eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
🕊🕊 ۸ شهریور ۱۳۶۰ -- سالروز شهادت سعید افغانی (موحد) 🌿 رزمنده‌ای از شهرستان محلات (استان مرکزی) ▫️▫️
┈┈┈┈┈┈┈┈┈﷽.┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 📑 مروری بر وصیت‌نامه عرفانی و حکمت‌آموز شهید سعید افغانی (موحد):👇👇 ✍ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كادحا و ملاقيه اى انسان بدرستی كه تو در كوششى بسيار زياد بسوى پروردگارت هستى تا او را ملاقات كنى . (قرآن كريم) ✅ آغاز مى‌كنم وصيت‌نامه‌ام را با نام خدا، كمال مطلق و مالك هستى كه جانم به دست اوست و اوست كه آينده مرا مي‌داند و بازگشتم نيز به سوى اوست؛ به آن پروردگار پُرعظمتى كه ما را آفريد و قرآن كريم را براى راهنمايى ما فرستاد كه اسلام عزيز را مكتب پسنديده خود خواند و ما را به آن دعوت كرد. پروردگارى كه پيامبران را براى هدايت انسان فرستاد و خاتم الانبياء را آخرين آنها قرار داد. ✅ پروردگار ما آن كسى است كه بر ما منت نهاد و در زمانى كه غبار فراموشى، اسلام عزيز را در گرفته بود و از اين هسته خروشان حيات جز نامى نمانده بود، مردى بزرگ و امامى بت شكن از تبار ابراهيم را روانه كاخ زورمندان و شاهنشاهان كرد تا آنها را ريشه‌كن كند و اسلام عزيز را حيات مجدد بخشد. ✅ آرى امام خمينى كه قلبم به ياد او باصفا و چشمم به ديدن او روشن و زبانم به نام او تازه و گوشم به شنيدن سخنش شنوا و مغزم از درك او حيران است، مرد بزرگى كه ناشناخته قيام كرد و هنوز ناشناخته مانده است؛ ✅ امت اسلام هنوز نمى داند كه آن ستاره نورانى كه از جماران نورافشانى مى‌كند چگونه ستاره‌اى است كه چنين منبعى از نور در وجود اوست؛ او در نورافشانى مانند اجدادش، آن دوازده ستاره‌اى است كه همانند خورشيدى فروزان جهان ظلمت را روشن كردند و مى‌كنند. 📃 من در اين وصيت‌نامه كه آخرين سخنانم هست اقرار مى‌كنم كه هرگز نتوانستم اسلام و قرآن و امام را آن را آنطور كه هستند، بشناسم و از اين قصورى كه در شناخت مكتبم متوجه من است خجل و شرمنده به پيشگاه حضرت احديت مى‌روم و حالا در اين دنيا از او طلب عفو و بخشش مى‌كنم و از خدا مي‌خواهم كه (توفنا مع الابرار)🤲 ✅ من بار ديگر به پدر و مادرم سلام مى‌رسانم و از اينكه نتوانستم زحمات طاقت‌فرساى شما را جواب دهم معذرت مى‌خواهم و از آنها مى‌خواهم كه در سوگ من ماتم نگيرند و گريه نكنند. ✅ اسلامى كه ما در راه آن جان داديم بسيار عزيز تر از جان ماست و شما بايد از اسلام دفاع كنيد و نگران آن باشيد و فذرندانی تربيت كنيد كه امامشان را تنها نگذارند و او را يارى كنند. ✅ من ملتمسانه از تمام خواهران و برادرانم و امت قهرمان و شهيدپرورمان مى‌خواهم كه هيچ‌گاه روح خدا را تنها نگذارند و با او و در خط او كه اسلام عزيز در آن تعين يافته است باشند، همگى وحدت خود را حفظ كنند و از روساى مكتبى كشورشان حمايت كنند و بدانند كه دشمنان اين انقلاب به زمين خواهند خورد. ✅ آنها هرگز تاب نبرد با اين امت و اين امام و اين اسلام را ندارند و شكستشان در اين جنگ قطعى است. ✅ آمريكاى جهانخوار و ابرقدرت‌هاى ديگر سرانجام در مقابل اراده اين ملت زانو خواهند زد و ملت اسلام دروازه‌هاى طلايى فتح و ظفر را خواهد گشود و انقلاش را به دنيا صادر خواهد كرد و سرانجام دنياى خاكى تحت لواى اسلام و فرماندهى حجت‌الله‌الاعظم درخواهد آمد. ✅ ما هم اكنون سلام گرم خود را به پيشگاه آن بزرگوار مى‌فرستيم و از هم اكنون با حكومت برحقش و با او بيعت مى‌كنيم. (والسلام عليكم و رحمت اله و بركاته) دارخوين -- تابستان ۱۳۶۰ سعيد افغانى •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🍉 هندوانه خنک، زیر تیغ آفتاب!!