود. (غالبا اینجور کارهای سخت را خود به عهده میگرفتم، از یک منظر به دلیل اطمینان از درست انجام شدن کارها ...و از طرفی ذاتأ داوطلب کارهای دشوار بودم، علیرغم سرما و گرمای شدید، کمبود و یا نبود مواد غذایی، ... و ساعتها کار دشوار یَدی و دشوار در بیرون از سنگر سایت و یا در بالای دکل)
هوا بسیار گرم بود. بالای دکل خودایستای بلند، رفته تا با استفاده از طناب و قرقره کابل ذخیم فیدر، پایه فلزی آنتن تک با دوبل یاگی و آنتن با آنتنها را بالا کشیده و در محل مخصوص خود در ارتفاع بلند نصب نمایم. همراه خود هم ابزار: چند آچار تخت و رینگی، چکش پلاستیکی، چسب و خمیر آببندی، پیچ،. مهره و لوازمات دیگر برده بودم. الان دقیقا یادم نیست کمربند ایمنی هم داشتم یا نه!! ... چون بعضا پیش میآمد که در ارتفاع مثلاً ۷۰ ۶۰ متری، بدون کمربند ایمنی، یک دست خود را به میلههای دکل گرفته و با یک دست مخابراتی مشغول نصب آنتن بودم کار میکردیم(که الان وقتی به کارهایی که برادران مخابرات سپاه در زمان جنگ انجام میدادند نکته میکنم, حیرتزده
میشوم!! کارهایی طاقت فرسا و گاه، بسیار خطرناک🤔)!!!
به هر حال با آن فعالیت دشوار و در آن هوای داغ که حتی نمیشد به آهنهای دکل فولادی دست زد!!! ... تشنگی بر ما غلبه کرد، دیگر نای کار کردن نداشتم، انگار آدم داشت هلاک میشد. از بالای ارتفاع دکل فریاد زده و از عباس زرگر که به کمک آمده بود و در پای دکل وسایل را به طناب میبست، خواستم آب خوردن به بالا بفرستد. بندۀ خدا هم تنها کلمن آب یخی را که داشتیم به طناب قرقره بست و به بالا فرستاد. کلمن در میانه راه، به نبشیهای آهنی دکل خورد و به ناگهان سقوط کرد🤔 ...و ما همینطور تشنه کام در میان حرارت آهنهای داغ، بین زمین و هوا، مانده بودیم! 💦 ... در آن بر بیابان، دور و برمان هم کسی یا یگانی نبود که به دادمان برسد. حالا بماند که ظاهرا چیزی هم برای خوردن نداشتیم.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✍ پ.ن: یادم آمد به اتفاق بندگان خدا, نانکلی و مرادی در سالهای میانی دهه ۶۰ در بلندی ارتفاع سایت ۲۴ کاناله ارتش، در نزدیکی گیلانغرب،.... تا بعد از ظهر، تشنه و گرسنه مشغول کار بودیم ... جوری شده بود که انگار دیگر نزدیک بود برگ درختان را هم بخوریم🤔﴿هیچ چیز خوردنی با خود نداشتیم!!﴾
بر اثر شدت گرسنگی، این دو از ما جدا شده و پیاده خود را به جاده رسانده و از دکهای در آن اطراف بیسکویتی خریده و رفع جوع کردند🙄
در جبهه، از اینجور صحنهها زیاد پیش میآمد. نیروها در زمان جنگ, به خواب و خوراک و استراحت خود اهمیت نمیدادند، از یک سو خفیفالمؤونه بودند و راضی به خرج کردن از بیتالمال نبودند و از سوی دیگر، شرایط جنگی و اضطراری بودن مأموریتها، فرصت پرداختن به امورات شخصی را از افراد میگرفت. این در حالی بود که در تشکیلات سپاه، چیزی به عنوان حق مأموریت و بدی آب و هوا اصلا وجود نداشت!! و مثلا فردی که در شهر خود خدمت میکرد با رزمندهای که در جبهه بود، از نظر مادی هیچگونه تفاوتی با یکدیگر نداشتند، هر دو، ماهیانه چیزی حدود ۲۵۰۰ تومان حقوق میگرفتند. در همان زمان کارکند جزء دولتی در شهر و دیار خود، در شرایط غیرجنگی، بیش از ۳۰۰۰ تومان حقوق داشت. هر روز پیش زن و بچهاش بود و از آتش توپ و خمپاره و خطر جانی هم به دور بود. تعطیلی هم داشت و به امورات خانواده نیز میرسید.
در دوران دفاع مقدس، جنگ، اینجور اداره شد....
--(راوی: ادمین)
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
✅ مرجع نشر آثار شـهدا و دفاعمقدس
📄 ابلاغیه شهید مهدی باکری به فرماندهان زیر دستش:
🔺 بعد از همه نیروها غذا بگیرید، غذایتان کمتر و هم نوع سربازها باشد!
🔺در داشتن وسایل چادر و پتو و غیره فرقی با بقیه نداشته باشید!
🔺 در داشتن مواد غذایی، کمپوت و میوه و چای و غیره کمتر از بقیه باشید!
🔺 در گرفتن لباس و پوشاک و کفش کمتر از بقیه باشید!
#شهید_مهدی_باکری
#شهیدـباکری
#فرمانده #لشکر۳۱عاشورا
#سردار_خاکی
#لشگرـخوبان
#ساده_زیستی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