دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۳۲
🔸 عزت ابراهیم الدوری،
یاور صدام و فرمانده داعش
وی در سال ۱۹۴۲ میلادی در روستای «الدور» واقع در حومه شهر تکریت زادگاه صدام به دنیا آمد؛ همان روستایی که صدام هنگام دستگیری در حفرهای مخفی شده بود. خانواده او که بسیار فقیر بودند به علت تنگدستی بیش از حد به بغداد نقل مکان کردند تا پدر خانواده بتواند در تابستان داغ پایتخت، یخ بیشتری بفروشد.
عزت به سرعت در حزب بعث عراق ترقی کرد و به یکی از ارکان این حزب تبدیل شد. یکی از دوستانش درباره علت سرعت ارتقای وی در ارتش عراق میگوید: «عزت، قد تقریباً بلند و هیکل چهارشانهای داشت و همواره با صدای آهسته و خشن سخن میگفت؛ همه اینها عواملی است که یک فرمانده ارتشی را در میان دیگران برجستهتر میکند.» عزت ابراهیم پس از برعهده گرفتن مناصب متعدد در حزب بعث و دولت پس از کودتای جولای ۱۹۶۸، از جمله وزارت کشاورزی و وزارت صنایع، به مراتب بالای سیاسی در این حزب رسید و به عنوان معاون صدام در ریاست شورای رهبری انقلاب و نفر دوم حکومت عراق انتخاب شد.
روزنامه الشرق الاوسط درباره علت انتخاب وی به این دو منصب از سوی صدام مینویسد: «هنگامی که از رئیس جمهور معدوم عراق پرسیده شد راز انتخاب عزت ابراهیم به این مناصب چه بود؟ او با صدایی بلند و لحنی نیشدار جواب داد: انتخابش کردم زیرا او یک بت است. این علاقه و احترام، موضوعی یکطرفه نبود، بلکه دو جانبه بود؛ تا جایی که عزت ابراهیم در مقالهای که در سال [۱۹۸۵ میلادی] در روزنامه بعثی «الثوره» به چاپ رساند، درباره سرور خود، صدام نوشت: «اگر محمد نه خاتم الانبیا بود، قطعاً میگفتیم که تو خاتم الانبیا هستی!» در ادامه این سیر صعودی در دستگاه رژیم بعث عراق، دختر عزت ابراهیم نیز با «عدی» پسر صدام ازدواج کرد، اما این ازدواج دیری نپایید و به جدایی کشید! او در قلع و قمع انتفاضه شعبانیه که از سوی شیعیان و کردها سازماندهی شده بود، حضور فعال داشت و در طول جنگ عراق با ایران نیز در به کارگیری سلاحهای شیمیایی و اعدام ساکنان شیعه جنوب نقش ویژهای داشت. عزت ابراهیم الدوری چند روز پس از اعدام صدام حسین از سوی طرفداران حزب بعث عراق به عنوان رهبر جدید حزب بعث معرفی شد. وی در سالهای [۲۰۱۲ و ۲۰۱۳] دو پیام ویدئویی منتشر کرد و تمام نیروهای ملی اسلامی عراق را به ائتلاف با یکدیگر و مقاومت در مقابل دولت بغداد فراخواند. او از پیروان طریقت صوفیه نقشبندیه بود و رهبر معنوی ارتش مردان نقشبندیه محسوب میشد.
در جریان حمله نیروهای داعش در سال [۲۰۱۴]، بسیاری از عزت ابراهیم به عنوان یکی از فرماندهان پشت پرده داعش در شمال عراق یاد میکردند. بنا به اعلام تلویزیون دولتی عراق، عزت ابراهیم سرانجام توسط نیروهای ائتلاف عراقی در ۱۷ آوریل [۲۰۱۵] کشته شد.
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۳۳
🔸 سرلشکر میسر رشید الظرفه العبیدی، افسر ارشد و یکی از فرماندهان اطلاعات عراق در بخش مرتبط با ایران در طول جنگ،
سرلشکر بازنشسته علاء الدین حسین مکی خمس، رئیس ستاد سپاه سوم و فرمانده اداره توسعه رزمی عراق در زمان جنگ با ایران، سپهبد عبید محمد الکعبی، فرمانده نیروی دریایی ارتش عراق در سالهای [۱۹۸۲ تا ۱۹۸۸] و سرلشکر علوان حسون علوان العبوسی، فرمانده اسکادران و تیپ هوایی در جنگ با ایران، افرادی هستند که در این کتاب سخن گفتهاند.