🤔🤔 ☀️ چلۀ تابستان بود ▫️جبهه نفت شهر و در بالای بلندی‌های گَمَکو که سایت مخابراتی و رله رادیوماکس داشتیم، مشغول تعمیر و درست کردن دستگاه بودیم.بنظرم خطوط تلفن راه دور FX خط مقدم تیپ مسلم ابن عقیل(ع) از آنجا تغذیه می‌کرد هوا بشدت گرم بود،گویا از زمین و کوه و دره‌های تفدیده،آتش می‌بارید.کولر و پنکه‌ای هم که در بساط نبود! برای خنک کردن خود،چاره‌ای نداشتیم جز آنکه چفیه‌هامان را خیس کرده و روی سر و صورت و گردن خود می‌انداختیم.اینطور باکمی نسیم،با خنکای چفیۀ خیس،نفسی تازه می‌کردیم و وقتی خشک می‌شد،دوباره آب می‌زدیم درخطوط پدافندی خانقین--نفت‌شهر در سنگرهای بالای گمکو،اصلا از یخچال و برق و اینجور چیزها خبری نبود.گهگاه که تدارکات برای بچه‌های مستقر در آنجا هندوانه‌ای می‌آورد آنها برای خنک کردن آن دست به ابتکاری زده بودند می‌گفتند اگر هندوانه را با چاقو بمانند سیب، پوست بکنیم و آنرا درسته روی ظرفی گذاشته و در تیغ آفتاب قرار دهیم، بتدریج حرارت خود را از دست داده وخنک می‌شود! آنها بدین ترتیب،کمبود یخچال را جبران کرده بودند ▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ✍پ.ن: لازم بذکرست که برای تامین برق دستگاه‌های مخابراتی سایت رله،از موتور برق ظاهراً 3000 هوندا یا درمواقع کمتری از موتور برق 5000 یاماها استفاده می‌شد،که صرفا جهت تامین برق شارژر دستگاه‌ها بود و کشش تامین برق یخچال را نداشت البته باتوجه به گرمای تابستان بویژه در جبهه‌های میانی و مناطق خوزستان،و بدلیل داغ کردن دستگاه‌ها،لازم بود از کولرگازی استفاده شود که برق 220 ولت آن،توسط موتور برق 5K یاماها تامین می‌شد کانال دفاع مقدس
دفاع مقدس
🍉 هندوانه خنک، زیر تیغ آفتاب!!🤔🤔 ☀️ چلۀ تابستان بود ▫️جبهه نفت شهر و در بالای بلندی‌های گَمَکو که س
☀️تشنگی ... و بیابان داغ خوزستان !! ⏳ 🎙در چلۀ تابستان و بقولی کلوخ‌پزان گرمای خوزستان، در موقعیت الزهرا (س) در بیابانی خشک و لم‌یزرع در حال آماده‌سازی سایت مخابراتی و نصب دستگاه‌های مربوطه بودیم. برادر زرگر در سنگر و اتاق سیستم در حال برقراری تجهیزات رادیوماکس اعم از: شارژر، باتری، رادیو، ماکس، لَدر، استراکچر، MDF, PDF, کابل‌های برق، سیم‌های رانجه، و ... بود و انجام کارهای بیرونی اعم از: برقراری شبکه ارتینگ, نصب فیدر ... و نیز نصب آنتن‌های دستگاه‌ها در بالای دکل به عهده من بود. (غالبا اینجور کارهای سخت را خود به عهده می‌گرفتم، از یک منظر به دلیل اطمینان از درست انجام شدن کارها ...و از طرفی ذاتأ داوطلب کارهای دشوار بودم، علیرغم سرما و گرمای شدید، کمبود و یا نبود مواد غذایی، ... و ساعت‌ها کار دشوار یَدی و دشوار در بیرون از سنگر سایت و یا در بالای دکل) هوا بسیار گرم بود. بالای دکل خودایستای بلند، رفته تا با استفاده از طناب و قرقره کابل ذخیم فیدر، پایه فلزی آنتن تک با دوبل یاگی و آنتن با آنتن‌ها را بالا کشیده و در محل مخصوص خود در ارتفاع بلند نصب نمایم. همراه خود هم ابزار: چند آچار تخت و رینگی، چکش پلاستیکی، چسب و خمیر آببندی، پیچ،. مهره و