دفاع مقدس
📃متن خواندنی👇 🌴راه برون رفت از مشکلات اقتصادی موجود کشور‼️ 💠درسی که می توان از دوران #دفاع_مقدس گر
💠 عرق ملی و غیرت مسئولین در #دهه_60 ‼️
اواخر سال 1364 برای گذراندن دوره آموزش ماکس FDM ازطرف اداره مخابرات به کشور ژاپن اعزام شدم. قبل از عزیمت، گفته بودند که میتوانید 50 دلار با خودتان همراه داشته باشید. برای تهیه دلار به خیابان فردوسی تهران رفتم. آنجا (در پیاده روی جلوی بانک ملی ایران) چند نفری دلارفروش پرسه میزدند. (آن ایّام، تهران شلوغی الآن را نداشت و خیابانها و معابر شهر تا این اندازه شلوغ و پُرازدحام نبود). در آن زمان، هر دلار معادل 60 تومان بود. (حقوق ماهیانه ما هم حدود چهار هزار تومان بود). سه هزار تومان دادم و 50 دلار گرفتم.
در #دهه_60 و در اوج جنگ تحمیلی اجازه خروج ارز از کشور را نمی دادند به جز موارد معدود... ؛ حتی خارج کردن طلا نیز از کشور ممنوع بود. در آن زمان مسئولین نسبت به سرمایه های ملی غیرت نشان می دادند.
⛔️ واردات نیز به شدت کنترل می شد و به جز اقلام ضروری، مجوز وارد کردن هیچ نوع کالای خارجی به کسی داده نمی شد.
این گونه بود که در آن شرایط سخت جنگی که در تحریم و محاصره اقتصادی نیز قرار داشتیم، کشور بدون تنش های اقتصادی اداره می شد!
متأسفانه بعد از جنگ، دولت سازندگی شرایط کشور و جامعه را به سمتی پیش برد که توقع عمومی بالا رفت و روحیات زمان جنگ از قبیل قناعت و صرفه جویی رنگ باخت ...تا جایی که امروزه کار به جایی رسیده که برخی اقشار پُردرآمد جامعه، به عنوان مثال راضی نمی شوند که خودروی داخلی سوار شوند و با هر قیمت گزافی از نوع وارداتی و لوکس استفاده می کنند ...و متأسفانه عزم جدی نیز در دولت وجود ندارد که جلوی خروج ارز از کشور را بگیرد‼️- بدون تردید ریختن سرمایه ملی به جیب کمپانی های خارجی، خیانتی نابخشودنی است.
🔹به نظر می رسد بازگشت به روحیات #دهه_60 می تواند غیرت و عِرق ملی را در مسئولین احیا کند و سطح انتظارات و توقعات را در سطح جامعه کاهش دهد.
﴿راوی: ادمین کانال﴾
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
💠 عرق ملی و غیرت مسئولین در #دهه_60 ‼️ اواخر سال 1364 برای گذراندن دوره آموزش ماکس FDM ازطرف ادا
💠 مأموریت آموزشی به ژاپن
⌛️چهل سال قبل در چنین ایامی، جهت تکمیل آموزش سیستمهای مخابراتی (Multiplex Systems)، سفری به کشور ژاپن داشتیم.
با هماهنگی شرکت NEC ، در پاییز سال ۱۳۶۴ دو اکیپ ۵ نفره از برادران مخابرات جنگ، فراگیری سیستمهای تلفن راه دور (FDM و رادیودیجیتال-VFTG) را در بخش Training Centre آغاز کردند.
این مأموریت، حدود ۴۰ روز به طول انجامید که در ادامه👇، مختصری از خاطرات خود را از این سفر، در قالب چند پست بیان میکنم.
✍ #ادمین «کانال دفاع مقدس»
👇👇👇
دفاع مقدس
💠 مأموریت آموزشی به ژاپن ⌛️چهل سال قبل در چنین ایامی، جهت تکمیل آموزش سیستمهای مخابراتی (Multiple
#خاطره ادمین کانال 👇
⏳ #دهه_60
💠 مأموریت ژاپن
✍️ به روایت نیروی مخابرات سپاه در دهه شصت که برای آموزش سیستم های انتقال تلفن راه دور FX در دوران جنگ تحمیلی (قبل از عملیات والفجر 8 و 9 به خارج از کشور اعزام شده بود :
⚪️ ابتدای پاییز سال 64 بود که به منظور آموزش رادیوماکس، راهی ژاپن شدیم. اولین گروههایی از سپاه بودیم که در خارج از کشور آموزش میدیدیم. دو اکیپ پنج نفره که به فاصله یک هفته ایران را ترک کردیم. چهار نفر از هر گروه، رسمی بودند و نفر پنجم مترجم و سرباز مخابرات سپاه بود. رسمیها هم از نیروهای ماکس سپاه بوده و دو سالی را با رادیوماکس کار میکردند. اکیپ ما، سیستمهای آنالوگ و اکیپ دیگر سیستمهای دیجیتال را آموزش میدید. من به اتفاق برادران زرگر، قرقچیان، شهید سرناز و فریدونی(سرباز و مترجم) دورۀ آنالوگ را میگذراندیم و برادران: کیانی نژاد، بهرامی، پیک و علی زرندی و نوری(سرباز و مترجم) دوره دیجیتال.