در بسیاری از خاطرات منسوب به بزرگان جنگ گفته میشود که صدام برای دستگیری یا کشتن فلان رزمنده در زمان جنگ تحمیلی جایزه بزرگی تعیین کرده، که متأسفانه هیچ سند مستدلی برای این ادعاها موجود نیست. اما اخیراً در مصاحبههایی که تعدادی از کارشناسان تاریخ شفاهی ارتش آمریکا با بالاترین رده فرماندهان سابق ارتش عراق در زمان جنگ انجام دادهاند، به نکاتی برخورد میکنیم که حاوی درستی بعضی از این ادعاها از زبان دشمن است
در مصاحبه تاریخ شفاهی ارتش آمریکا با فرماندهان سابق گارد ریاست جمهوری ارتش صدام،با شخصی ایرانی برخورد میکنیم که دلیل اصلی برکناری بزرگترین مغز اطلاعاتی ارتش عراق،یعنی سرلشکر وفیق سامرایی،بدست صدام در هنگامه حساس قبل از شروع عملیات فاو به وسیله ایران است. ملاصالح قاری، طلبه و رزمنده عربزبان آبادانی، در پی انجام مأموریتی عجیب در آبهای منطقه خور عبدالله بدست نیروهای بعثی افتاده و در ماجراهایی استثنایی و شگفت به قلب مرکز استخبارات ارتش عراق در بغداد وارد و مترجم بین استخبارات و اسیران ایرانی میشود.در همین بحبوحه، با ۲۳ نفر از نوجوانان اسیر ایرانی با صدام در قصرش دیدار میکند.دیداری که صدام قصد سوءاستفاده تبلیغاتی از این اسیران نوجوان به بهانه آزادی دارد،ولی با رهنمودهای ملاصالح قاری و هوشمندی این نوجوانان اسیر، این توطئه نقش بر آب میشود
در این مصاحبهها،دلیل برکناری سرلشکر وفیق سامرایی،که بعدها به اعتراف خود در خاطراتش در کتاب «ویرانههای دروازه شرقی»رابط خصوصی بین صدام و دولت آمریکا برای دریافت عکسهای ماهوارهای و دیگر اطلاعات طبقهبندی شده علیه ایران از طریق سفارت آن کشور در امان - پایتخت اردن - میشود، را خواهیم یافت. برکناری احساسی وفیق سامرایی و ضعف افراد جایگزین در منصب او،یکی از عوامل مهم شکست ارتش عراق در جلوگیری از تصرف شبه جزیره فاو توسط نیروهای نظامی ایران در سال [۱۹۸۶] (۱۳۶۴)محسوب میگردد
جالبترین قسمت ماجرا را میتوان از زبان سپهبد حمدانی،فرمانده گارد ریاست جمهوری عراق،در مصاحبههایش در دو کتاب مرجع تاریخ شفاهی ارتش آمریکا پیدا کرد که به جریانات پس از آزادی ملاصالح اشاره میکند:«در اواخر سال [۱۹۸۵]،عراق و ایران تعدادی از اسیران جنگیشان را با هم تبادل کردند.عراق در تبلیغاتش میخواست نشان دهد که خمینی در جنگ از کودکان استفاده میکند. به همین خاطر،صدام در جلو دوربین رسانهها با ۲۰ اسیر جنگی نوجوان ایرانی دیدار کرد. در آنزمان،یکی از نظامیان اسیر ایرانی را برای ترجمه نزد صدام آوردند. بعدها، استخبارات عراق تازه پس از تبادل اسیران متوجه شد که مترجم مزبور از مهرههای اطلاعاتی ایران بوده و با فریب ضد اطلاعات ما خود را بعنوان افسر ارتش ایران معرفی کرده است
وفیق سامرایی به افسر اطلاعاتی اسیر ایرانی اجازه داد تا همراه با تعدادی از اسیران بیمار به کشورش بازگردد،زیرا قصد داشت از او به عنوان یک عنصر اطلاعاتی برای عراق استفاده کند. صدام برای جبران این خطای فاحش،سامرایی را از شاخه ایران در استخبارات عراق به اطلاعات لشکر هفتم در فاو منتقل کرد.سرهنگ ایوب به جای سامرایی و محمود شاهین که رئیس اطلاعات نیروی زمینی بود، منصوب شد.اما وقتی اطلاعاتش در مورد فاو غلط از آب درآمد، صدام او را برکنار و بار دیگر وفیق سامرایی را به جایگاه پیشین بازگرداند