لوازمات دیگر برده بودم. الان دقیقا یادم نیست کمربند ایمنی هم داشتم یا نه!! ... چون بعضا پیش می‌آمد که در ارتفاع مثلاً ۷۰ ۶۰ متری، بدون کمربند ایمنی، یک دست خود را به میله‌های دکل گرفته و با یک دست مخابراتی مشغول نصب آنتن بودم کار می‌کردیم(که الان وقتی به کارهایی که برادران مخابرات سپاه در زمان جنگ انجام می‌دادند نکته می‌کنم, حیرت‌زده می‌شوم!! کارهایی طاقت فرسا و گاه، بسیار خطرناک🤔)!!! به هر حال با آن فعالیت دشوار و در آن هوای داغ که حتی نمی‌شد به آهن‌های دکل فولادی دست زد!!! ... تشنگی بر ما غلبه کرد، دیگر نای کار کردن نداشتم، انگار آدم داشت هلاک می‌شد. از بالای ارتفاع دکل فریاد زده و از عباس زرگر که به کمک آمده بود و در پای دکل وسایل را به طناب می‌بست، خواستم آب خوردن به بالا بفرستد. بندۀ خدا هم تنها کلمن آب یخی را که داشتیم به طناب قرقره بست و به بالا فرستاد. کلمن در میانه راه، به نبشی‌های آهنی دکل خورد و به ناگهان سقوط کرد🤔 ...و ما همینطور تشنه کام در میان حرارت آهن‌های داغ، بین زمین و هوا، مانده بودیم! 💦 ... در آن بر بیابان، دور و برمان هم کسی یا یگانی نبود که به دادمان برسد. حالا بماند که ظاهرا چیزی هم برای خوردن نداشتیم. ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ ✍ پ.ن: یادم آمد به اتفاق بندگان خدا, نانکلی و مرادی در سال‌های میانی دهه ۶۰ در بلندی ارتفاع سایت ۲۴ کاناله ارتش، در نزدیکی گیلان‌غرب،.... تا بعد از ظهر، تشنه و گرسنه مشغول کار بودیم ... جوری شده بود که انگار دیگر نزدیک بود برگ درختان را هم بخوریم🤔﴿هیچ چیز خوردنی با خود نداشتیم!!﴾ بر اثر شدت گرسنگی، این دو از ما جدا شده و پیاده خود را به جاده رسانده و از دکه‌ای در آن اطراف بیسکویتی خریده و رفع جوع کردند🙄 در جبهه، از اینجور صحنه‌ها زیاد پیش می‌آمد. نیروها در زمان جنگ, به خواب و خوراک و استراحت خود اهمیت نمی‌دادند، از یک سو خفیف‌المؤونه بودند و راضی به خرج کردن از بیت‌المال نبودند و از سوی دیگر، شرایط جنگی و اضطراری بودن مأموریت‌ها، فرصت پرداختن به امورات شخصی را از افراد می‌گرفت. این در حالی بود که در تشکیلات سپاه، چیزی به عنوان حق مأموریت و بدی آب و هوا اصلا وجود نداشت!! و مثلا فردی که در شهر خود خدمت می‌کرد با رزمنده‌ای که در جبهه بود، از نظر مادی هیچ‌‌گونه تفاوتی با یکدیگر نداشتند، هر دو، ماهیانه چیزی حدود ۲۵۰۰ تومان حقوق می‌گرفتند. در همان زمان کارکند جزء دولتی در شهر و دیار خود، در شرایط غیرجنگی، بیش از ۳۰۰۰ تومان حقوق داشت. هر روز پیش زن و بچه‌اش بود و از آتش توپ و خمپاره و خطر جانی هم به دور بود. تعطیلی هم داشت و به امورات خانواده نیز می‌رسید. در دوران دفاع مقدس، جنگ، اینجور اداره شد.... --(راوی: ادمین) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
📄 ابلاغیه شهید مهدی باکری به فرماندهان زیر دستش: 🔺 بعد از همه نیروها غذا بگیرید، غذایتان کمتر و هم نوع سربازها باشد! 🔺در داشتن وسایل چادر و پتو و غیره فرقی با بقیه نداشته باشید! 🔺 در داشتن مواد غذایی، کمپوت و میوه و چای و غیره کمتر از بقیه باشید! 🔺 در گرفتن لباس و پوشاک و کفش کمتر از بقیه باشید! ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
📄 ابلاغیه شهید مهدی باکری به فرماندهان زیر دستش: 🔺 بعد از همه نیروها غذا بگیرید، غذایتان کمتر و هم