شرکت NEC (Nipon Electric Cimpany) که سازنده دستگاههای رادیو ماکس بود، به ازاءِ فروش تجهیزات مخابراتی، دورههای نصب و راه اندازی و نیز تعمیر و نگهداری آنها را هم برقرار میکرد. شرکت با هزینه خود به نیروهایی که مشتریان خود معرفی میکردند در کشور ژاپن آموزش میداد. بعداً که به آنجا رفتیم دیدیم که از کشورهای دیگر نیز در قسمت Training Center شرکت مشغول گذراندن دوره هستند. روزی یکی از افراد آنجا می گفت اگر با عراقیها برخورد کنید، چه عکس العملی از خود نشان میدهید؟ (در زمان صدام، عراق کشور متخاصم بود و عراقیها نیز دشمن ایران بودند). ظاهراً آنها هم در دورههای قبلی که در آنجا برگزار شده بود، شرکت کرده بودند. (معلوم نشد چه دستگاههایی را آموزش میدیدند).
﴾۱﴿
قبل از عزیمت گفته بودند که میتوانید 50 دلار با خودتان همراه داشته باشید. برای تهیه دلار به خیابان فردوسی تهران رفتیم. آنجا (در پیاده روی جلوی بانک ملی ایران) چند نفری دلارفروش پرسه میزدند. (آن ایّام، تهران شلوغی الآن را نداشت و خیابانها و معابر شهر تا این اندازه شلوغ و پُرازدحام نبود).
در آن زمان، هر دلار معادل 60 تومان بود. (حقوق ماهیانه ما به عنوان عضو رسمی سپاه، به چهار هزار تومان نمی رسید).
سه هزار تومان دادیم و 50 دلار گرفتیم.
﴾۲﴿
زمان پرواز فرا رسید و برای این کار چهار نفری به منزل برادر سرناز رفتیم، چون نزدیک فرودگاه مهرآباد بود. نماز خوانده، غذا خوردیم و پدر او با ماشین خود ما را به فرودگاه رساند. هنگام سوار شدن به هواپیما، در سالن فرودگاه، برادران سپاه که لباس فُرم بر تن داشتند مسافرین را بازدید بدنی میکردند. (در آن زمان امکان ربودن هواپیما و خرابکاری از سوی منافقین وجود داشت و لذا تأمین پروازهای داخلی و خارجی را به سپاه سپرده بودند.) سوار هواپیما شدیم و به مقصد ژاپن به پرواز در آمدیم. پس از چندین ساعت پرواز در فرودگاه شهر اُرومچی واقع در شمال چین فرود آمدیم (اُرومچی منطقه مسلمان نشین چین بود. در تابلوی فرودگاه، نام اُرومچی به عربی "اُرومجی" درج شده بود). ساعتی بعد هواپیما به پرواز در آمد و پس از طی مسافت طولانیای، به فرودگاه "ناریتا" (واقع در 60 کیلومتری توکیو) رسیدیم. پرواز ظاهراً چهارده ساعت به طول کشید. در طی این مدت، نماز را هم در هواپیما به جماعت خواندیم. در فرودگاه، نماینده شرکت به استقبال ما آمده بود و به اتفاق او با اتوبوس راهی محل اقامت خود شدیم. (در اتوبوس، کنار آن فرد ژاپنی نشسته و از او خواستم الفبای زبان خود را برایم بنویسد و به این ترتیب از فرصت به دست آمده استفاده کردم. بعداً هم جزوهای به صورت کاغذ A4 به ما دادند که عبارات ساده ژاپنی به انگلیسی در آن درج شده بود تا به این وسیله با خط و زبان ژاپنی آشنایی مختصری پیدا کنیم.) پس از حدود یک تا یک و نیم ساعت، به محل اقامتمان که در یوکوهاما و منطقه "تسورومی"鶴見 بود رسیدیم. (یوکوهاما横浜 در فاصله 40-30 کیلومتری توکیو واقع شده بود.) محل اسکان ما یک واحد از آپارتمانی بود که در نزدیک ایستگاه مترویِ "تسورومی" قرار