ما مبادله اسرای ایران و عراق را شروع کردیم که اغلب بچههای مجروح و مصدوم بودند. یکی از اسرای ایرانی از نظر ارتش بسیار با ارزش بود،بحدی که صدام شخصاً چند بار با او ملاقات کرده بود. وفیق سامرایی بدون اطلاع صدام یا رئیس بخش اطلاعات ارتش عراق، این اسیر را به ایران بازگرداند. وقتی خبر این کار سامرایی به صدام رسید، او چنان عصبانی و خشمگین شد که سامرایی را از مقام دوم در اطلاعات ارتش عراق خلع کرد و بعنوان افسر اطلاعات سپاه هفتم تنزل مقام داد
بخاطر دارم که برای مأموریت شناسایی به منطقه عملیاتی سپاه هفتم رفته بودم و مجبور بودم در ستاد این سپاه توقف کنم. وقتی فرمانده سپاه وارد شد، از او پرسیدم که ژنرال سامرایی اینجا چه میکند؟جواب داد که سامرایی به خاطر اشتباه فاحشی که کرده مستحق اعدام است، اما بخاطر علاقه صدام به او، با تنزل مقام به اینجا منتقل شده است
👇👇
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۳۴
🔸 نبرد شلمچه از زبان سرهنگ عراقی
خاطرات سرهنگ عراقی ثامر عبدالله
بسیاری از فرماندهان دوران دفاع مقدس برای ثبت و ضبط تجربههای خود از هشت سال جنگ تحمیلی حکومت بعثی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، خاطرات خود از حضور در میادین جنگ را بازگو کردهاند که ماحصل آن چاپ و انتشار کتابهای متعدد از این خاطرات است. ارزش این خاطرات که از آنها به عنوان تاریخ شفاهی جنگ هم یاد میشود، علاوه بر بازگویی جنبههای دینی و انسانی در رفتار رزمندگان، به منزله اسناد شفاهی ماندگاری است که تاریخ دوران دفاع مقدس را در قالب خاطرات رزمندگان به نسلهای بعدی منتقل میکند. البته این مسئله یک روی سکه است و روی دیگر سکه به بازگویی واقعیتهای جنگ تحمیلی از زاویه مقابل، یعنی سربازان و فرماندهان ارتش بعثی عراق بستگی دارد که آنها هم تجربهها و مشاهدات خود از هشت سال جنگ تحمیلی را بیان کنند. این خاطرات باید چاپ و منتشر گردد تا تصویری روشن و تقریباً کاملی از واقعیتهای هشت سال دفاع مقدس ملت مسلمان ایران در مقابل تجاوز حکومت بعثی عراق برای آیندگان به یادگار گذاشته شود.
در این زمینه شکی نیست که بسیاری از فرماندهان ارتش بعثی عراق از هشت سال جنگ تحمیلی این کشور علیه جمهوری اسلامی ایران خاطرات بسیاری در سینه دارند که تنها بخشی از آنها که حکم اسناد با ارزش و تاریخی در این زمینه را دارند، تاکنون منتشر شده و بازگویی و مکتوب کردن بقیه خاطرات این افراد به تلاش و همت مراکز مطالعاتی در این زمینه بستگی دارد تا بخش قابل توجهی از این خاطرات یا همان اسناد برای نسلهای بعدی منتقل شود. هر چند تاکنون کتابهای متعددی در این باره چاپ و منتشر شده است، اما ابعاد واقعه بزرگتر از آن است که بشود در قالب چند کتاب خاطره یا تحقیق و پژوهش به ثبت و ضبط همه آن پرداخت و مطمئن شد که وظیفه اصلی مسئولان مربوطه و محققان و پژوهشگران این حوزه تمام شده است و اسناد این رویداد بزرگ قرن به شکل مطلوب به نسلهای بعدی انتقال یافته است. امروز آثاری که از سوی افسران و سربازان عراقی در کشورهای دیگر منتشر میشود، بیانگر این نکته است که عراقیها نیز مانند آلمانیها صاحب ادبیات ضد جنگ هستند؛ زیرا هم متجاوز بودهاند و هم مغلوب. به همین خاطر متجاوز شکستخورده نمیتواند «ادبیات مقاومت» خلق کند.
«ادارهی محور به عهده لشکر شش زرهی به فرماندهی سرتیپ ستاد ثابت سلطان بود. تیپ ما به فرماندهی سرهنگ ستاد حازم الدلیمی به نیروهای لشکر شش...»