‼️ ؟؟ ☀️یک روز گرم تابستان، شهید مهدی باکری فرمانده دلاور لشکر ٣١ عاشورا از محور به قرارگاه بازگشت. یکی از بچه ها که تشنگی مفرط او را دید، یک کمپوت گیلاس خنک برای او باز کرد. 🔹مهدی قدری آن را در دست گرفت و به نزدیک دهان برد، که ناگهان چهره اش تغییر کرد و پرسید: امروز به بچه های بسیجی هم کمپوت داده اید؟ جواب دادند: نه، جزءِ جیره امروز نبوده. 🔸مهدی با ناراحتی پرسید: پس چرا این کمپوت را برای من باز کردید؟ گفتند: دیدیم شما خیلی خسته و تشنه اید و گفتیم کی بخورد بهتر از شما.... 🔺مهدی این حرف ها را شنید، با خشم پاسخ داد: از من بهتر، بچه های بسیجی اند که بی هیچ چشم داشتى می جنگند و جان می دهند. به او گفتند: حالا باز کرده ایم، بخورید و به خودتان این قدر سخت نگیرید. مهدی با صدای گرفته ای به آن برادر پاسخ داد: خودت بخور تا در آن دنیا جوابگو باشی! ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
خاطرات رزمندگان دفاع مقدس 👇👇
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهندس برشنده ‌. شهیدی را می شناسی که روزها و شب ها، ناز خدا را کشیده بود، و در رزم و سکون و قیام و قعود، نیازها گفته بود و رازها شنیده بود، حالا برای خدا ناز می کرد و در گفتار و رفتارش "اناالحق" را آواز می کرد؟! شهیدی را می شناسی که "والسابقون السابقون، اولئک المقربون" بر پیشانی اش چه غوغا می کرد! رقصی برای خدا در خون داشت و همان را سجده گاهش ساخت و خطبه ای برای تاریخ در معنای شهادت خواند ... دقیق ترین معنا بر شهادت را می خواهی؟ دل را به این روایت بسپار "شهید محمدعلی حبیبی" https://eitaa.com/g_ravayat
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهندس برشنده . هرچه فکر می کنم او هم به من "حُب" داشت احساسی از جنس "تعلق" وگرنه وقتی پرواز کرد، می رفت و مرا به حال خودم می گذاشت اما او حتی نگران نماز شبهای من هم بود! دلبری کردن می دانست آنقدر که دل مرا با خودش خوب برده بود هان! یک نکته ی ظریف گویی من سرباز او بودم و او اما "سرباز خدا" بود! من دلباخته او و او دلباخته خدا بود شاید همین پای بست من شد مرا سنگین کرد و او را پرواز داد تا عرش اعلی و من هنوز خیره به جمله پایانی اویم: "قرار ما باهم، در صف شهدا" و زیر لب با خود زمزمه می کنم: "کاندر این دیر کهن کار سبکباران خوش است" https://eitaa.com/g_ravayat
⏳ ۹ شهریور ۱۳۵۷ - سالروز ربوده شدن امام موسی صدر، رهبر محبوب شیعیان لبنان ا🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱 💠 درسی که "امام موسی صدر" به ما داد 🌱 نتیجه تربیت امام موسی صدر 🎤خاطره ای از "نجیب سید علی خلف" - از رزمندگان قدیمی "جنبش امل" لبنان👇👇 ▫️در سالهای بین دهه ۵۰-۴۰ امام موسی صدر "جنبش امل" (شاخه نظامی حرکه المحرومین) را به منظور دفاع از شیعیان لبنان و ایجاد سدی در برابر تجاوزات اسرائیل در جنوب لبنان ایجاد نمود. جوانان شیعه گروه گروه در اردوگاه های نظامی آموزش می دیدند که من هم از جمله آنها بودم. در روز سوم دوره آموزشی بودیم که یک مین ضد تانک منفجر در بین نیروها منفجر شد. در‌‌‌ همان لحظه اول ۱۵ نفر شهید شدند و عده زیادی زخمی از جمله خود من که از ناحیه دو چشم، دست و پا به شدت مجروح شدم. در لحظات و دقایق اولیه انفجار، هیچ امیدی به زنده ماندنم نبود چرا که اولاً خونریزی‌ام شدید بود، ثانیاً از اردوگاه