داشت. اکیپ دیگر یک هفته پس از ما وارد ژاپن شدند، و واحدِ مجاورِ ما را در اختیار آنها قرار دادند. شرکت NEC برای اسکان افراد آموزشی که از کشورهای مختلف جهان میآمدند، هتل در نظر گرفته بود. ولی با این که هتل راحتتر بود ولی غذاهای آنجا حلال نبود و رعایت شئون اسلامی نمی شد. در آنجا آبجو و مشروبات الکلی سرو میکردند و از طرفی مسایل غیراخلاقی و خلاف شرع بود وجود داشت، لذا برای ما آپارتمان پیش بینی بودند. حدود چهل روزی را در آنجا ماندیم. در این مدت برای غذا، از فروشگاه نزدیک خود، مواد غذایی را تهیه کرده و خودمان غذا درست میکردیم که بیشتر با تخم مرغ بود و گاهی هم میگو. برای مخارج تهیه مواد غذایی و نیز بلیط مترو، شرکت NEC ، مبلغی "یِن" به ما داده بود که به صورت دلخواه هزینه کنیم. (ما در این مدت برای صرفه جویی و پس انداز، گاهی به جای استفاده از مترو، طول ساحل رودخانه "تسورومی کاوا"鶴見カワ را تا محل آموزش که فاصله طولانی هم بود! پیاده طی میکردیم).
﴾۳﴿
محل برگزاری کلاسهای هم در Training Center شرکت بود (در یوکوهاما). آنجا خارجیهای دیگر هم بودند و هر گروه در بخش خاصی دوره میدید. کلاس به صورت تئوری و عملی برگزار میشد. در حوالی ساعت ده صبح هم وقت استراحت بود که میرفتیم چای یا قهوهای میخوردیم. استفاده از سرویسهای بهداشتی آنجا که هم مشکل بود (چون توالت فرنگی بود). هر نفر یک شیشه نوشابه خانواده را از شیر بیرون پر از آب میکرد و با خود به دستشویی میبرد. و برای استفاده از دستشوییهای فرنگی هم باید با کفش میرفتی بالا!!
در محل شرکت، نماز جماعت هم میخواندیم و پس از اتمام درس به سمت محل اقامت خود باز میگشتیم. دوباره میبایست مسیر طولانی را پیاده طی میکردیم. وقتی که برمیگشتیم، بچهها بیشتر استراحت میکردند. من که میدانستم دیگر چنین فرصتی بدست نمیآید، مایل به دیدن جاهای مختلف آنجا بودم ولی این کار به تنهایی میسّر نبود. به ناچار پای تلویزیون اوقات خود را سپری می کردم. برخی شبها بیرون رفته و در خیابانها قدمی میزدیم. در این مدت برای تفریح و نیز بازدید از کارخانهNEC ، با اتوبوس به منطقه "هاکُنه"箱根که در سمت شمال ژاپن قرار داشت رفته در آنجا از خط تولید کارخانه دیدن کردیم. همچنین از منطقۀ گردشگری کوههای "هاکُنه" بازدیدی داشتیم. آنجا ناحیه آتشفشانی بود که از جای جایِ کوه، آب گرم به همراه بخارات گوگرد بیرون میزد. منظره زیبایی بود. شب را در هتلی در آنجا گذراندیم و پس از صرف ناهار در رستورانی در ساحل اقیانوس آرام، به یوکوهاما باز گشتیم.
﴾۷﴿
یک بار دیگر هم به مرکز شهر توکیو رفته و بازدیدی از برج بلند توکیو داشتیم. برج فولادی قرمز رنگ بلند که با آسانسور به قسمتهای فوقانی آن میرفتند. در ارتفاع میانه برج، سازهای چند طبقه بود که بازدیدکنندگان از آنجا بیرون را تماشا میکردند. دوربینهای بزرگ پایه دار را نیز کار گذاشته بودند که تا فواصل دور از شهر توکیو را میشد مشاهده کرد. طبقات آخر برج هم اختصاص داشت به نصب سیستمهای مخابراتی و تلویزیونی، که رفتن به آنجا ممنوع بود.
﴾۱۰﴿