eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با اره‌های معمولی که چوب می‌بریدند، من جراحی کردم روایتی از آزاده سرافراز مرحوم دکتر بیگدلی دوران جنگ تحمیلی
خدا می‌داند خمپاره چندم بود که ترکشش سمت آغوش عباس می‌آید داستان سر (برگرفته از صفحه اینستاگرام مرحوم مریم کاظم‌زاده) 👆📷عکس: نمای بیرونی بهداری سرپل‌ذهاب
دفاع مقدس
خدا می‌داند خمپاره چندم بود که ترکشش سمت آغوش عباس می‌آید داستان سر (برگرفته از صفحه اینستاگرام مر
هر روز که می‌گذشت منتظر بودم هوای سرپل ذهاب رو به خنکی برود. در حیاط بهداری قدم کند می‌کردم به امید این که بادی به صورتم بخورد. سکونی که در هوا بود دلم را ناآرام می‌کرد آن روز حتی نسیم هم نمی‌وزید. ۱۱ آبان بود. اصغر و بچه‌ها رفته بودند عملیات اسمش را گذاشته بودند «عملیات دار بلوط». از صبح حواسم را پرت می‌کردم ضد عفونی می‌کردم رگ می‌گرفتم، پانسمان میکردم اما حالا عملیات تمام شده بود و هر دقیقه که می‌گذشت صورت اصغر در ذهنم پررنگتر می‌شد دیگر بدن تکه تکه و خون آلود مجروح‌ها در شلوغی بهداری زورشان به دل نگرانم نمی‌رسید. آن‌هایی که به هوش بودند و می‌توانستند حرف بزنند از جهنمی می‌گفتند که عراق برای بچه‌ها ساخته. داشتم رگ سرباز جوانی را می‌گرفتم که از درد ناله می‌کرد بین ناله‌هایش صدای دوری را شنیدم که گفت «مریم» گوشم تیز شد فقط ناله‌های جوان بود. دوباره مشغول شدم از دور کسی بلند گفت «خواهر مریم» صدایش در همهمه‌ی بهداری گم بود اما من اسم خودم را شنیده بودم رگ جوانک را گرفتم سرپرستار را صدا زدم و دویدم سمت صدا اصغر نبود. اما از پشت گردنش دستمال سرخ گره زده‌اش را دیدم یکی از بچه ها بود. نزدیک تر که شدم دیدم عباس اردستانی است. سرش را که برگرداند جا خوردم عینک نداشت. صورتش برایم غریب شده بود من را که دید خندید. با ذوق انگار بخواهد خبر پیروزی جنگ را بدهد گفت «خواهر! نذاشتم حتی یه ترکش بخوره نذاشتم» گفتم «چی میگی؟» تازه دست مجروحش را دیدم، سر و وضعش خونی و خاکی بود اما می‌خندید، «کی ترکش بخوره؟» «اصغر آقا خواهر، خوب خوبه خیالت راحت باشه» اسم اصغر را که آورد انگار برای اولین بار از صبح نفس کشیدم، به صورت عباس نگاه کردم به چشم‌هایش که حالا بدون عینک از همیشه براق‌تر بود. به گرد خاک روی موهایش به خنده‌ی شادانه‌اش به قطره‌های خون روی گونه‌اش، صورتش تار شد اشک و نگاهم را دزدیدم با صدای گرفته، گفتم «بیا اینجا زخم تو ببینم» اصغر و بچه ها آمدند عباس را دست می‌انداختند بدون عینک مظلوم‌تر از قبل شده بود. بچه‌ها برایم تعریف کردند؛ هربار که خمپاره می‌خورد عباس سر اصغر را بغل می‌گرفت، یک خمپاره دو خمپاره سه خمپاره اصغر کلافه می‌شود که «عباس منو ول کن برو خودت پناه بگیر» اما گوش نمی‌داد. خدا می‌داند خمپاره چندم بود که ترکشش سمت آغوش عباس می‌آید و به جای سر اصغر در دست عباس جا می‌گیرد هیچ کدام نمی‌دانستیم ترکش‌ها سمج‌تر از آغوش‌ها هستند، ۱۷ روز بعد، اصغر با ترکشی که به سرش خورد شهید شد.
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مجروح را بدون برگ تردد سوار آمبولانس کردم با ۱۲۰تا سرعت می‌رفتم... روایت اسماعیل فروتنی؛ راننده آمبولانس در دوران دفاع مقدس | | |
گفتگو با دکتر نوربالا.mp3
زمان: حجم: 7.5M
🎙روایتی متفاوت از حضور جامعه‌ پزشکی در دفاع مقدس 🎤بخشی از‌ گفتگوی چندساعته با دکتر نوربالا ✅دکتر احمدعلی نوربالا اولین مرکز بهداشت روانی جانبازان را در تهران تاسیس کرد تا بتواند به روند درمان این گروه کمک کند. 🔶در شکل‌گیری بهداری سپاه استان تهران نقش داشت و بعدها مسئول بهداری کل سپاه شد و در بیشتر عملیات‌ها حضور داشت. ✅از سال 1359 تا 1367 در سمت‌های مختلف بهداری سپاه باقی ماند و بعدها و به دانشگاه بازگشت. 🔶او را می‌توان یکی از پیشکسوتان و از اولین مدیران بهداری دفاع مقدس دانست که قبل از شروع جنگ و در همان ماه‌های بعد از پیروزی انقلاب و درگیری‌های غرب کشور، نیاز به امداد و درمان را حس کرد و در شکل گیری ساختارهای اولیه بهداری سپاه نقشی موثر داشت ✅در‌ سال 1334 در شهر تفت، استان یزد به دنیا آمد. مدرک پزشکی عمومی خود را سال ۱۳۵۹ از دانشکده پزشکی دانشگاه تهران گرفت و سپس درجه تخصصی در رشته روانپزشكی دانشكده پزشكی دانشگاه تهران را دریافت کرد.
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹راوی دکتر علی صداقت؛ فرمانده بهداری لشکر ۳۳ المهدی
27.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در عمرم بهش نه نگفتم به من گفت یکی از سنگرهای خودت را بده به یگان دریایی و یکی دیگر را هم به یگان تدارکات... | | |
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گزارش تصویری مراسم سنگر حیات گرامیداشت ایثارگری‌های جامعه پزشکی و نیروهای درمانی در هشت سال دفاع مقدس
پروانه‌وار کار پرستار کرده‌اند عمری برای جامعه ایثار کرده‌اند
19.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥یکی از بیمارستان‌هایی که از اول جنگ تا آخر، زیر آتش و گلوله ایستاد، روشن ماند و مقاومت کرد، بیمارستان طالقانی آبادان بود. 🔵روایت سردار فتحیان از سختی‌های بهداری رزمی در دوران دفاع مقدس، تشکیل تیم‌های اضطراری، تقدیر از نقش‌ جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی و حضور دکتر پزشکیان و دکتر ظفرقندی در تیم‌های اضطراری
68.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تصاویری از بیمارستان علی بن علی طالب(ع) در عملیات کربلای ۵ 🎞 محمدرضا صدری، دکتر معمارزاده، دکتر مرتضویان، آقای صمدی پندار و علیرضا صدری در فیلم دیده می‌شوند. 🌿دوران جنگ تحمیلی | | | | گرامیداشت هفته دفاع ‌مقدس •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈• ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