فصل دوم: تحلیل و خاطرات فرماندهان و اسرای عراقی از جنگ تحمیلی (۱۸۱)
حرکت نیروهای تحت فرماندهی نامر عبدالله به سمت محور شیب و به روزهای شدید درگیری در این محور و محورهای اطراف آن اشاره میکند. سرهنگ عراقی راوی خاطرات به اعدام اسرای ایرانی اشاره میکند و میگوید: «حرکت کردیم، جنگ تن به تن ما و نیروهای اسلامی شروع شد... گروه زیادی از سربازان ایرانی را اسیر کردیم. تعدادشان به ۵۵ یا ۶۵ نفر بود. سرلشکر هشام صباح الفخری دستور اعدامشان را صادر کرد و گفت: «از طرف صدام حسین دستور رسیده که سربازان خمینی را اعدام کنیم.» در ادامه به بیان خاطرات خود از محور شلمچه میپردازد: «شلمچه، سرزمین گستردهای است که لابهلای سنگرها قرار دارد. در این منطقه، سیستمهای دفاعی بینظیری ساخته شده است. این مواضع در یک منطقه بیابانی به مساحت ده تا سیزده کیلومتر مربع گسترده است؛ به این صورت که آن را مینگذاری کرده، سپس آب بستند و بعد، سنگرهای خالی کوچکی کنار آب ساخته شد که در این سنگرها، مواضعی هم جهت انتقال نیرو و مواد غذایی ساخته شد. دیدبانها در اینجا فعال بودند و سلاحهای سنگین آماده آتش هم مستقر شد. این تصویری کلی از جغرافیای شلمچه است؛ منطقهای که لشکر یازدهم به فرماندهی آل رباط در آن عملیات موفقی انجام داده بود.»
سرهنگ ثامر عبدالله همچنین تشریحی از موقعیت و شرایط نبردها در منطقه عمومی شلمچه ارائه میدهد: «تیپ ما به منطقه رسید. این منطقه با تهدیدی جدی روبهرو بود. به فرمانده گردان - عزّت القره غولی - گفتم: «فکر میکنی چه اتفاقی میافتد؟» گفت: «با نشانهای شجاعت از ما تقدیر خواهند کرد!» گفتم اما من فکر میکنم در این نبرد کشته میشویم.» گفت: «نه! من از آینده خودم باخبرم و میدانم که زندگیام طولانی است!» تیپ ما برای آمادهسازی گروهانهای خود در منطقهی الجباسی در نزدیکی شلمچه مستقر شد. در شب، تمام واحدها در این منطقه گرد آمدند؛ طوری که منطقه دچار کمبود مواد غذایی شد، چون یک سوم ارتش عراق در اینجا گرد آمده بودند
👇ادامه قسمت ۳۴
دفاع مقدس
📚 #کتاب : «آن سوی خط» ⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
ساعت شش و نیم همان شب بلدوزرها از منطقه عقبنشینی کردند. علت عقبنشینی آنها را از یکی از رانندهها سؤال کردم. جواب داد: «امشب درگیری سختی در پیش است.» در پایان به نحوه نجات خود اشاره میکند و میگوید: «نیروهای اسلامی، پایگاه لشکر یازده را منفجر کردند. در این عملیات مهندسان نظامی در پایگاه لشکر بمب کار گذاشتند و توانستند آن را منهدم کنند. انفجار این پایگاه در کار لشکر یازده خلل ایجاد کرد؛ چون این پایگاه حاوی اسناد مهمی بود.
من از راه دریاچه به منطقه تنومه فرار کردم و بعد به پل خالد رفتم و از مرگ نجات یافتم.»
👇👇
دفاع مقدس
ساعت شش و نیم همان شب بلدوزرها از منطقه عقبنشینی کردند. علت عقبنشینی آنها را از یکی از رانندهها
📚 #کتاب : «آن سوی خط»
⚪️ دفاع مقدس به روایت دشمن
قسمت ۳۵
● روایت «عدم الفتح» مرور عملیات کربلای ۴ از نگاه فرماندهان ایرانی و عراقی
یکی از غمبارترین عملیاتهای جنگ هشت ساله ایران و عراق «کربلای ۴» است. قرار بود منطقه «ابوالخصیب» تصرف شود و بصره را از ناحیه جنوب تهدید کند؛ ولی دشمن هوشیار شده بود و انگار منتظر بود. در همان ساعات اولیه شروع، یعنی ساعات پایانی سوم دی [۱۳۶۵]، آنها که منتظر نیروهای ایرانی بودند، آسمان اروند را با منوّرهایشان مثل روز روشن کردند. رزمندگان ایرانی در همان وضعیت به عملیات ادامه دادند. غواصان به آب زدند؛ قصدشان عبور از اروند بود تا خطوط دشمن را بشکنند، اما دشمن عراقی آنچنان از کربلای ۴ خبر داشت که نام عملیات «پاتک» به «تک» ایران را هم انتخاب کرده بود: «حصاد الاکبر» یا همان «درو کردن بزرگ.»
