#بخوانید 👇👇
🌹گزیدههایی از وصیتنامهی شهید ابوالفضل اسدی عراقی
▫️ (●ولادت: ۱۳۴۴، اراک ☆ ○شهادت: ۱۳۶۶، شلمچه ☆ ■مزار: گلزار مطهر شهدای اراک):
✅《... فقط دلهای ما خون و چشمها پر از اشک است و خوف این داریم
که پس از ما تجار سودجو بر اریکه قدرت تکیه زنند
و برای افراد مؤمن و مخلص عرصه را تنگ کنند؛ اما امیدوارم که این راه را مردان، با صلابتِ ایمان و خلوص نیت ادامه دهند
و ادامه دهندهی این راه باید اهل صبر، استقامت، تلاش و از خود گذشتگی باشد.
ای کسانی که میخواهید این راه را ادامه دهید
و بیایید اخلاص پیشه کنید
و در عمل خالص شوید که گفت:
«صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست»
بینش مکتبی و شناخت دقیق از دین خدا هم ما را راهنما در این مبارزه است و خدا کمک می کند در برابر مشکلات مقاومت کنیم.
دیگر اینکه کسی که میخواهد این راه را ادامه دهد،
باید از تمام سود جوییها و منفعت طلبیها خود را حفظ کند
و در این راه نباید کسی این جهت را قید کند که بعد از مبارزه،
منافعی بدست آوریم.
دیگر اینکه خوب هدف را بشناسیم
و در راه تحقق آن از هیچ کوششی فرو گذار نکنیم.》
✅《سعی کنيد لذت سنگ زيرین بودن برای اسلام و انقلاب را به هیچ چیز نفروشید...
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدیههای شخصی
❁ یکبار با هم آمدیم مرخصی.او رفت دنبال کارش و من هم رفتم خانه.خستگی راه هنوز توی تنم بود که آمد سروقتم.گفت: استراحت دیگه بسه.گفتم:خیره انشاءالله، جایی میخوایم بریم؟لبخندی زد وگفت: آره،اومدم که هم خودت رو ببرم،هم ماشین رو.منتظر جواب نماند. زد پشت شانهام و گفت: زود حاضر شو که بریم. پرسیدم کجا؟گفت:هیمنقدر بدون که چند ساعتی کار داریم. به شوخی گفتم: بابا ما همهاش۴روز مرخصی داریم،همینم بهمون نمیبینی که یک استراحتی بکنیم؟بلند شد. دست مرا هم گرفت و بلند کرد. با خنده گفت: این حرفها رو بگذار کنار،زودباش که دیر میشه.سریع حاضرشدم و باهم راه افتادیم
❁ بین راه از چند تا فروشگاه سر زدیم چیزهای زیادی خرید.همه را هم میداد کادو میکردند. بار آخر که سوار ماشین شدیم و راه افتادیم، گفتم: بالاخره میگی کجا میخوایم بریم؟ لبخندی زد وگفت: میریم دیدن شهدا. گفتم: دیدن شهدا؟! گفت:میریم دیدن خانوادههای شهدا،بهرحال اونا هم بوی شهدا رو میدن، میدونی که روح شهید متوجه خانوادهاش هست؛بنابراین ما درحقیقت بدیدن خود شهدا میریم.گردان ما چندتا شهید داده بود.آنروز بخانواده تک تکشان سر زدیم. توی هرخانه هم میرفتیم، عبدالحسین به یکی از بستگان نزدیک شهید، یکی از آن هدیهها را میداد
❁ آخر شب،وقتی برمیگشتیم خانه،بهش گفتم:شما چرا درخواست ماشین نمیکنین برای اینجور کارها؟خندید وگفت:میخوام اجری هم بشما برسه.گفتم:لااقل هدیههایی رو که به خانواده شهدا میدین، پولش رو که میشه از سپاه گرفت. گفت: ارزش این کارها به همینه که آدم از جیب خودش مایه بگذاره. وقتی این حرف را میزد به حقوق کم او فکر میکردم و به افراد تحت تکفلش
.
☫ بسمه تعالی
● از: تیپ ۳ مهاباد (ر۲)
● به: ف ل ۶۴ پ (ر۲)
● تاریخ: ۱۳۶۲/۰۳/۰۴
● موضوع: درگیری مورخه ۶۲/۲/۱۲ شهرستان مهاباد
📝 برابر خبر رسیده
❁ ۲ نفر خبرنگار و فیلمبردار از کشور آلمان غربی با همکاری عوامل انتشاراتی و تبلیغاتی حزب منحله دمکرات در مورخه ۶۲/۲/۲۸ از صحنههای مختلف عملیات افراد مصلح ... پیشوا در داخل شهرستان مهاباد فیلمبرداری و گزارش تلویزیونی تهیه کردهاند.