تا مرکز درمانی راه طولانی و پر پیچ و خم کوهستانی بود، لذا کاملاً از زنده ماندنم مأیوس شدم. در‌‌‌ همان لحظات بین مرگ و زندگی متوجه تکه مقوایی شدم که در کنارم افتاده بود. یک آن به ذهنم رسید که جمله‌ای برای بازماندگان بنویسم. شاید برادرانی که از اینجا عبور می‌کنند آن را یافته و برسانند به دست خانواده، دوستان و نزدیکانم و آنها با خواندن این نوشته تحت تاثیر قرار گرفته و بیش از گذشته به حق و حقیقت روی آورند، لذا با‌‌‌ همان دست شکسته و انگشت خونین بر روی مقوا چنین نوشتم: "کونوا مومنین" - نجیب ⚪️ . . . به خواست الهی من از مرگ نجات یافتم ... و حالا که حی و زنده هستم می خواهم بگویم عبارتی که در آنوقت روی مقوا نوشتم، گرچه کوتاه، اما حقیقت مهمی در آن وجود داشت و دارد. ✍️ من نوشتم: "مؤمن باشید." ننوشتم «املی» باشید. ننوشتم «صدری» باشید. تنها نوشتم «مؤمن» باشید. یعنی ایمان به خدا بر همه چیز تقدم دارد، و این نتیجه تربیت امام موسی صدر بود. او جوانان شیعه را این گونه بارآورده بود. انسانی که او تربیت می‌کرد، «املی» و «صدری» نبود، بلکه مومن به خدا بود. یعنی افتخار نمی کرد که من عضو "جنبش أمل" هستم و یا منتسب به امام موسی صدر؛ بلکه اصل و اساس بر مبنای بود و "کار برای رضای خدا" 📖 منبع: کتاب عزت شیعه ۲، صفحه ۲۴۲ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
⏳ ۹ شهریور ۱۳۵۷ - سالروز ربوده شدن امام موسی صدر، رهبر محبوب شیعیان لبنان 📷 👆 عکس قدیمی از امام موسی صدر و شهید آیت الله سید محمدباقر صدر 🌱 آنها پسرعمو بودند و دوران تحصیلات حوزوی را در نجف اشرف در کنار هم می گذراندند. دوستان مشترک بوده و با یکدیگر مباحثه علمی داشتند. امام موسی صدر (رهبر محبوب شیعیان لبنان) در نهم شهریور ۱۳۵۷ توسط قذافی در لیبی ربوده شد و آیت الله سید محمدباقر صدر (مبارز نستوه، فقیه مجاهد، متفکر، فیلسوف، مؤاف و نابغه جهان تشیع) که در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ توسط رژیم صدام به شهادت رسید) ا🌱🌴🌱🌴🌱🌴🌱🌴🌱 🔹جمله معروف شهید آیت الله سید محمدباقر صدر است که فرمود: ذوبوا فی‌الامام‌الخمینی، کما ذاب هو فی‌الاسلام ذوب شوید در امام خمینی، همانطور که امام در اهداف اسلام ذوب‌ شد. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ https://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
💠 امام موسی صدر و ، الهام بخش مقاوت اسلامی لبنان ▫️تابستان 1357، هنگامی که انقلاب اسلامی با رهبری حضرت امام خمینی (ره) می رفت با ساقط کردن حکومت پهلوی، بساط آمریکا و اسرائیل را در منطقه برچیند، حادثه بسیار ناگواری پیش آمد. آن زمان مسلمانان به خصوص ملت ایران و لبنان، چندان متوجه شدت ضربه وارده بر پیکره مبارزه نشدند، ولی صهیونیسم از آن پیروزی بسیار ذوق زده شد؛ چرا که طی سال های آتی، ثمرات فراوانی برای آن درپی داشت. در آن ایام که امام خمینی امید داشت پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، خکومت را به دست کسی چون آیت الله سیدموسی صدر بسپارد، در حرکتی بسیار مشکوک و عجیب، وی ربوده و مفقود شد. شاید بتوان گفت امام موسی صدر با وجودی که متولد قم و ایرانی الاصل بود، از معدود افرادی بود که اعراب منطقه بخصوص لبنان، باوجود حس ناسیونالیستی و عرب گرایی، برای او احترام و جایگاه ویژه ای قائل بوده و هستند. صدر در اواخر سال ۱۳۳۸ و به دنبال توصیه‌های افرادی هم‌چون آیت الله بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین، وصیت علامه سید عبدالحسین شرف الدین رهبر متوفی شیعیان لبنان را پاسخ گفت و برای رهبری جریان مظلوم شیعیان لبنان راهی آن سامان شد. طولی نکشید که موسی صدر به عنوان نماد وحدت ادیان الهی در منطقه شناخته شد و نقش به سزایی در سازماندهی شیعیان و هدایت مبارزه از جنگ داخلی و برادرکشی به سمت هدف اصلی یعنی رژیم غاصب صهیونیستی ایفا کرد. این مسئله برای اسرائیل بسیار گران و ناخوشایند آمد. سرانجام در شهریور 1357 با دعوت مشکوک سرهنگ "معمر قذافی" رهبر لیبی، امام موسی صدر همراه دو تن از همراهانش عازم آن جا شد و از آن روز به بعد هیچ خبر موثقی از وی به دست نیامد. بدون شک مفقودی امام موسی صدر برای صهیونیست ها، حکومت مترلزل پهلوی، فالانژیست های لبنان، معمر قذافی و حتی برخی مسلمانان تندرو که فعالیت های موسی صدر را برنمی تافتند، گران آمد و می توان گفت همه آنها در این آدم ربایی بزرگ شریک بوده و هستند! متاسفانه ربوده شدن امام موسی صدر، به جای آن که موتور محرکه ای برای مبارزه علیه اشغال گران باشد، ترمز دستی مبارزات ضدصهیونیستی شد! برخی افراد مدعی جانشینی و همرزمی با وی، به جای تشدید مبارزات، از مفقودی وی سوءاستفاده کرده و او را "امام المغیب" (امام غایب) نام نهادند و مدعی شدند: "تنها امام غایب موسی صدر است که می تواند لبنان را نجات دهد!" این شعار به ظاهر ساده، برای آن بود تا از هرگونه همراهی با انقلاب اسلامی و حرکتی که امام خمینی علیه آمریکا و صهیونیسم جهانی به راه انداخته بود، خودداری شود. و شد! خرداد 1361 که رژیم اشغالگر قدس در عملی متجاوزانه وارد خاک لبنان شد و تا محاصره بیروت پیش رفت، مدعیان جانشینی موسی صدر در جنبش امل (که هدف اصلی آن مبارزه با صهیونیست ها بود) در کنار فالانژها و دیگر مزدوران، سر میز مذاکره با صهیونیست ها نشستند. این مسئله باعث انشعاب و تفرقه در بین شیعیان شد و ضرباتی به مبارزه آنان وارد آورد و باعث شادمانی صهیونیست ها گردید! در برابر آن حرکت خائنانه، گروهی از مریدان امام موسی صدر با تشکیل مقاومت اسلامی و حزب الله لبنان، طی 35 سال گذشته، سنگین ترین ضربات را بر اشغالگران وارد آورده و باعث آزادی خاک لبنان از چنگال آنان شدند. این حرکت نشان داد که غیبت یک رهبر، نه تنها نباید باعث یاس و شکست و سکون شود، که می تواند و باید باعث تحرک، تقویت و شدت مبارزه علیه دشمنان گردد. الان بیش از 36 سال از غیبت سردار دلیر اسلام حاج "احمد متوسلیان" می گذرد. دوستان، همرزمان، یاران و مریدان آن دلیرمرد، به خوبی اثبات کرده اند که فقدان و غیبت یک رهبر و فرمانده مقتدر، نه تنها باعث کشیدن ترمز دستی حرکت، که موتور محرک مبارزه شود. بدون شک، تشکیل و تشدید مقاومت اسلامی و حزب الله لبنان و بیداری ملت های منطقه، همه نتیجه تاثیرگذاری رهبر و فرمانده ای بزرگ چون احمد متوسلیان است که می تواند با وجود غیبت ظاهری 36 ساله، همچنان تاثیر خود را بر مبارزان و آزادی خواهان جهان بگذارد. 🆔 @DefaeMoqaddas ✅ کانال "دفاع مقدس"
26.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ربوده شدن 📆 بمناسبت 9شهریور، ربوده شدن رهبر شیعیان لبنان در لیبی در سال 1357 او موسس ، و لبنان بود. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