● اعتراف یک فرمانده بعثی به ضعف در جاسوسی علیه ایران
اطلاعات جاسوسی ما در مورد ایران بسیار ضعیف بود و به همین علت بیشتر بر شجاعت خلبانهایمان تکیه داشتیم. از طرفی سامانههای پدافند هوایی ایرانیان قوی بودند. هر یک از پایگاههای هوایی آنها در مقابله با حملات ما مانند کوهی آتشین بود و در هر مأموریت یک یا دو فروند از هواپیماهایمان را از دست میدادیم. یکی از فرماندهان نیروی هوایی ارتش بعثی صدام اشارهای به ناتوانی اطلاعاتی عراق در جنگ تحمیلی دارد. در ادامه سخنان «عبوسی» از فرماندهان صدام که مدتی معاون اجرایی رئیس آموزش نیروی هوایی عراق بود، میخوانیم:
● انهدام ۱۹ هواپیمای بعثی توسط پدافند عراق در آغاز جنگ تحمیلی
عبوسی: بهسازی سطح عملکرد نیروی هوایی عراق در نیمه نخست سال ۱۹۸۰ میلادی را آغاز کرد. عملیات پشتیبانی هوایی نزدیک مأموریت اصلی نیروی هوایی بود و اجرای عملیات ممانعتی، شناسایی و پدافند هوایی نیز از دیگر مأموریتهای این نیرو بود.
در آغاز جنگ، نیروی زمینی عراق به شدت به پشتیبانی هوایی نزدیک نیاز داشت و برای تأمین این پشتیبانیها تعدادی از هواپیماهای خود را از دست دادیم؛ زیرا سطح آموزش کاربران سامانههای پدافند هوایی عراق مناسب نبود. آنها در بسیاری از مواقع هواپیماهای خودی را تشخیص نمیدادند و ۱۹ فروند از هواپیماهای ما را به اشتباه سرنگون کردند.
● اسرائیل و حمله هوایی به نیروگاه اتمی عراق
عبوسی: درست است که جنگندههای پدافند هوایی عراق برای این کار چندان مناسب نبودند، ولی اسرائیلیها نیز زمان مناسبی را برای حمله به نیروگاه انتخاب کرده بودند. خلبانان عراقی در ساعات پایانی آن روز خسته بودند و به آنها اجازه داده شده بود شب را بخوابند. اسرائیلیها هم با بهرهبرداری از این مسئله، حملهشان را در ساعت ۱۹ و درست زمانی انجام دادند که جنگندههای ما از مأموریتهای گشتزنی بازمیگشتند و چون هیچ خطری احساس نکرده بودند، هواپیماهای اسرائیلی توانستند به راحتی به نیروگاه حمله کنند. صدام هم که به شدت از نیروی هوایی عراق عصبانی شده بود، فرماندهان پدافند هوایی را به خاطر این کوتاهی توبیخ کرد و پس از آن دستور داد اقدامات حفاظتی در اطراف این نیروگاه تشدید شود. برای نمونه، نیروهای محافظ این نیروگاه تعدادی بالن بر روی سیمهایی به طول ۳۰۰ متر در اطراف آن نصب کردند و در اطراف بالنها هم سیمهای برق فشار قوی کار گذاشتند تا هواپیماهای مهاجم را سرنگون کنند، اما این اقدام حفاظتی هم چندان مؤثر نبود؛ زیرا جنگندههای مجهز به جنگافزارهای دوربرد میتوانستند این نیروگاه را هدف قرار دهند. افسری به نام شاکر محمود که معاون پدافند هوایی عراق بود، به خاطر این کوتاهی توبیخ شد.
...اطلاعات جاسوسی اسرائیلیها زبانزد است. آنها در طرح عملیاتیشان همه ضعفهایی را که برشمردیم در نظر گرفته بودند. فرماندهی نیروی هوایی از افسران پایگاههای هوایی عراق تشکیل میشد که معمولاً فرماندهان گروههای هوایی با پایگاههای هوایی بودند. ما به اهمیت مأموریتهای پشتیبانی نزدیک هوایی واقف نبودیم و حتی فکر میکردیم به جای این مأموریتها میتوان از توپخانه استفاده کرد. به همین علت این مأموریتها را به بالگردهای هوانیروز واگذار کردیم.
ادامه دارد
🌷 شهید نصرالله
🌿 نماد فتح و نصرت
👆🎞 شهید حسن نصرالله
در ۸ سال دفاع مقدس
#جبهه_مقاومت