✅ ارزیابی خبر: باحتمال قوی صحت دارد.
| ف تی ۳ مهاباد سرهنگ ستاد ظهوری
📋 گیرندگان: ... تیپ ویژه شهداء ...
.
☫ بسمه تعالی
● از: تیب ۳ مهاباد (ر ۲)
● به: ف ل ۶۴ پ (ر۲)
● تاریخ: ۱۳۶۲/۰۳/۲۱
● موضوع: گزارش خبر
📋 گیرندگان: ... تیپ ویژه شهدا ...
📝 برابر خبر رسیده:
❁ حزب منحله دمکرات ظرف چند روز اخیر مقدار زیادی مهمات سلاح سبک و سنگین از رژیم بعثی عراق دریافت و آنها را با استفاده از ۷۰۰ راس قاطر و الاغ بتدریج از مناطق مرزی سردشت به ایران وارد و در قراء کوهستانی و صعب العبور از جمله روستاهای محمود آباد (۳۶ - ۵۲) و کانی رش (۲۳ - ۵۸) و شیخان (۵۲ - ۴۶) انبار نموده است، ضمنا قراء مزبور بوسیله تیربار کالیبر ۵۰ در مقابل حملات هوائی حفاظت میشود.
✅ ارزیابی خبر باحتمال قوی صحت دارد.
.
☫ بسمه تعالی
● از - هـ - ژ - مهاباد ر ۲
● به - ف - تیپ ۳ دلاور مهاباد ر ۲
● تاریخ: ۱۳۶۳/۰۷/۲۱
● موضوع خبر
📝 برابر اعلام پایگاه ۹۳۴ خبر رسیده حاکیست ارتش مزدور عراق در نظر دارد در آینده نزدیک با فرستادن اسلحه و مهمات کافی به وسیله هلیکوپتر به ارتفاعات بین قندیل کوچک به مختصات ۳۶۳۱۰۰-۴۵۰۴۰۰ و کهنه لاهیجان پیرانشهر به مختصات ۳۶۳۷۳۰- ۴۵۰۸۰۰ با همکاری عوامل حزب منحله دمکرات و سایر گروهگهای دیگر راه سراصلاتی پیرانشهر به حاج عمران را قطع نماید. / ارزیابی خبر احتمالا صحت دارد.
| ف - هنگ ژاندارمری مهاباد سرهنگ ۲ مصلح آبادی
📋 گیرندگان:
● ف - #سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مهاباد جهت آگاهی
● ف - تیپ ویژه ۱۵۵ شهدا
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 پدری که ۲۵ سال سر پسرش
در آغوشش بود و در کنار هم شهید شدند🌷🌷
🎞 سردار باقرزاده روایت میکند:
🎙پلاک ها را دیدیم که به صورت پشت سر هم است، ۵۵۵ و ۵۵۶ . فهمیدیم که آنها با هم پلاک گرفته اند. معمولاً اینها که با هم خیلی رفیق بودند، با هم میرفتند پلاک میگرفتند.
شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده
شهید سیدحسین اسماعیل زاده
وداع با یار دیرین جبههها😭
امروز داغی تازه بر دل خانواده بزرگ ایثار و مقاومت نشست.
رزمنده شجاع و دلاور نیروی اطلاعاتعملیات لشکر ۱۹ فجر، حاج احمد شیخ حسینی، پس از سالها تحمل رنج و درد جانبازی، به یاران شهید خود پیوست.
حاج احمد مردی بود از جنس آتش و غیرت؛ نامآور میدانهای سخت، همرزم روزهای خون و آتش. در عملیاتهای بزرگ و سرنوشتساز چون والفجر ۸، کربلای ۴ و ۵، و والفجر ۱۰ و بسیاری دیگر از نبردها، حضوری پررنگ و نقشآفرین داشت و شجاعت و حماسهاش زبانزد همرزمان شد.
او شاهد پرکشیدن دوستان بسیارش بود و سالها در داغ فراقشان سوخت و ساخت، اما هرگز میدان وفاداری را ترک نکرد و تا آخرین لحظه در صف یاران انقلاب باقی ماند.
بهترین لحظات زندگیام، همنشینی با حاج احمد در آن روزهای طلایی دفاع مقدس بود؛ روزهایی که مردان مرد، پیمان خون و ایمان بستند.
اکنون او نیز به کاروان شهیدان پیوست و بیتردید، در جوار دوستان شهیدش آرام گرفت.
روح بلندش قرین رحمت الهی، و یادش چراغی روشن برای همه دلاوران این سرزمین باد.
✍محمد امیری😭
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
👇👇👇👇